تبليغاتX
نغمه ی فراق
امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف عنايات ويژه‌اي به حضرت فاطمه معصومه عليها السلام و حرم با صفاي او و اهل قم به ويژه علماء دارد.[1] تا جايي كه كه سبب رشد و شكوفايي معنوي اين پايگاه جهت فرهنگ سازي معارف اسلامي خصوصاً مهدوي شده است. لذا در اين مقاله به طور اختصار به پيوند آخرين معصوم عليها السلام با حضرت معصومه عليها السلام اشاره مي‌نمائيم:

1. امام مهدي در زيارت نامه حضرت معصومه عليها السلام 

يكي از افتخارات شيعه، داشتن زيارت نامه‌هايي است كه از معصومين عليهم السلام به يادگار مانده است. در زيارت نامه حضرت معصومه عليها السلام ضمن مرور عالي‌ترين معارف شيعه، هشت بار با مقام ولايت، رابطة مستقيم برقرار مي‌شود كه سه مورد آن پيوند با امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف است.

الف) عرض ادب و اهداي سلام

سلام‌هاي اين زيارت توأم با اسرار است[2] يكي از آنها اين است كه تمام سلامهاي عرضه شده به خدمت پيامبر و جانشينان او با صيغة مخاطب (السلام عليك) است ولي هنگام عرض ادب به پيشگاه دوازدهمين امام با صيغة غايب (السلام علي وصي من بعده) آمده است. اين تغيير شيوه، براي توجه دادن زائر به امام غايب است. يكي ديگر از اين اسرار لقب‌هاي امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف است كه عبارتند از نور، سراج، ولي ، وصي و حجت.

ب) دعا براي فرج

زائران حرم و بارگاه حضرت معصومه عليها السلام از خداوند متعال مي‌خواهند: «اسئل الله ان يرينا فيكم السرور و الفرج؛ از خداوند مي‌خواهم كه سرور و گشايش شما را ببينم». قطعاً سرور اهل بيت عليها السلام ظهور امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است.

ج) رجعت

زائر در اين حرم مقدس عرضه مي‌دارد: «و اين يجمعنا و اياكم في زمرة جدكم محمد صل الله عليه و آله و سلم ، ما و شما را در زمرة جد بزرگوارتان حضرت محمد صل الله عليه و آله و سلم گردآورد».

اين درخواست براي روز قيامت نيست، زيرا بهشت و مزاياي آن در بخش‌هاي بعدي مطرح شده است، بلكه ظهور امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است. بر اساس عقيدة رجعت، معصومين عليها السلام در زمان ظهور به دنيا بر مي‌گردند و همراه بودن با امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف به منزله همراه بودن با دیگر ائمه و قرار گرفتن در زمرة پيروان حضرت محمد صل الله عليه و آله و سلم است.

2. امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف و كريمة اهل بيت و قم

امام صادق عليها السلام بيش از 1200 سال پيش فرمود:

به زودي، كوفه از علم خالي شود و بساط علم از آن برچيده شود، آن چنانكه مار در لانه اش به خود مي‌پيچد. آنگاه علم در شهري به نام قم ظاهر مي‌شود و آنجا مركز دانش و فضيلت مي‌گردد تا جايي كه در روي زمين حتي يك نفر مستضعف و ناآگاه در دين باقي نمي‌ماند، حتي بانوان پرده نشين. و اين در آستانة ظهور قائم ما خواهد بود كه خداوند قم و اهل قم را قائم مقام حجت قرار مي‌دهد وگرنه زمين خالي از حجت مي‌شود وزمين ساكنان خود را در كام خود فرو مي‌برد. در آن ايام، علم از قم به همة سرزمين‌هاي شرق وغرب جهان سرازير مي‌گردد و حجت خدا بر مردم كامل مي‌شود و ديگر در روي زمين فردي نمي‌ماند كه دين و دانش به او نرسيده باشد. سپس قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف ظهور مي‌كند و موجب خشم و غضب خداوند بر مردم مي‌شود زيرا خداوند از هيچ بنده‌اي انتقام نمي‌گيرد،جز هنگامي كه حجت خداوند را انكار كند.[3]

نكته حايز اهميت اين جا است كه در روزي كه اسم قم در جزيرة العرب ناشناخته و گم بود. صادق آل محمد صل الله عليه و آله و سلم آينده آن را ترسيم فرمود اكنون حوزه علميه قم، از حوزه علميه هزارساله نجف، سبقت گرفته است و صدها مجتهد عالي مقام را در دامان خود به بركت حضرت معصومه عليها السلام پرورش داده است. 

مقصود از قائم مقامي اهل قم، مراجع تقليدند، زيرا امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف آنان را جانشين خود قرار داده است. امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف در توقيعي به محمد بن عثمان عمري مي‌فرمايد: «و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواه احاديثنا فانهم حجتي عليكم و انا حجه الله»[4] 
+ نوشته شده توسط طیبه کوزه گر آرانی در پنجشنبه نهم مهر 1388 و ساعت 10:59 |
غيبت امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) به خاطر تنبلي شيعيان است
منتظر واقعي كسي است كه با خون خودش در راه جهاد با دشمنان غوطه‌ور باشد اين اجر مال كسي است كه مجاهد في سبيل الله است انتظار بهترين جهاد است.

فارس: يك مبلغ ديني گفت: غيبت امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) به خاطر تنبلي شيعيان است كه از انجام تكاليف يك منتظر واقعي سرباز مي‌زنند.

حجت الاسلام سعيد مرداني در ‌ارتباط‌ با زمينه‌سازي ظهور اظهار داشت: با غيبت حضرت مهدي(عج الله تعالی فرجه الشریف)نه تنها شيعيان كه همه مسلمانان و بلكه همه عالم محروم شدند و آنچه كه امروز رسالت شيعيان است زمينه‌سازي براي ظهور است.

وي افزود: دليل بر اين معنا همان ادله انتظارست، انتظار يعني آمادگي، يعني زمينه‌سازي، انتظار يك حالت نيست عمل است و بهترين اعمال است انتظار فرج برخاسته از معرفت و محبت خواهد بود.

مرداني تصريح كرد: كسي كه منتظر كسي باشد خودش را آماده مي‌كند، انتظار افسوس كشيدن و آه نيست بلكه آماده شدن و آماده‌سازي است كسي كه منتظر امر ولايت باشد زماني كه ضرورت محبت و اضطرار به امام (عج الله تعالی فرجه الشریف) را درك كند چه بر‌اساس دلايل و براهين عقلي و چه منطقي راه اطاعت از امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) و تسليم بودن در برابر امام را در پيش خواهد گرفت.

وي با اشاره به رواياتي كه در ‌ارتباط‌ با منتظر واقعي گفته شده است، اظهار داشت: در روايت و احاديث بار‌ها تأكيد شده است منتظر واقعي كسي است كه با خون خودش در راه جهاد با دشمنان غوطه‌ور باشد اين اجر مال كسي است كه مجاهد في سبيل الله است انتظار بهترين جهاد است.

اين مبلغ ديني افزود: با غيبت امام (عج الله تعالی فرجه الشریف)، نه تنها شيعه به محروميت رسيد بلكه هستي به محروميت رسيد و با ظهور حضرت همگان شاد مي‌شوند چون با ظهور حضرت گستره‌ي عدالت تمام هستي را فرا مي‌گيرد.

وي رسالت ايرانيان امروز را زمينه‌سازي بر‌اي ظهور منجي دانست و تصريح كرد: زمينه‌سازي به دليل احاديث انتظار، مفهوم انتظار آمادگي است در سنن ابن ماجه مي‌فرمايند‌ يك جماعتي از مشرق زمين قيام مي‌كنند كه زمينه ساز و بستر‌ساز قيام امام هستند.

مرداني علت غيبت امام(عج الله تعالی فرجه الشریف)را مردم عنوان كرد و اظهار داشت: اين كه امام هست لطف خداست بر اساس قاعده لطف، انسان نيازمند به وحي و لطف است و اين كه در مصدر حاكميت باشد لطف ديگري است و اين نبود حضور نشان از آن است كه شيعه وظيفه‌اش را انجام نداده است.

وي زمينه‌سازي شناخت علايم و شرايط و ايجاد زمينه‌هاي آن دانست و افزود: معرفت به امام، درك صحيح از وظايف نسبت به امام (عج الله تعالی فرجه الشریف) به دليل معناي انتظار، يك منتظر برعهده دارد.

اين مبلغ ديني دلايل غيبت را به خاطر تنبلي شيعيان دانست كه تكاليف خود را انجام ندادند و تصريح كرد: معرفت، محبت، اطاعت و تسليم چهار عنصري است كه نسبت به مقام ولايت در فرد ايجاد مي‌شود. كه براي رسيدن به اين مهم ايجاد يك تحول در فرد و جامعه ضروري است.
 

+ نوشته شده توسط طیبه کوزه گر آرانی در پنجشنبه نهم مهر 1388 و ساعت 10:56 |

باسمه تعالی

بعثت پیامبر (صلّی الله و علیه و آله و سلّم

بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) یا برانگیخته شدن آن حضرت به مقام رسالت، مهمترین فراز از تاریخ اسلام بوده و نزول قرآن کریم نیز از این زمان آغاز می‌گردد. کلمه بعثت به معنای «برانگیخته شدن» بوده و در اصطلاح به مفهوم فرستاده شدن انسانی از سوی خداوند متعال برای هدایت دیگران می‌باشد.

همانطور که از روایات اسلامی و مطالعات تاریخی برمی‌آید، مسأله بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در ادیان الهی با برخی از خصوصیات و نشانه‌ها، قبل از ظهور آن حضرت، مطرح بوده و بسیاری از اهل کتاب و پاره‌ای از اعراب مشرک نیز با آن آشنایی قبلی داشته‌اند. نوید و بشارت ظهور پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم)، به تصریح قرآن در تورات و انجیل ذکر گردیده و حضرت عیسی (علیه السلام) نیز پس از تصدیق توراتی که به حضرت موسی (علیه السلام) نازل شده بود، به برانگیخته شدن رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بشارت داده است. همچنین در این کتب، حتی به خصوصیات رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و یارانشان نیز اشاره شده است.

بنابراین (و همانگونه که قرآن نیز ذکر می‌نماید) دانشمندان اهل کتاب، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را همچون نزدیکترین کسان خود می‌شناخته اند. با مراجعه به تاریخ می‌توان افراد زیادی را یافت که در انتظار ظهور و بعثت پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله و سلم) بوده‌اند و افرادی از میان آنها، حتی به امید دیدار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به محل سکونت، مکان هجرت و یا حتی گذرگاه عبور و مرور آینده پیامبر هجرت کرده بودند که به عنوان نمونه، می‌توان به "بحیرای راهب" اشاره نمود.

بنابر این بعثت پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)، حادثه‌ای بس بزرگ در سرنوشت هدایت بشری بوده و عظمت این امر سبب می‌شد که خداوند متعال به عنوان مقدمه این امر بزرگ، تربیت و پرورش آن حضرت را به عهده داشته و ایشان را برای آینده دشواری که در پیش رو داشتند، آماده سازد. به دنبال همین تربیت الهی بود که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در سالهای قبل از بعثت نیز حالات فوق العاده معنوی و مشاهدات روحانی داشته و نتیجتاً ایشان تمام این دوران را با پاکی و طهارت و معنویت سپری کرده‌اند. حضرت علی (علیه السلام) می‌فرمایند: "خداوند بزرگترین فرشته خود را از خردسالی پیامبر، همدم و همراه ایشان ساخت. این فرشته در تمام لحظات شبانه روز با آن حضرت همراه بود و او را به راههای بزرگواری و اخلاق پسندیده و شایسته رهبری می‌کرد."

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به خاطر همین حالات معنوی و طهارت روحی، ناگزیر از وضع نابسامان مردم و از جهل و فسادی که بر جامعه آن روز و بویژه در شهر مکه حاکم بود، رنج می‌بردند. همچنین به منظور تفکر و عبادت در مکانی خلوت، مدتی محدود در سال را از آنها کناره می‌گرفتند و به کوه حرا (که در شمال شرقی مکه واقع است) می‌رفتند. این کناره‌گیری برای حُنَفا و برخی یکتاپرستان قبل از پیامبر نیز وجود داشته است. گویند عبدالمطلب، جد بزرگوار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پایه‌گذار این رسم بوده است. او به هنگام ماه رمضان برای خلوت و عبادت به کوه می‌رفت و مستمندانی را که از آنجا می‌گذشتند، اطعام می‌نمود.

در واقع می‌توان گفت که این خلوت‌گزینی، زمینه‌ای برای تقویت هرچه بیشتر حیات روحانی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و مقدمه‌ای برای بعثت و نزول وحی به آن حضرت به شمار می‌رفته است.

در دوران این خلوت‌گزینی‌ها نیز همچون سایر مراحل گوناگون زندگی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، حضرت علی (علیه السلام) (که پرورش یافته در خانه پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و در دامان ایشان است)، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را همراهی می‌نمود و گاهی اوقات برای ایشان آذوقه و آب و غذا می‌برد.

پس از سپری شدن ایام عبادت، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به مکه برگشته و پیش از اینکه به خانه خویش بازگردند، خانه خدا را طواف می‌نمودند.

این حالات همچنان ادامه یافت تا اینکه سن آن حضرت به چهل سالگی رسید و خداوند که دل ایشان را برترین و مطیع‌ترین و خاضع و خاشع‌ترین دلها در برابر خویش یافت، ایشان را مبعوث کرد و به پیامبری گرامی داشت، تا به وسیله قرآنی که آن را روشن و استوار گردانیده، بندگانش را از پرستش بر بتان خارج ساخته و به پرستش خویش هدایت کند.

 

نزول اولین وحی

به عقیده اکثر علمای شیعه، بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در روز 27 ماه رجب، پنج سال پس از تجدید بنای کعبه، اتفاق افتاد و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در این هنگام، چهل سال داشتند.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، طبق رسم خویش چند روزی بود که برای عبادت و تفکر به غار حرا آمده بودند. در روز بیست و هفتم ماه رجب بود که جبرئیل (یکی از چهار فرشته مقرب الهی و مأمور ابلاغ وحی از جانب پروردگار به پیامبران) به سوی ایشان نازل شد. او بازوی پیامبر را گرفت و تکان داد و گفت: ای محمد بخوان. پیامبر فرمود: چه بخوانم؟ جبرئیل آیات آغازین سوره علق را از جانب خداوند نازل نمود:

"بسم الله الرحمن الرحیم. اقرأ باسم ربک الذی خلق. خلق الانسان من علق. اقرأ و ربک الاکرم. الذی علم بالقلم. علم الانسان مالم یعلم. به نام خداوند بخشنده مهربان. بخوان به نام پروردگارت که بیافرید. آدمی را از علق بیافرید. بخوان و پروردگار تو ارجمندترین است. خدایی که به‌وسیله قلم آموزش داد و به آدمی آنچه را که نمی‌دانست، آموخت."

همراه اولین نزول وحی و در لحظه بعثت، حوادثی بزرگ اتفاق افتاد که از آن جمله می‌توان به شنیده شدن صدای ناله‌ای اشاره نمود. حضرت علی (علیه السلام) در این باره می‌گوید: "صدای ناله شیطان را در هنگام نزول اولین وحی به آن حضرت شنیدم. عرضه داشتم: "یا رسول الله این ناله چیست؟" فرمود: "این شیطان است که از اطاعت شدن مأیوس و ناامید شده و چنین به ناله در آمده است." سپس رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) اضافه فرمود: "تو می‌شنوی آنچه را من می‌شنوم و می‌بینی آنچه را که من می‌بینم الا اینکه تو مقام نبوت نداری و فقط وزیر و کمک کار من هستی و از راه خیر جدا نمی‌شوی."

همانطور که قبلاً نیز بیان شد، حضرت علی (علیه السلام) در مواقع مختلف از جمله در دوران خلوت‌گزینی‌های پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) همراه حضرت بوده‌اند و این سخن امام علی (علیه السلام) در نهج البلاغه نیز به طور خاصی بیان می‌دارد که ایشان در لحظه نزول اولین وحی، در کنار پیامبر حضور داشته‌اند. البته مطالعات تاریخی بیان می‌نماید که تنها شخصی که در آن لحظات، پیامبر را همراهی نموده، امام علی (علیه السلام) بود و احدی جز ایشان، ادعای همراهی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در آن لحظات را ننموده است. جبرئیل پس از انجام وظیفه خود و ابلاغ آیات الهی، بار دیگر به آسمان بازگشت.

 

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از نزول اولین وحی

همانطور که در قسمتهای پیشین اشاره شد، قبل از بعثت، به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) الهاماتی می‌شد و ایشان حالات فوق العاده‌ای داشتند. اما کیفیت نزول اولین وحی بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و موضوع آن، به‌طور کلی با الهامات قبل از بعثت ایشان متفاوت بود. و این امر سبب شد تا حالات روحی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و در نتیجه حالات جسمانی ایشان تغییر نماید. برای این تغییر حالت دو دلیل را می‌توان برشمرد:

اولاً ایشان در هنگام نزول اولین آیات قرآن، عظمت و جلال خداوند را هرچه بیشتر احساس کردند.

ثانیاً در هنگام بعثت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) بار بزرگ رسالت به عهده ایشان نهاده شد و پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در شرایطی موظف به ابلاغ رسالت الهی خویش به مردم گشتند که جزیرة العرب را اوضاع نابسامان اجتماعی فراگرفته بود و در چنین شرایطی واضح بود که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از ابلاغ دعوت خویش نه تنها مورد تکذیب و تهمتهای ناروا و آزار و اذیت مشرکین قرار می‌گرفتند، بلکه آنان در مسیر رسیدن پیام پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به سایر مردم موانع بسیاری را ایجاد خواهند نمود. مجموعه این عوامل باعث دگرگونی حالت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شد. اما خداوند نیز در این شرایط پیامبرش را تقویت نمود و ایشان را برای به انجام رساندن مسئولیت عظیم رسالتش، بیش از پیش آماده ساخت.

 

بازگشت از کوه حرا

پس از این پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از کوه پایین آمدند و به سمت مکه و خانه خویش عازم شدند. هنگامیکه به خانه رسیدند ماجرای بعثت خویش را برای همسر گرامیشان حضرت خدیجه (سلام الله علیها) بازگو نمودند. خدیجه (سلام الله علیها) نیز که در سالهای همسری با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آثار بزرگی و پیامبری در ایشان را دیده بود، گفت:

"به خدا دیرزمانی است که من در انتظار چنین روزی، بسر برده‌ام، و امیدوار بودم که روزی تو رهبر خلق و پیغمبر این مردم شوی."

 

نزول سوره مدثر

در همین روزهای آغازین بعثت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بود که در هنگام استراحت ایشان، جبرئیل برای بار دیگر بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و آیات نخستین سوره مدثر را بر ایشان خواند که:

"بسم الله الرحمن الرحیم، یا ایها المدثر، قم فأنذر، و ربک فکبر و ثیابک فطهر و الرجز فاهجر و لاتمنن تستکثر و لربک فاصبر

به نام خداوند بخشنده مهربان،ای کسی که جامه به خود پیچیده ای، برخیز و قوم خود را از عذاب خدا بیم ده و خدا را به بزرگی یاد کن و لباست را پاکیزه دار و از ناپاکی دوری گزین و بر هرکس احسان کنی ابداً منت نگذار و برای خدا صبر پیش گیر"

می‌توان گفت مفاد این سوره این است که از این پس، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) باید پیوسته به فکر بیم دادن مردم از نافرمانی خداوند بوده و لحظه‌ای از آن غافل نباشد و بدین گونه بود که اولین آیه‌های کتاب آسمانی دین اسلام به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل شد و ایشان از جانب خداوند به مقام رسالت برگزیده شدند.

 

نخستین مسلمانان

همانطور که قبلاً به آن اشاره شد، حضرت علی (علیه السلام) به دلیل نزدیکی با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در غار حرا، همراه ایشان بوده‌اند که لحظه نزول اولین وحی هم یکی از آن مواقع بوده است. پس بسیار طبیعی به نظر می‌رسد که حضرت علی (علیه السلام) که از نزدیک این وقایع عظیم و مبعوث شدن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در غار حرا، از جانب خداوند متعال را نظاره‌گر بوده‌اند، در آنجا به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ایمان آورده و به عنوان اولین مسلمانان، چه در میان زنان و چه در میان مردان یاد شوند.

خود ایشان نیز در چندین خطبه (در نهج البلاغه) که در حضور عموم مسلمانان و بیشتر اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ایراد می‌شد، می‌فرمایند: "من بر فطرت یکتاپرستی متولد شدم و از دیگران به ایمان و هجرت سبقت گرفتم."

همچنین می‌فرمایند: "هیچکس قبل از من به دعوت حق روی نیاورده است."

در مورد اولین زن مسلمان نیز باید گفت که به اتفاق عموم مورخان اسلام، حضرت خدیجه (سلام الله علیها) اولین زن مسلمان بوده‌اند، چون پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از مبعوث شدن با اولین کسی که برخورد داشته‌اند، حضرت خدیجه (سلام الله علیها) بوده، ضمناً، همانطور که در قسمتهای قبل نیز بدان اشاره شد، ایشان در گفتار خویش تلویحاً پیامبری پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را تصدیق نموده اند.

بعد از این دو بزرگوار می‌توان به ابوذر غفاری که جزو اولین مسلمانان بوده نیز اشاره کرد.

 

بعد از بعثت

پس از بعثت رسول خدا، جبرئیل از آسمان فرود آمد، آبی از آسمان آورد و طریقه وضو گرفتن و رکوع و سجود را به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آموخت. همچنین سایر احکام و مسائل شرعی نیز توسط جبرئیل بتدریج بر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل می‌شد. رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز این احکام را به نخستین مسلمانان آموزش داده و آنها هم این اعمال را انجام می‌دادند. به عنوان مثال در مورد نماز باید گفت که حضرت علی (علیه السلام) و حضرت خدیجه (سلام الله علیها) که اولین نمازگزاران بودند پشت سر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) به جماعت ایستاده و نماز را اقامه می‌کردند. گفته می‌شود آنها نماز ظهر را در کنار کعبه می‌خواندند ولی در مواقع دیگر در جاهای دیگر این فریضه را بجای می‌آوردند تا قریشیان متوجه آنها نشوند.

در این مدت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بتدریج کار دعوت پنهانی خویش را آغاز کردند که مشروح آن در قسمتهای آینده خواهد آمد.

 
 
+ نوشته شده توسط طیبه کوزه گر آرانی در جمعه نوزدهم تیر 1388 و ساعت 16:37 |

علی ای همای رحمت تو چه آيتی خدا را    
که به ما سوا فکندی همه سايه ی هما را    

    دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بين
       به علــی شناختم من به خدا قســم خدا را
 

 

فرخنده میلاد کعبه زاد حماسه و مهرورزی، مولود کعبه،  مولی الموحدین حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام بر ییروانش خجسته باد

 

علی علیه السلام  و زیبائیها:

زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.

زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.

زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.

زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است.

 

تولد در خانه خدا

مکه در يکي از ماه هاي حرام، ماه رجب، پذيراي مقدم زيارت کنندگان خانه خدا بود. زائران با آداب و مناسک خود به گرد خانه خدا طواف مي کردند، گاه پروردگارشان را مي خواندند و گاه بت ها را. و آن روز نيز که روز جمعه سيزدهم ماه رجب بود در اطراف خانه کعبه ازدحام عجيبي برپا بود. در اين جمع تنها يک زن بود که به جاي عبادت بت، خدا را عبادت مي کرد، شرک و کفر بر روحش سايه نينداخته بود. او دين حنيف داشت، همان دين جدش ابراهيم خليل الرحمن، و او نيز در اطراف خانه خدا طواف مي کرد، و از خدا مي خواست تا وضع حملش را آسان کند.

او فاطمه دختر اسد بن هاشم بود و فرزندي را به بار داشت. و تقدير چنين بود که اين فرزند تولدي مبارک و استثنايي داشته باشد... تولد در خانه خدا...

فاطمه با خدا راز و نياز مي کرد. ناگهان در خود احساس دردي شديد کرد، دردي که فاطمه آن را به خوبي مي شناخت، آخر اين پنجمين حمل او بود، او قبلاً چهار بار ديگر اين درد را در خود احساس کرده بود. فاطمه مضطرب و پريشان شد، او در ميان جمعيت غوطه مي خورد و طواف مي کرد، پس از اين احساس از طواف باز ايستاد ولي موج جمعيت او را به اين سو و آن سو مي کشاند. و درد هر لحظه شديدتر و شديدتر مي شد.

چه مي دانست که خدا چه سرنوشت افتخار آميزي براي او و نوزادش رقم زده است.

فاطمه به دنبال پناهگاهي مي گشت، مأمني که او را از چشم مردم پنهان کند، و سرانجام آغوش گشوده کعبه را در برابر خود ديد. فاطمه قدم به درون خانه کعبه گذارد. و اين تقدير الهي بود که مرد خدا در خانه خدا قدم به صحنه حيات پر افتخار خود بگذارد.

نامش را علي نهادند؛ و با علي، موجودي ديگر نيز موجوديت گرفت، موجودي عزيز، گرانبها و بس کمياب. همان چيزي که بايد راز سعادت جامعه ها را در آن جست، و در آن هنگام جوامع سخت از آن نهي شده بودند، جهان، "عدل" را نه مي فهميد و نه مي شناخت. ميلاد علي با تولدي ديگر همراه بود؛ تولد عدل...

 

نسب علي (ع)

نسبت که به معناي اصل و نژاد است. از عوامل مؤثر در ساختار وجودي انسان و تشکيل دهنده شخصيت اوست. طبق گفته قرآن و روايات و ائمه معصومين و نيز علم روانشناسي، فرد بسياري از صفات و روحيات خود را از طريق وراثت به ارث مي برد. حضرت علي (ع) به داشتن اين ويژگي ممتاز بوده که اجداد طاهرش همگي از نظر فضليت و بزرگواري معروف و مشهور بودند. پدر و مادر حضرت علي (ع) هر دو از خاندان هاشم بودند و اين خانواده، در فضايل اخلاقي و صفات والاي انساني، در ميان عرب و قريش، زبان زد همگان بود و شجاعت و تيزهوشي و زيرکي، از امتيازات آنها به شمار مي رفت و همه اين فضايل، در حد اعلاي خود به علي بن ابيطالب به ارث رسيد.

پدر علي (ع)

يکي از شخصيت هاي نقش آفرين صدر اسلام، حضرت ابوطالب پدر حضرت علي (ع) و عموي بزرگوار پيامبر خدا (ص) است. او يکي از ده فرزند عبدالمطلب و خود از بزرگان مکه و رئيس قبيله بني هاشم، و سراسر وجودش، سرشار از بخشش، مهرباني و فداکاري در راه آيين توحيدي بود. ابوطالب بعد از وفات عبدالمطلب، سرپرستي پيامبر اکرم (ع) را به عهده گرفت و بعد از اينکه پيامبر به مقام رسالت رسيد، در راه هدف مقدس ايشان که همان گسترش آيين يکتا پرستي بود، با تمام وجود جانبازي و فداکاري کرد تا آنجا که گفت: «تا جان دارم، از محمد دفاع مي کنم.» او سرانجام در سال دهم بعثت در سال 64 سالگي ديده از جهان فروبست. حضرت علي (ع) مراحل آغازين کودکي را در دامان تربيت چنين پدري بزرگوار رشد يافت.

مادر علي (ع)

مادر گرامي حضرت علي (ع) فاطمه دختر اسد از فرزندان هاشم است. وي از نخستين زناني بود که به پيامبر ايمان آورد و در دوران کودکي پيامبر، مدتي سرپرستي او را به عهده داشت. از اين رو، پيامبر اکرم ضمن تکريم وي، با تعبير مادر از او ياد مي کرد و حتي هنگام رحلت فاطمه بنت اسد، پيامبر اکرم بسيار متأثر شده و پيراهن خود را بر او پوشانده و بر او نماز خواند و فرمود: «خداوند است که زنده مي کند و مي ميراند. اي خدا، به حق من و همه انبياي پيش از من، مادرم فاطه بنت اسد را ببخشاي و دليل و برهانش را بر او تلقين کن و جايگاهش را وسعت بده، همانا که تو را ارحم الراحمين هستي».

 کنيه علي (ع)

در فرهنگ عرب، کنيه اسمي غير از نام اصلي شخص است، که براي مردان با کلمه اَب و اِبن، و براي زنان با اُم و بنت مي آيد و غالباً براي تعظيم و تکريم شخص به کار مي رود. حضرت علي (ع) هم کنيه­هاي مختلفي داشت: از جمله:

ابو تراب که کنايه از هم نشيني آن حضرت با خاک و سجده هاي طولاني ايشان داشت. در سال دوم هجري، علي (ع) روزي زمين خوابيده و مقداري گرد و غبار بر لباسش نشسته بود. در اين هنگام پيامبر اسلام بر بالين ايشان آمد و با خطاب «يا ابوتراب» آن حضرت را بيدار کرد. از آن زمان آن حضرت به اين کنيه مشهور شدند. ابوريحانتين: اين کنيه را هم پيامبر براي ايشان قرار داد و به معناي پدر دو ريحانه بهشت، امام حسن (ع) و امام حسين (ع) است.

القاب علي (ع)

در فرهنگ اعراب، لقب اسمي غير از اسم اصل شخص و نامي است که کسي به آن شهرت مي يابد. لقب بر مدح يا ذَمّ شخص اشاره دارد. القاب حضرت علي (ع) فراوان است و همگي دلالت بر مدح حضرت علي (ع) مي کنند؛ از جمله:

يعسوب الدين و يعسوب المؤمنين: ابن ابي الحديد که از بزرگان اهل سنت است، در اين باره مي گويد: اين دو لقب را پيامبر اکرم (ص) در دو نوبت به علي بخشيد. يک بار به او لقب يعسوب الدين را داد؛ يعني مالک و رئيس و حاکم دين، و در نوبت ديگر فرمود: يعسوبُ المؤمنين؛ يعني آقا و رئيس مؤمنان.

مرتضي لقب ديگر حضرت علي (ع) به اين معناست که رفتار و کردار آن حضرت، مورد پسند خدا و رسول خداست. از ديگر لقب هاي آن حضرت، مي توان به اسدالله (شيرخدا)، حيدر (شير بيشه ايمان) و  کاشِفُ الکَرب (برطرف کننده غم) اشاره کرد.

نهج البلاغه علي (ع)

یکی از گنجينه هاي جاويد و درخشان علم علوي كه از روح بلند پيشواي پرهيزكاران حضرت امير مؤمنان (ع) سرچشمه گرفته است، كتاب گرانسنگ "نهج البلاغــه" است. نهج البلاغــه برگزيده اي از خطبه ها نامه ها و سخنان كوتاه و حكمت آميز علـي (ع) و قطره اي از اقيانوس بيكران معارف الهــي است. مجموعه اي نفيس از سخنان زيباي امير كلام حضرت علي (ع) كه گذشت روزگار نمي تواند غبار كهنگي بر آن بنشاند. ستاره اي درخشان در آسمان علم و معرفت و هنر و ادب كه تا هميشه بر تارك علوم اسلامي خواهد درخشيد. تأمل و تعمق در محتواي نهج البلاغــه مي تواند ما را با گوشه هايي از مكتب مولاي دنيا و دنيا پرستي حماسه حكومت عدالت دعا و مناجات مؤمنان در بخشهاي الهيات، شجاعت، تهذيب اخلاق، سلوك و عبادت و... آشنا سازد. توجه به اين كتاب شريف يكي از نيازهاي نسل امروز جامعه اسلامي است.

 

و علي (ع) مي آيد ...

ساقه هاي نيلوفري از پايه هاي عرش بالا رفته و سرير ولايت را به عطر وجودي خود آراسته اند، تا او بيايد و بر تکيه گاه پوشيده از رازقي آن تکيه زند. درون کعبه چه غوغايي است امروز! ملائک، بال در بال گستره آسمان ها را پوشانيده اند و جبرائيل و ميکائيل و اسرافيل حلقه خانه کعبه شدند تا پر به نور وجود او بسايند! طنين نام او هلهله شادي ملائک است. جام هاي افلاکي عاشقان به سوي او مي آيند و گيسوان سياه شب به يمن وجود او گل خنده هاي نقره اي را در ميان آبشار آسماني اش تقسيم مي کند؛ چرا که امشب علي (ع) مي آيد!...

و جمعه چه شکوهي دارد و اين جمعه شکوهي ديگر!... 13 رجب سال سي ام از عام الفيل! آسمانيان طبق طبق نور مي آوردند، آن گاه که ديوار کعبه شکافته شد و فاطمه بنت اسد قدم به درون کعبه نهاد که علي اعلي خانه خويش را از براي قدوم مبارک او آماده کرده بود ... و او آمد که نام خود را از خدا گرفته بود و آمده بود تا بت هاي خانه را در هم بشکند و بر پشت بام آن نداي يگانگي و توحيد ذات مقدس خداي تعالي را سر دهد و او را تقديس کند و فرياد حق طلبي اش را از ميان کفرها و نفاق به گوش جان هاي عاشقان برساند و پرواز شور آفرين کبوتران عشق را جاني تازه بخشد.

 معشوق خدا

آسمانيان همه از شراب عشق علي (ع) نوشيده اند و لب از جام وصال او تر کرده اند و اينکه زمنيان را فرصتي است تا در چشمه جوشان معرفت او تن بشويند و به نور وجودي او رخ برگشايند؛ او که معشوق خداوند است و محمد (ع)، در خانه خدا، خانه عشق و شوريدگي پا به عرصه خاکي نهاد. او علي است و خدايش اعلي. او که مهتاب سپيدي رويش را از او دارد و کوچه ها همه بي قرار اويند و پنجره ها در انتظار قدوم مبارکش. او که چشمانش همه حديث و اعجاز است و نگاه هستي بخشش پياله جان ها را از شور زندگي، عشق و شيدايي لبريز مي کند؛ او معشوق خداست.

 طبيب دردمندان

ياس ها و نرگس ها در بي کران هاي گذرگاه هستي، عرشيان و زمينيان را در هاله اي از عطر و رويا مي برند؛ چرا که عطر وجودشان را از وجود علي (ع) به وديعت گرفته اند! آب هاي همه درياها از انعکاس نام او مي درخشند و مي خندند و نسيم هاي بهاري، در وزش لابه لاي شاخ و برگ هاي بيدهاي مجنون نام او را زمزمه مي کنند و نغمه خوش طنين نام اوست که اين گونه بلبلان عاشق را به ترنم در آورده است و بهشت براي خاطر او تمام زنبق هايشان را نثار زمينيان کرده است! او علي است؛ طبيبي که هر کجا که لازم باشد بر زخم ها مرهم مي نهد و دل هاي نابينا و گوش هاي ناشنوا و زبان هاي بي کلام را درمان مي کند. او علي (ع) است که غفلت و ناداني و حيرت و سرگرداني را معالجه و روشني هاي حکمت و عرفان را تقديم دل ها و جان هاي تشنه عاشقان الهي مي کند.

 مردي از تبار نور

مردي مي آيد از تبار نور، از تبار عاشقان و شوريدگان. مردي که محمد (ص) از گل خنده هاي نگاه او نشاط مي يابد و ابوطالب در نيمه شب هاي بيداري دل، با او راز دل مي گويد و فاطمه بنت اسد باغ چشمانش را به روي او مي گشايد تا گل شادماني را آبشار لبخند او شکوفا کند. مردي که طلوع مهرانگيز نگاهش ديگر بار حلاوت وصال و عشق را در چشمه لايزال به جان پاکان مي نوشاند و پياله حيات عاشقان از نگاهش لبريز مي شد. علی، فصيح ترين شعر حيات و زيباترين آواز آفرينش بود.

 

 

+ نوشته شده توسط طیبه کوزه گر آرانی در دوشنبه پانزدهم تیر 1388 و ساعت 9:21 |
اين بچه از در و ديوار بالا ميره! علي، 5 ساله و دومين فرزند خانواده است. او پرتحركي و بي‌قراري فوق‌العاده‌اي از دوران كودكي نشان داده است. وقتي خيلي كوچك بود، زياد گريه مي‌كرد و آرام كردنش خيلي دشوار بود. زندگي براي مادر او چنان استرس‌آميز شده بود كه لازم مي‌شد شوهرش براي كمك به او در طول روز و شب در خانه بماند. خواب كودك بسيار بد بود و تمام روز تحرك‌پذيري نشان مي‌داد. از مهدكودك نيز گزارش‌هايي مبني بر شلوغ بودن علي و جنب و جوش زياد و عدم توجه او در كلاس داده مي‌شد. علي را هيچ‌وقت دوستانش به منزل دعوت نمي‌كردند. به خاطر همين يك روز مادر علي، دوستان او را به خانه دعوت كرد. ولي وقتي بچه‌ها به خانه آمدند، علي چنان هيجان زده شده بود كه دور خانه و باغچه مي‌دويد و قادر به نشستن و بازي كردن نبود. بله علي دچار يك اختلال رفتاري به نام بيش‌فعالي شده است كه در ادامه اين مطلب شما مي‌توانيد با اين اختلال رفتاري بيشتر آشنا شويد. هرگاه با كاركنان مدرسه يا معلمان درباره مشكلات رفتاري دانش‌آموزان صحبت مي‌شود، يكي از بارزترين نوع مشكلات را بيش‌فعالي يا پرجنبشي بيان مي‌كنند. زيرا اين گروه به سبب حركات بيش از حد و بي‌توجهي به دستورات و مقررات كلاس و مدرسه وضعيت عادي مدرسه و كلاس را به هم مي‌ريزند. والدين نيز از عدم قدرت كنترل كودك خود، شكايت مي‌كنند و كودك خود را مثل موتوري مي‌دانند كه مرتب روشن است و مي‌جنبد و به اصطلاح از ديوار راست بالا مي‌رود. به هر چيزي دست مي‌زند و به هر كجا سر مي‌كشد. اين اختلال از اختلالات رايج و شناخته شده در دوران كودكي است كه تا سنين بالا ادامه دارد. شروع اين اختلال در بيش از نيمي از كودكان مبتلا به اين اختلال، زير 7 سالگي است. با اين حال اختلال بيش‌فعالي در سن‌هاي پيش از 8 سالگي و 12 سالگي نيز قابل تشخيص است. اوج فعاليت و جست و خيز اين بچه‌ها در اوايل كودكي و حدود 5 يا 6 سالگي است. و در نوجواني به كمترين حد خود مي‌رسد. اما در 50 الي 65 درصد كودكان، نشانه‌هاي بيش فعالي و مشكلات رفتاري مرتبط با آن در دوران بزرگسالي هم راه مي‌يابند. مچنين تعداد پسرها بيشتر از دخترهاست. مشخصات رفتاري كودكان بيش فعال اين كودكان در تمركز كردن مشكل بزرگي دارند. اين گونه كودكان به نظر مي‌رسد كه بي‌توجهند و مشكلات ويژه‌اي در كنترل فعاليت‌هايشان در موقعيت‌هايي كه از آنها خواسته مي‌شود بنشينند، دارند. مثلا در مدرسه، سركلاس درس يا زمان صرف غذا، وقتي نياز به عدم حركت است در توقف حركت يا صحبت كردن ناتوان هستند. آنها به طور مداوم حركت مي‌كنند، بي نظم، غيرقابل پيش‌بيني و بي‌ملاحظه هستند. همچنين فعاليت‌ها و حركات آنها به نظر اتفاقي است. خيلي سريع كفش‌ها و لباس‌هايشان را كهنه مي‌كنند. اسباب بازي‌هاي خود را مي‌شكنند و بسيار زود خانواده، معلمان و دوستان را خسته مي‌كنند. از برجسته‌ترين ويژگي‌هاي اين اختلال بي‌قراري افراطي و عدم توانايي در تمركز و حفظ توجه است كه بر پيشرفت تحصيلي اثر بسيار مخربي دارد. اين كودكان در پيگيري آموزش و به پايان رساندن تكاليف مشكلات عمده‌اي دارند. آنها اغلب نمي‌توانند حتي به ياد آورند كه بايد چه كار كنند. اين كودكان از نظر سازگاري اجتماعي نيز مشكل دارند و به طوري كه از بازي‌هاي متناسب با سن امتناع مي‌كنند، در بازي‌هاي گروهي اخلال ايجاد كرده، قشقرق به راه مي‌اندازند و باعث دعوا مي‌شوند. اين كودكان پرخاشگرترند و به احتمال زياد در ارتباط با صاحبان قدرت مشكلاتي داشته باشند و همچنين از طرف دوستان ممكن است طرد شوند. اين كودكان در مدرسه معمولاً از دستورها پيروي نمي‌كنند و بيشتر وقت معلمان خود را معطوف به خود مي‌كنند، در خانه از خواسته‌هاي والدين پيروي نمي‌كنند، از لحاظ هيجاني نا‌استوار، تحريك‌پذير و خشن هستند. از آنجايي كه با والدين، خواهران و برادرانشان مشكل دارند، بعدها دچار تنهايي اجتماعي مي‌شوند. پيوسته از يك فعاليت ناتمام به كار ديگر مي‌پردازند بدون اين كه هيچ يك را به سرانجام برسانند و موارد بي‌شمار ديگر... نشانه‌هايي كه بايد به آنها توجه كرد حداقل 6 مورد از اين نشانه‌ها بايد وجود داشته باشند و همچنين حداقل 6 ماه دوام داشته و ناسازگار با مراحل رشد كودك باشد. 1. دست‌ها و پاها بي‌قرارند يا در حالت نشسته حركت مي‌كنند. 2. در موقعيت‌هايي كه انتظار مي‌رود بنشينند، اغلب صندلي خود را ترك مي‌كنند. 3. به طور افراطي در موقعيت‌هاي نامناسب حركت مي‌كنند و مي‌دوند. 4. در بازي كردن يا انجام فعاليت‌هاي اوقات فراغت به طور آرام مشكل دارند. 5. اغلب در حال راه رفتن هستند به گونه‌اي كه به نظر مي‌رسد به وسيله موتوري رانده مي‌شوند. 6. به طور افراطي صحبت مي‌كنند. علل بروز اين اختلال در كودكان در حال حاضر علل اين اختلال با وجود اين كه اختلال رايج و متداولي است، ناشناخته است. به هر حال اين احتمال وجود دارد كه بيش‌فعالي ناشي از مجموعه پيچيده‌اي از عوامل از جمله وراثت، عوامل محيطي، كاركرد نواحي گوناگون مغز و سطح فعاليت انتقال دهندگان عصبي باشد. وراثت: به نظر مي‌رسد بيش‌فعالي در خانواده افراد مبتلا درجه شيوع بالايي داشته باشد، يافته‌هاي پژوهشي نيز نشان مي‌دهند وراثت مي‌تواند در بيش‌فعالي مؤثر باشد. عوامل محيطي: تأثير سرب در بسياري از اختلال‌هايي نظير هوش، زبان، توجه و همانند آنها به اثبات رسيده و معلوم شده است مثلا تماس بدن با سرب مي‌تواند موجب بيهوشي، حمله، عقب‌ماندگي ذهني و حتي مرگ شود. مؤثر بودن سرب در ايجاد بيش فعالي را نمي‌توان با قاطعيت مطرح كرد اما نياز به بررسي موشكافانه‌اي دارد. عوامل رواني اجتماعي: در تحقيقات، آمار بالايي از اين گروه در كودكان پرورشگاهي ديده شده كه علت آن را محروميت از مهر مادر و محيط اضطراب‌زا يا فشارهاي زندگي جمعي خوانده اند ولي تأييد كامل نشده است. عوامل عصب شناختي: شواهد محكمي براي اين فرضيه وجود دارد كه اين اختلال ناشي از ناتواني مغز در تنظيم مناسب خود از طريق دو انتقال دهنده عصبي دوپامين و نوراپي نفرين است. ظاهرا در مغز اين كودكان، نوعي عدم توازن شيميايي يا كمبود برخي انتقال‌دهنده‌هاي عصبي وجود دارد. تحقيقي نشان داد كه فعاليت مغزي اين كودكان نسبت به كودكان عادي در برخي از نواحي مربوط به توجه و كنترل حركات، تا حد قابل توجهي كم است. مواد غذايي: فرضيه آلرژي توسط فاين گولد مطرح شده است. از نظر او استفاده از غذاهاي حاوي رنگ‌ها و طعم‌هاي مصنوعي، مواد نگهدارنده و خوراكي‌هايي كه به طور طبيعي نمك اسيد ساليسيليك توليد مي‌كنند (همانند زردآلو، آلو، گوجه فرنگي و خيار) با بيش فعالي پيوند دارد. اين ادعا با توجه به يافته‌هاي متعدد، بررسي‌هاي جديدي را مي‌طلبد. روش‌هاي درمان روش رفتار شناختي: برخي از كودكان بيش فعال براي نظم دهي رفتار خود ناتوانند و همچنين در هدايت توجه خود نيز مشكل دارند. در اين روش درمان، كودك مي‌آموزد از برخي اظهارات و تصويرسازي‌هاي ذهني (تا زماني كه تكليف را انجام مي‌دهد)، استفاده كند. براي مثال، كودك ممكن است در كلاس درس هنگام پريشاني بياموزد به منظور جلوگيري از منحرف شدن توجه، چيزهايي مانند «تمركز» يا «تمركز كن روي تكليف»! را براي خود بازگو كند. كودكان بيش‌فعال در پيگيري آموزش و به پايان رساندن تكاليف، مشكلات عمده‌اي دارند. آنها اغلب نمي‌توانند حتي به ياد آورند كه بايد چه كار كنند دارو درماني: براي درمان كودكان مبتلا به اختلال بيش فعالي كه جنب و جوش و بي‌قراري آنها بيش از حد و همه جانبه است، با تجويز پزشك داروهاي محرك‌زا موثر است. روش لاك پشتي در كنترل بيش فعالي و كاهش حركات زايد كودكان، شيوه‌هاي خودآگاهي، كنترل رفتار و حركات آهسته و آرام به آنها آموزش داده شود. در اين زمينه مي‌توان از روش‌هاي متنوعي استفاده كرد. يكي از روش‌هايي كه امروزه در ارتباط با كاهش <بيش فعالي» كودكان در امريكا و كشورهاي اروپايي مورد توجه و استفاده والدين و مربيان واقع مي‌شود، <روش شبيه سازي لاك پشت» است. در اين روش به كودكان آموزش داده مي‌شود (القاء مي‌شود) كه بگويند مي‌خواهند آرام و با طمانينه حركت كنند، آرام و آهسته همچون لاك پشت. در اين روش با بهره گيري از برنامه‌اي جامع، منظم و هدايت شده كه مركب از فعاليت‌ها و تمرينات گوناگون است، كودك مي‌آموزد كه رفتار و حركات زايد و غيرضروري خود را كاهش دهد. حركت لاك پشتي، آهنگ و هدف مطلوب اين روش محسوب مي‌شود. علاوه بر اين، در اصلاح رفتار بيش فعالي كودكان، از روش‌هاي مؤثر و مفيد ديگر همچون روش الگويي (الگو قرار دادن رفتار مطلوب بزرگسالان)، خود اصلاحي (كاهش يا اصلاح رفتار زائد و غيرضروري از طريق مشاهده رفتار خود در ويدئو)، ايفاي نقش (بازي نقش افراد مطمئن، آرام و باصلابت) و سرانجام تنش‌زدايي (تمرينات انبساط رواني عضلاني) را مي‌توان نام برد. برخي از پژوهشگران عقيده دارند مؤثرترين درمان بيش‌فعالي تركيبي از درمان دارويي و درمان رفتاري است. در پايان اين نكته حائز اهميت است كه اعمال هر نوع رفتار پرخاشگرانه و تنبيهي بخصوص تنبيه بدني، در برخورد با اين قبيل كودكان، نه تنها در اصلاح پايدار رفتار ايشان مؤثر واقع نمي‌گردد، بلكه موجب تشديد رفتارهاي زايد و اختلال بيشتر مي‌شود. بنابراين، براي اين كه كودكان ما بيش فعال و بي قرار بار نيايند، سعي كنيم: 1. نياز به توجه، محبت و مهرباني آنها را ارضا كنيم، تا آنان به خاطر اين نياز، بي‌قراري نكنند. 2. امنيت رواني را براي كودكانمان فراهم كنيم تا احساس عدم امنيت، آنها را بي قرار نگرداند. 3. سعي كنيم روابط دوستانه با كودكان خود داشته باشيم تا آنان راحت‌تر مسائل و مشكلات خود را با ما در ميان بگذارند. 4. توقع بيش از توان كودكان از آنها نداشته باشيم و كارهايي كه از عهده` آنان مي‌تواند برآيد به آنها واگذار كنيم و وقتي آن را تمام كردند، آنها را مورد تشويق قرار دهيم. 5. به هيچ وجه كودكان خود را در موقعيت اضطراب قرار ندهيم. 6. با ايجاد سرگرمي مناسب، اوقات فراغت آنها را پُر كنيم. 7. هيچ وقت آنها را تحت فشار قرار ندهيم. 8. آنان را همان گونه كه هستند و بدون قيد و شرط قبولشان كنيم و به آنان دلگرمي بدهيم. 9. پدر و مادر بايد تضادهاي انضباطي را كنار بگذارند و يك نوع انضباط و برنامه داشته باشند تا تكليف براي كودك روشن باشد. 10. بايد از تشويق‌ها و تنبيه‌هاي نابجا جدا خودداري كنيم. سایت آموزش وژرورش شهرستان آران وبیدگل
+ نوشته شده توسط طیبه کوزه گر آرانی در شنبه بیست و دوم فروردین 1388 و ساعت 9:3 |

بسوز ای دل که امروز اربعین است

اربعین

بسوز ای دل که امروز اربعین است

عزای پور ختم المرسلین است

قیام کربلایش تا قیامت

سراسر درسْ بهر مسلمین است

دلا کوی حسین عرش زمین است

مطاف و کعبه دل‏ها همین است

اگر خیل شهیدان حلقه باشند

حسین بن علی، آن را نگین است

دل ما در پی آن کاروان است

که از کرب و بلا، با غم روان است

چه زنجیری به دست و بازوان است

که گریان دیده روح الامین است

به یاد کربلا دل‏ها غمین است

دلا خون گریه کن چون اربعین است

احياي اقامه نماز در عاشورا

السلام عليک يا ابا عبدالله

نـهـضـت حـسـينى براى احياء دين در همه مظاهر و جلوه‌هايش از جمله (نماز) بود. بُعد معنوى و عبادى زنـدگـى، بـرتـريـن بـُعد حيات است و نماز، بارزترين نشانه حيات معنوى مسلمانان است. با توجّه به اثرات سازنده و تربيتى و بازدارنده اين ارتباط با خدا از مفاسد و منكرات، در اسلام اهميّت ويژه‌اى دارد.

امـام حـسـيـن (عليه السلام) در نهضت عاشورا اهتمام بسيارى به نماز مى‌داد. مهلت شب عاشورا را آن حضرت و يـارانـش بـه نـمـاز و تـضـرّع بـه درگـاه خداوند گذراندند و از تكيه‌گاه خدايى براى نبرد عـاشـورا، مـدد گـرفـتـنـد. عـشـق بـه نـمـاز و نـيـايـش و تـلاوت قـرآن و اسـتـغـفـار و دعـا در دل امـام آن چـنـان بـود كـه بـه بـرادرش عـباس گفت: "از اين گروه بخواه تا نبرد را به فردا بـيندازند و امشب به تاخير افتد، باشد كه به نماز و دعا و استغفار بپردازيم. خدا مى‌داند كه من پيوسته علاقه به نماز و تلاوت آيات الهى داشته‌ام:

«لَعـَلَّنـا نُصَلّى لِرَبِّنَا اللَّيْلَةَ وَ نَدْعوُهُ و نَسْتَغْفِرُهُ فَهُوَ يَعْلَمُ اَنّى كُنْتُ اُحِبُّ الصَّلاةَ لَهُ وَ تَلاوَةَ كِتابِهِ وَ كَثْرَةَ الدُّعاءِ وَالاِْسْتِغْفارَ.»(1)

بـه نـقـل تاريخ، شب عاشورا از خيمه اصحاب امام حسين (عليه السلام)، آواى مناجات و زمزمه دعا و تلاوت به گوش مى‌رسيد.

امام روز عـاشـورا پـس از نـمـاز صـبـح، بـا يـاران سـخن گفت و آماده نبرد شدند. ظهر عاشورا وقتى ابـوثـمامه صائدى وقت نماز را به ياد او آورد، حضرت فرمود: نماز را به ياد آوردى! خداوند تـو را از نـمـازگـزاران و ذاكـران قـرار دهـد. آرى ايـنـك اوّل وقـت نـمـاز است. سپس فرمود: از اينان بخواهيد تا دست از جنگ بردارند تا نماز بگزاريم.(2)

سـعـيـد بن عبدالله حنفى نيز هنگام نماز امام، جلوى او ايستاد و همه تيرهاى دشمن را كه به سوى امـام مـى‌آمـد بـه جـان خريد تا آنجا كه نماز امام پايان يافت و او غرق در خون شد و اوّلين شهيد نماز در جبهه كربلا شد.(3)

عـشـق بـه نـمـاز، در پـيـروان راستين ابا عبداللّه الحسين (عليه السلام) بود. عبدالله بن عفيف ازدى كه در كوفه مى‌زيست و در مسجد كوفه آن اعتراض تند را عليه ابن زياد، نسبت به كشتن امام حسين (عليه السلام) كـرد و در نـهـايـت هـم در راه ايـن دفـاع، بـه شـهـادت رسـيـد، بـه نقل مورّخان پيوسته در مسجد بزرگ كوفه بود و تا شب نماز مى‌خواند.(4)

عاشورا

اگـر امـام حـسـيـن (عليه السلام) را احـيـاگر فرهنگ نماز راستين بدانيم ـ آنگونه كه در زيارتنامه‌هاى آن حـضـرت آمـده اسـت ـ سـخـنـى بجاست. امام، هم خودش عبادتى مخلصانه داشت و هم شعائر دين را اقامه مى‌كرد.

در زيارت او مى‌خوانيم:

«اَشـْهـَدُ اَنَّكَ قـَدْ اَقـَمـْتَ الصَّلاةَ و آتـَيـْتَ الزَّكـاةَ ... وَ عـَبـَدْتـَهُ مـُخـْلِصـاً حـَتـّى اَتـاكَ الْيَقينُ.»(5)

در زيـارت مـسـلم بـن عـقـيـل نـيـز ايـن تعبير ديده مى‌شود.(6) همچنين در بسيارى از زيـارت‌هـاى سـيـدالشـهـدا(عليه السلام) بـه ايـن نـكته برمى‌خوريم. اين جايگاه والاى نماز را در نهضت عاشورا و حماسه آفرينان آن نشان مى‌دهد.

پـيـام عـاشـورا، پـيـام اقـامـه نـمـاز و تـربـيـت نـسـلى نـمـاز خـوان و خـدادوسـت و اهـل تـهـجّد و عرفان است. عزاداران حسينى نيز بايد (اقامه نماز) را در درجه نخست اهتمام خويش قرار دهند تا تبعيّت و پيروى خويش را از مولايشان نشان دهند.

امام خمينى(ره) در تاكيد بر همين مساله، از عاشوراى حسينى اينگونه ياد مى‌كند:

«سـيـدالشـهـدا(عليه السلام) در هـمـان ظـهـر عـاشـورا كـه جـنـگ بـود و آن جـنـگ بزرگ بود و همه در معرض

+ نوشته شده توسط طیبه کوزه گر آرانی در یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387 و ساعت 11:3 |
 جشن بزرگ ولایت به همت آستان مقدس حضرت محمد هلال بن علی (ع)از ساعت 15 روز عید غدیر خم آغاز شد .
در این مراسم معنوی زائران و مجاوران حرم و هیئات مذهبی آران و بیدگل به اتفاق هیئت زینبیون کاشان با یک هزار 419 شاخه گل به مناسبت هزار و چهارصد ونوزدهمین سال اکمال دین مسیرمیدان امام حسین (ع) تا آستان مقدس حضرت محمد هلال بن علی (ع) را با پای پیاده پیمودند.
خادمین آستان مقدس و سادات شهرستان نیز پیشاپیش مردم در این جشن باشکوه شرکت نمودند.

همچنین در طول مسیر حرکت، مادحین اهل بیت (ع) به ذکر مناقب مولای متقیان حضرت علی (ع) و مولودی خوانی پرداختند.
استقبال 50 اتومبیل مزین به فرمایشات گهربار امام علی (ع) و حرکت 120 اسب سوار با لباس های یک دست به عنوان نماد 120 هزار نفر از حاضرین واقعه غدیر، پیشاپیش جمعیت مشتاق از نکات قابل توجه این مراسم بود.
در ادامه شرکت کنندگان با نوای « یا هلال بن علی، تهنیت، تهنیت...» به صحن مطهر وارد شده و در حالی که خیل عظیم جمعیت، مشتاقان ولایت را همراهی می کردند با گلباران ضریح مطهر این روز بزرگ را به فرزند بلافصل امیرالمؤمنین (ع) تبریک گفتند.


این مراسم معنوی همزمان با فریضه مغرب با اقامه نماز جماعت در مسجد اعظم آستان مقدس و شبستان غربی حرم مطهر به پایان رسید.

 
آران وبیدگل ما عیدبزرگ غدیر به کلیه شیعیان تبریک می گوید
+ نوشته شده توسط طیبه کوزه گر آرانی در یکشنبه یکم دی 1387 و ساعت 8:47 |
 جشن بزرگ ولایت به همت آستان مقدس حضرت محمد هلال بن علی (ع)از ساعت 15 روز عید غدیر خم آغاز شد .
در این مراسم معنوی زائران و مجاوران حرم و هیئات مذهبی آران و بیدگل به اتفاق هیئت زینبیون کاشان با یک هزار 419 شاخه گل به مناسبت هزار و چهارصد ونوزدهمین سال اکمال دین مسیرمیدان امام حسین (ع) تا آستان مقدس حضرت محمد هلال بن علی (ع) را با پای پیاده پیمودند.
خادمین آستان مقدس و سادات شهرستان نیز پیشاپیش مردم در این جشن باشکوه شرکت نمودند.

همچنین در طول مسیر حرکت، مادحین اهل بیت (ع) به ذکر مناقب مولای متقیان حضرت علی (ع) و مولودی خوانی پرداختند.
استقبال 50 اتومبیل مزین به فرمایشات گهربار امام علی (ع) و حرکت 120 اسب سوار با لباس های یک دست به عنوان نماد 120 هزار نفر از حاضرین واقعه غدیر، پیشاپیش جمعیت مشتاق از نکات قابل توجه این مراسم بود.
در ادامه شرکت کنندگان با نوای « یا هلال بن علی، تهنیت، تهنیت...» به صحن مطهر وارد شده و در حالی که خیل عظیم جمعیت، مشتاقان ولایت را همراهی می کردند با گلباران ضریح مطهر این روز بزرگ را به فرزند بلافصل امیرالمؤمنین (ع) تبریک گفتند.


این مراسم معنوی همزمان با فریضه مغرب با اقامه نماز جماعت در مسجد اعظم آستان مقدس و شبستان غربی حرم مطهر به پایان رسید.

 
آران وبیدگل ما عیدبزرگ غدیر به کلیه شیعیان تبریک می گوید
+ نوشته شده توسط طیبه کوزه گر آرانی در یکشنبه یکم دی 1387 و ساعت 8:47 |

برای تو یا علی...

غدیر

لطف خدا...

به خدا که خلقت ماسوا، همه شد برای تو یا علی
که بود طفیل وجود تو، همه ما سوای تو یا علی
شجر وجود تو بارور، بشد از عنایت دادگر
همه بود مقصد از این شجر، ثمر ولای تو یا علی
چو گذشت از شه انبیا، به جلال و فضل و شرف تو را
بگزید از همه ماسوا، به خدا خدای تو یا علی
زلبت بروز مقال حق، به کف حواله نوال حق
مثل و مثال تو جان حق، رُخ حق نمای تو یا علی
ز رُخت بهشت کنایتی، ز کف تو بحر روایتی
نفحات خُلد حکایتی، بود از لقای تو یا علی
بود این صحائف نُه طبق، ز کتاب فضل تو یک ورق
نرسد کسی به رضای حق، مگر از رضای تو یا علی
تویی آن خدیو ملک خدم، تویی آن امیر حبش خیم
که به فرق پادشهان قدم، بنهد گدای تو یا علی
تو همان گزیده ی ایزدی، تو همان شهنشه امجدی
که به عرش دوش محمدی، شده ارتقای تو یا علی
کسی ار لطیفه سرا بود، که تویی خدای، به جا بود
که چو کارهای خدا بود، همه کارهای تو یا علی
همه کاینات دو کون را، شده ای تو رهبر و مقتدا
اگر آن پیمبر پیشوا، شده مقتدای تو یا علی
تو مَه سِپهر امامتی، تو گُلِ ریاض کرامتی
تو دُرِ بحار شهامتی، سر و جان فدای تو یا علی
چو تولدت شده در حرم، حرم از وجود تو محترم
همه حرمت و شرف حرم، بود از برای تو یا علی
چه ملک چه جن و چه آدمی، بی فیض و دفع بلا همی
همه متکی همه ملتجی، به در سرای تو یا علی
دل ما و مهر و ولای تو، لب ما و مدح و ثنای تو
رخ ما و خاک سرای تو، سر ما و پای تو یا علی
به غلامی ات شده متّصف، همه ممکنات کما تصف
به مقام و فضل تو معترف، عدوی دغای تو یا علی
متحیرم چه بخوانمت، چه بگویمت، چه بدانمت

که سراست ز آنچه ستایمت، شرف و علای تو یا علی

نه همین بود ز تو یا صفا، چمن و شریعت مصطفی
که صفای باطن اصفیا، بود از صفای تو یا علی
ز تو باب ظلم شکسته شد، ز تو خیل کفر گسسته شد
سپر ضلال شکسته شد، به صف وغای تو یا علی
طبقات خلق چو سر به سر، به در آورند ز خاک سر
ز عذاب حق همه در خطر، مگر اولیا تو یا علی
منم و ولای تو یا علی، منم و رضای تو یا علی
منم و ثنای تو یا علی، منم و عطای تو یا علی
بخدا که «ساعی» دلحزین بودش به حبّ تو دل رهین
همه آرزو بودش همین که شود فدای تو یا علی
طلبد ز حق که به عون وی، شودش به مدح تو عمر طی
بردش بشور و نوا چو نی، همه دم نوای تو یا علی
بود انتظار و رجای او، که ز راه لطف خدای او
گذرد ز جرم و خطای او، صله ی ثنای تو یا علی

+ نوشته شده توسط طیبه کوزه گر آرانی در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 و ساعت 8:54 |

مختصری از زندگینامه امام هادی(ع)


زندگى ابو الحسن على الهادى ابن محمد الجواد ابن على الرضا ابن موسى الكاظم ابن جعفر الصادق بن محمد الباقر بن على زین العابدین بن الحسین بن على بن ابى طالب علیهم السلام.

شیخ در مصباح مى‏نویسد: روایت‏شده است كه حضرت ابو الحسن على بن محمد عسكرى (ع) در روز 27 ذى حجه به دنیا آمد. سپس وى مى‏گوید: ابن عیاش گفته است: میلاد ابو الحسن ثالث روز دوم رجب بوده است. همچنین وى تولد آن حضرت را روز پنجم هم ذكر كرده است. شیخ گوید: ابراهیم بن هاشم قمى گفته است: ابو الحسن عسكرى (ع) در روز سه شنبه سیزدهم رجب از سال 214 هجرى دیده به دنیا گشود».

كلینى در كافى نویسد: آن حضرت در نیمه ذى حجه از سال 212 به دنیا آمد. البته برخى نیز روایت كرده‏اند كه تولد آن حضرت در ماه رجب و در سال 214 بوده است. در كشف الغمة نیز گفته شده است كه آن حضرت در روز جمعه پا به دنیا گذارد.

شیخ مفید گوید: «محل تولد آن حضرت در صریا، یكى از قراى مدینه بود».

نگارنده: در بسیارى از نسخ جاى ولادت آن حضرت را همین قریه و با همین املا نوشته‏اند و در برخى از نسخ ضبط آن به صورت‏«صربا» بوده است. البته نام چنین محلى نه در معجم البلدان و نه در هیچ یك از كتب لغت ذكر نشده است. تنها ابن شهر آشوب در مناقب، در بخش الجلاء و الشفاء، گفته است: صریا قریه‏اى است كه موسى بن جعفر آن را به فاصله سه میلى از شهر مدینه بنا كرده است.

امام هادى (ع) به قولى در بیست و پنجم جمادى الاخره و به قول دیگر، در سوم رجب و به دیگر قول در روز دوشنبه بیست و هفتم جمادى الاخره در نیمه روز و در سال 254 هجرى، در شهر سامراء دیده از جهان فروبست. آن حضرت در روزگار خلافت معتز وفات یافت و بنابراین، عمر آن حضرت اندكى كمتر از چهل سال یا 41 سال و شش و یا هفت ماه بوده است. از این مدت، شش سال و پنج ماه با پدرش و 33 سال و چند ماه، به قولى نه ماه، پس از وى زیسته كه این مدت را دوران امامت و خلافت آن حضرت محسوب كرده‏اند. آن امام (ع) دنباله خلافت معتصم و سپس خلافت واثق ، متوكل ، منتصر ، مستعین و معتز را درك كرد و در پایان حكومت معتمد، به شهادت رسید.

مدت اقامت آن حضرت در سر من راى، بیست ‏سال و چند ماه بود و پس از وفات، در خانه‏اش واقع در سر من راى به خاك سپرده شد.


مادر آن حضرت

مادر آن حضرت كنیزى بود به نام سمانه مغربیه. و در مناقب است كه مادرش معروف به سیده ام الفضل بود.


كنیه آن حضرت

كنیه وى ابو الحسن بود. برخى نیز وى را ابو الحسن ثالث مى‏خواندند.


لقب آن حضرت

ابن طلحه گوید: القاب آن حضرت عبارت بودند از: ناصح، متوكل، فتاح، نقى، مرتضى و مشهورترین القاب وى متوكل بود. اما آن حضرت این لقب را مخفى مى‏كرد و به اصحابش مى‏فرمود از یاد كردن وى با این لقب بپرهیزند. زیرا متوكل، لقب خلیفه عباسى بود.

نگارنده: همچنین آن حضرت به دو لقب هادى و نقى نیز شهرت داشت.

در مناقب در این باره آمده است: القاب آن حضرت عبارت بودند از: نجیب، مرتضى، هادى، نقى، عالم، فقیه، امین، مؤتمن، طیب و عسكرى. وى معروف به عسكرى بود و خود و فرزند بزرگوارش به عسكریین معروفیت دارند. شیخ صدوق در علل الشرایع و معانى الاخبار گوید: از استادان خود رضى الله عنهم، شنیدم كه مى‏گفتند: محله‏اى كه على بن محمد و حسن بن على علیهما السلام در آن در سر من راى ساكن بودند، عسكر نامیده مى‏شد از این رو به هر یك از این دو امام عسكرى گفته مى‏شود».

در نساب سمعانى است كه عسكرى منسوب به عسكر در سر من راى است. سر من راى را معتصم بنا نهاد. بدین ترتیب كه چون شمار سپاهیانش بسیار شد و بغداد براى آنها تنگ بود و مردم مورد آزار و اذیت قرار مى‏گرفتند، همراه با سپاهیانش بدین موضع نقل مكان كرد و در آنجا كاخى زیبا ساخت و آن را سر من راى نامید كه بدان سامرة و سامرا گفته مى‏شود. و از آنجا كه پادگان نظامى معتصم در این شهر جاى گیر شد، آن را عسكر نیز مى‏خوانند. تاریخ این واقعه در سال 221 هجرى بوده است.

گفته سمعانى حاكى از آن است كه عسكر نامى بوده كه بر تمام سامرا اطلاق مى‏شده است.


نقش انگشترى آن حضرت

بنا بر قولى گفته‏اند نقش انگشترى آن حضرت عبارت: «حفظ العهود من اخلاق المعبود» بوده است. همچنین طبق قولى دیگر نقش انگشترى وى عبارت: «الله ربى و هو عصمتى من خلقه‏» و مطابق نظر برخى دیگر عبارت: «من عصى هواه بلغ مناه‏» بوده است.


فرزندان آن حضرت

آن حضرت چهار پسر به نامهاى: ابو محمد حسن، حسین، محمد و جعفر داشت. از این میان حسن (ع) پس از وى به امامت رسید و حسین و محمد در زمان حیات آن امام از دنیا رفتند و جعفر نیز همان كسى است كه بعد از وفات برادرش، امام عسكرى (ع) ، ادعاى امامت كرد و به جعفر كذاب شهرت یافت. همچنین یك دختر از آن حضرت بر جاى ماند كه نامش عایشه یا علیه بود.


كتاب: سیره معصومان، ج 5، ص 233 - نویسنده: سید محسن امین - ترجمه: على حجتى كرمانى

+ نوشته شده توسط طیبه کوزه گر آرانی در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 و ساعت 8:52 |