X
تبلیغات
نغمه ی فراق

نه تنها بزرگسالان افسرده مي شوند، بلكه بچه ها و نوجوانان نيز به افسردگي كه بيماري قابل علاجي است، مبتلا مي گردند. در حدود پنج درصد كودكان و نوجوانان در جامعه از افسردگي رنج مي برند. كودكاني كه زير فشار استرس هستند، در معرض خطر بيشتري براي افسردگي مي باشند. اين كودكان اختلالات توجه، يادگيري يا اضطراب دارند. افسردگي مي تواند جنبه خانوداگي داشته باشد. رفتار كودكان و نوجوانان افسرده با رفتار بزرگسالان افسرده تفاوت دارد. علايم زير مي تواند والدين را در شناسايي افسردگي كودكان خود كمك كند:


1- اندوه، اشك و گريه مداوم
2- نااميدي
3- كاهش انگيزه فعاليت (از فعاليته هاي مطلوب گذشته نمي تواند لذت ببرد)
4- خستگي مداوم و انرژي تحليل رفته
5- انزواي اجتماعي و ارتباط ضعيف با ديگران
6- اعتماد به نفس پايين و احساس گناه
7- افزايش حساسيت به خود يا ناتواني
8- افزايش بيقراري، خشم يا تنفر
9- اشكال در ارتباط با ديگران
10- شكايت هاي مكرر از بيماري جسمي مانند سردرد و شكم درد
11- غيبت هاي مكرر از مدرسه و يا عدم انجام تكاليف مدرسه
12- تمركز ضعيف بر روي مطالب
13- اختلالات عمده در خواب و خوراك
14- سخن گفتن درباره فرار از خانه و يا تلاش در جهت آن
15- افكار يا رفتار دال بر خودكشي

 

كودكي كه معمولا با دوستانش بازي مي كرد، حالا بيشتر وقتش را در خانه و بدون انگيزه به تنهايي مي گذارند. اموري كه قبلا براي كودك نشاط آور بودند، حالا لذتي براي او ندارند. اين كودكان از مرگ دم مي زنند و مي گويند كه مي خواهند بميزند. كودكان افسرده در سنين بزرگسالي تمايل بيشتري براي خودكشي دارند. نوجوانان افسرده ممكن است به سوي مصرف مواد مخدر، داروها و الكل روي آورند. كودكان و نوجواناني كه درخانه و يا در مدرسه مشكلاتي را به بار مي آورند، ممكن است واقعا افسرده باشند، ولي خود ندانند. كودكان افسرده هميشه غمگين نيستند بنابراين والدين و معلمين ممكن است ندانند كه دردسرهايي كه آنها ايجاد مي كنند به افسردگي آنها ارتباط دارد. وقتي كه ما مستقيما از اين كودكان افسرده بپرسيم، گاهي ممكن است بگويند كه غمگين هستند. تشخيص و درمان به موقع براي كودكان افسرده ضروري است. افسردگي يك بيماري جدي است كه به كمك روانپزشك كودكان نياز دارد. درمان كامل شامل درمان فرد و خانواده است. در درمان افسردگي كودكان ممكن است كه داروهاي ضدافسردگي نيز نياز باشد.

 

روزنامــــه همشهـــری 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 5:54 بعد از ظهر  توسط سمیــرا اسلامیه  |  3 نظر

 

 افسردگی در کودکان

 

 

 

تعــــريف افســردگـــی كـــودكان

افسردگي در كودك و بزرگسال معناي مشابهي ندارد و نشانه هاي هر كدام متفاوت است. به طور كلي، افسردگي عبارت است از احساس درماندگي و به بن بست رسيدن؛ گاهي اين اختلال علائم جسماني دارد و گاهي علائم رواني؛ در بسياري از موارد نيز علائم جسماني و رواني همزمان ديده مي شود. پژوهش ها نشان داده است كه افسردگي مي تواند از آغاز زندگي يعني دوران نوزادي هم پديد آيد. براي مثال ، زماني كه نوزاد به مرحله اي از رشد مي رسد كه مادر خود را مي شناسد ( شش تا هشت ماهگي ) جدا شدن از مادر موجب بروز حالات افسردگي در طفل مي شود.

نشـــانه هـــا
كودك افسرده فاقد انرژي لازم است و احساس خستگي مي كند . از لحاظ ظاهر نيز رنگي پريده دارد. تمركز حواس او پايين مي آيد؛ چنانچه قادر به توجه كردن و تمركز داشتن نيست و خود را فردي بي ارزش و بي كفايت احساس مي كند. افكار مربوط به مرگ هم در او بروز مي كند. فكر خودكشي ( البته بدون طرح و نقشه معين ) نيز در بعضي كودكان افسرده ديده مي شود. كودكان افسرده به لحاظ پايين بودن سطح توجه تمركز، اغلب قادر به درس خواندن نيستند. يادگيري آنها كُند مي شود و علاقه اي به درس و مدرسه نشان نمي دهند. افت تحصيلي براي آنها پيش مي آيد و حتي برخي از آنان ، پس از چند روز تعطيلي و به مدرسه رفتن ، ابراز بي علاقگي مي كنند. به تدريج اين فقدان تمايل ، به ترس از مدرسه تبديل مي شود. در اين شرايط والدين معمولاً علت را در مدرسه جست و جو مي كنند؛ در حالي كه اغلب ، علت اين نوع ترس افسردگي كودك است و از آن جا كه كودكان افسرده بسيار به مادر وابسته مي شوند نگران از دست دادن مادر يا بيمار شدن او هستند و به اين ترتيب از مدرسه دوري مي كنند. سردرد، دل درد ، سرگيجه و حالت تهوع از ديگر نشانه هاي جسماني افسردگي است. از علائم رفتاري نيز مي توان به اين موارد اشاره كرد: كودكان افسرده معمولاً دروغ مي گويند ، گاهي دزدي مي كنند و بعضاً تمايل به كار خلاف دارند.

علتـــــــها

افسردگي يك بيماري است كه علت هاي آن مي تواند ژنتيكي ، روانشناختي ، زيستي يا محيطي باشد ؛ هر يك از عوامل ذكر شده مي تواند ، هم براي كودكان و هم براي بزرگسالان به بروز افسردگي بينجامد. در صورتي كه علت ، ژنتيكي باشد بايستي به اختلاف سطح هورمون ها و مواد بيوشيميايي بدن توجه كرد و در عوامل روانشناختي به رابطه ي والدين و كودك و همين طور به حالات روحي و رواني پدر و مادر. افسردگي به معناي فقدان يا از دست دادن است. كودكان افسرده فرد ، محيط يا چيزي دوست داشتني را از دست داده اند و يا آن را هرگز به دست نياورده اند. حتي بعضي از روانكاوان افسردگي را معادل عزاداري دانسته اند و عنوان كرده اند كه كودك افسرده براي از دست دادن شخص يا چيزي عزيز و دوست داشتني ، گويي عزاداري مي كند. شايد در پاره اي موارد به نظر برسد كه كودك چيزي را از دست نداده ، اما مسلماً در بين چيزهايي كه دارد. فقدان چيزي را احساس مي كند؛ براي مثال ، كودك مادر دارد ولي مادر دلخواهش نيست ؛ يا پدر دارد ، اما پدر دلخواه را ندارد. اين گونه مضامين هم به عنوان فقدان سمبليك مطرح هستند و موجب افسردگي مي شوند . گاهي رفتار والدين از نوع آزاردهنده ، تحقير كننده و مقايسه كننده است كه حالات افسردگي را در كودك به وجود مي آورد. در پاره اي از موارد هم ، مادر خود افسرده است و كودك در اثر مجاورت با او ناخواسته تمامي حالات وي را دريافت مي كند. به طور كلي چنانچه محيط زندگي كودك ، مطلوب نباشد ( از نظر محبت ، توجه و .... ) و نيازهايش ارضا نشود؛ خطر افسردگي براي او وجود دارد.

پيشگيـــــــري و درمــــــان

خانواده و فضاي رواني آن در پيشگيري از افسردگي و درمان اين اختلال تأثير بسيار دارد. البته در صورتي كه افسردگي ، حاصل عوامل دروني باشد ، درمان آن قدري متفاوت است و بايستي كودك نزد روانپزشك متخصص برده شود و سپس روان درماني صورت گيرد. اما براي درمان افسردگي هاي محيطي ( كه بيشترين نوع افسردگي كودكان را شامل مي شود ) ساختن فضايي دوستانه و صميمانه ، فضايي كه كودك در آن احساس كند همه دوستش دارند و نيازهايش را به موقع و به جا برآورده مي كنند ، از مهمترين عوامل است.
پدر و مادر افرادي هستند كه كودك به آنها علاقه بسيار دارد و وجودشان به ويژه در دوران كودكي لازم است. به علاوه ، ارتباطات منفي و عاري از عشق و پذيرش ، مي توانند افسرده ساز باشند ؛ بنابراين وجود محيطي سرشار از عشق و محبت و روابطي سالم و صميمي براي كودكان ضروري است و نبايستي آنان را از اين نعمت محروم كنيم. همچنين بايد بكوشيم روابط بچه ها با دوستان و بستگان به طريقي مثبت و مؤثر پيوسته برقرار باشد. آرزوها ، خواسته ها و تمايلات منطقي و طبيعي پاسخ داده شوند و سعي كنيم جلوي فقدان آنچه را كه ضروري و لازم است بگيريم.

 

از ديگر عواملي كه به بروز افسردگي كمك مي كنند و براي پيشگيري ، بايد به آنها توجه كرد. عبارت اند از:

- جدا شدن از خانواده و منابع حمايت كننده عاطفــي

- تعويض مدرسه و از دست دادن دوستــان

 - مهاجـــــرت

 - عوض كــــــردن منــــزل

- تبعيض بين فرزندان و مقايسه كردن آنها با يكديگر

- به رخ كشيدن نكات منفي كودك و ابراز نكردن صفات مثبت او

- از دست دادن عزيزان ، ( از آن جا كه مرگ در اختيار بشر نيست. منظور از توجه در اين زمينه آن است كه خود و فرزندانمان در اين شرايط برخورد مناسبي داشته باشيم)

- شكايت والدين از ناراحتيهاي جسماني كه كودكان را نگران از دست دادن آنها مي كند

- مطرح كردن مسائل و مشكلات اقتصادي در حضور فرزندان

- عنوان كردن حوادث و اتفاقات ناگوار اجتماعي

 

در درمان كودكان افسرده توجه به علت افسردگي اهميت فراوان دارد؛ براي مثال چنانچه منبع حمايتي اي را كه كودك از دست داده بشناسيم، مي توانيم جايگزين خوبي براي او در نظر بگيريم. همان طور كه قبلاً گفته شد. افسردگي در اثر فقدان به وجود مي آيد؛ بنابراين در درمان بايد به فكر به دست آوردن چيزهاي مطلوب و دوست داشتني براي كودك باشيم. اجازه دهيم كودك افسرده صحبت كند و احساس خود را بيان نمايد. به احساس او احترام بگذاريم و سعي كنيم با تغيير رفتار خودمان تفسير كودك از وقايع پيرامونش را عوض كنيم. گاهي نيز لازم است محيط كودك را قدري تغيير دهيم. كودكان، خود بهترين منابع اطلاع رساني به بزرگسالان هستند. يعني از خود كودك مي توانيم اطلاعاتي در مورد اين كه چرا غمگين است به دست آوريم. در بسياري موارد، افسردگي كودك به نوع رابطه او با عزيزانش به خصوص مادر مربوط مي شود. گاهي نيز رفتار خشونت بار پدر و عدم ابراز عشق و محبت توسط او ، به بروز حالات غمزدگي و افسردگي در كودك مي انجامد. در اين صورت، آموزش والدين براي اين كه چگونه با فرزندشان رفتار كنند مي تواند بسيار كمك كننده باشد. سختگيري هاي افراطي پدر و مادر هم مي تواند توليد افسردگي و بي پناهي كند. بنابراين روان درماني حمايتي، آموزش والدين، تغيير محيط و به دست آوردن چيزهاي مطلوب، از نكات مهمي است كه در درمان افسردگي كودك بايستي به آنها توجه كرد. 

+ نوشته شده توسط کوزه گر در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 و ساعت 6:58 |

تعريف فرار :

امروزه فرار از منزل به عنوان یک آسیب اجتماعی، باعث ایجاد نگرانی در اکثر جوامع به خصوص جوامع در حال پیشرفت شده است. عوامل مختلفی از جمله عوامل اقتصادی، اجتماعی و روانشناختی در بروز این پدیده نقش دارند. دشوارترین دوران حیات انسان از نظر تربیتی دوره نوجوانی است. در این دوره که حدود سنی 18-12 سال را در بر می‌گیرد منطبق با دوره آموزشی راهنمایی و دبیرستان بیشترین مشکلات تربیتی در این دوره رخ می دهد و غالبا در همین دوره است که فرزندان یا راه نادرست را بیش میگیرند و یا در مسیر سعادت گام می نهند. این دوره مرحله انتقال از دوران کودکی به دوران جوانی است.

از یک سو، نوجوان در حال هجرت از وابستگی های دوران کودکی است، و از سوی دیگر توانایی لازم برای حل بسیاری از مسائل زندگی را ندارد. همین نوسان فکری وروانی در اودرماندگی، تزلزل و گاه پریشانی و ابهام ایجاد می کند و آرامش روحیرا از می گیرد. همزمانیاین دوره با پدیده بلوغ، سبب میشود که این دوره از زندگی انسان، از اهمیت و حساسیت ویژه ای برخوردار باشد. از یک سو، انگیزه های غریزی و عاطفی هر لحظه او را به سویی کشانده و تعادل روانی او را بههم میزند، و از سوی دیگر انواع تردیدها و دودلی ها او را بلاتکلیفی درد آوری روبهرو می سازد.

فرار از خانه و اقدام به دوري و عدم بازگشت به منزل و ترك اعضاي خانواده ، بدون اجازه از والدين يا وصي قانوني خود ، در واقع نوعي واكنش نسبت به شرايطي است كه از نظر فرد نامساعد ، غير قابل تحمل و بعضا تغيير ناپذير است. اين عمل معمولا به عنوان مكانيسم دفاعي به منظور كاهش ناخوشايندي و خلاصي از محركهاي آزار دهنده و مضر و دستيابي به خواسته هاي مورد نظر و عموما آرزوهاي دور و دراز انجام مي شود .

تعریف فرار

برای «فرار» تعاریف متعددی وجود دارد. بعضی معتقدند، فرار جزو علایم اختلالات رفتاری شدید محوب می‌شود و نه به دلیل ماهیت آن، بلکه به دلیل فراهم آوردن مسایل و مشکلاتی که برای فرد و اجتماع به دنبال دارد. فرار را می‌توان این اینگونه تعریف کرد: میل به رهایی از قید خانواده که نوجوان در طلب آن می باشد که ممکن است به فرار از سرپرستی و نظارت پدر و مادر منجر گردد. در تعریف دیگری فرار مکانیسمی است در جهت یافتن مجالی برای اثبات وجود فرد که در خانه چنین فرصتی را نیافته است.

گاهی اوقات فرار، به عنوان تنها انتخاب برای یک شکل بزرگ به نظر می‌رسد. به معنی ترک ارادی خانه یا محیط نظارت شده می‌باشد. معمولا فرار به منظور دوری یا اجتناب از بعضی چیزها، یا برای یافتن و به دست آوردن بعضی چیزیهای دیگر صورت می‌گیرد. یک فرد فراری لزوما یک مفقود شده به حساب نمی‌آید، زیرا فرد مفقود شده فردی است که ممکن است گم، ربوده یا مجروح شده، یا آن که برخلاف میلش در جایی نگه داشته شده باشد. یک نوجوان فراری همانند نوجوان که شب هنگام پنهانی از خانه خارج می‌شود تا با دوستانش اوقات خود را بگذراند، نیست.

امروزه در اكثر كشورهاي جهان فرار از خانه به يك معضل جدي اجتماعي تبديل شده است .

در جامعه ما نيز، مسئله فرار دختران به عنوان يك معضل مطرح مي باشد .

 اما در مورد مسئله فرار از خانه ، مي توان اينگونه بيان كرد كه  اقدام به فرار هم از سوي پسران و (مردان متاهل ) و هم از سوي دختران (و زنان متاهل ) انجام مي شود . البته دلايل  چنين اقدامي توسط مردان متاهل و پسران با يكديگر متفاوت است . زنان متاهل نيز اغلب به خشونت و مفاسد اخلاقي همسر يا اغفال و مفاسد اخلاقي خود از خانه متواري مي شوند ..

در شرايطي ممكن است كه اقدام به فرار به همراه فردي از جنس مخالف با زمينه دوستي و قرار ملاقات انجام شود . اخيرا مواردي از فرارهاي گروهي در بين دختران مشاهده شده است . اما اغلب دختران به تنهايي فرار مي كنند .

اغلب فرارها از شهرستانها به مركزو يا شهرهاي بزرگ  انجام مي شود  هر چند كه مبدا و مقصد معدودي از فرارها نيز بالعكس مي باشد و گاهي نيز از شهرهاي كوچك و بزرگ به قصد عزيمت به كشورهاي ديگر اتفاق مي افتد.

برخي از دختران براي نخستين بار اقدام به فرار مي كنند و دسته اي ديگر عليرغم تلاشهاي مددكاران جهت بازگشت به محيط خانه و خانواده مجددا از محيط خانه مي گريزند.

 

علل و عوامل فرار

احساس خشم و جریحه دار شدن شخصیت از سوی والدین می تواند از جمله عواملی باشد، که فرد را برای فرار از خانه تحریک می‌کند. در واقع اکثر نوجوانان از مشکلاتشان با خانواده، فرار می‌کنند. بعضی از آنها به دنبال مجادله‌های وحشتناک با خانواده، فرار می‌کنند. با این تفاسیر شاید بتوان علت اصلی این پدیده را در رفتار اهل هر خانه جستجو کرد که معمولا، پدر، مادر یا نامادری، ناپدری و برادران وخواهران بزرگتر و اعضای آن هستند. گاه رفتارهای نادرست و غیر منطقی آنها در محیط خانواده به گونه‌ای است که کودک و نوجوان را ناگزیر از چاره اندیشیش می‌کند. چه خواهد کرد؟ فرار از خانه ...

اکثر این نوجوانان برای جستجوی شهرت، خوش شانسی و ماجراجویی فرار نمی‌کنند، بلکه از آنچه احساس می‌کنند غیر قابل تحمل است و از وضعیت غیر قابل تحمل، می‌گریزند. آنها فرار می‌کنند، زیرا نمی‌دانند چه کار دیگری می‌توانند انجام دهند. اما می‌دانند که مجبور به انجام بعضی کارها هستند. ابتدا فرار از خانه، شکل سده آن اتفاق می‌افتد و هدف کودک و نوجوان از اقدام به آن، معطوف نمودن توجه والدین به رفتار غلطشان وجلب محبت آنهاست؛ اما اگر نوجوان سپس بازگشت به خانه در رفتار آنها تغییری مشاهده نکند، بنابراین، فرار بعدی جدی تر بوده و می‌تواند نتایج مطلوبی به بار آورد. طی تحقیقی در کشور کره در سال 2003، دریافتند رایجترین دلیل خوار، تاثیر دوستان است.

تبيين عوامل موثر در فرار دختران :

آسيبهاي اجتماعي نظير فرار از خانه داراي زمينه ها و ابعاد مختلفي هستند و عوامل گوناگوني از جمله عوامل فردي، خانوادگي و اجتماعي در شكل گيري آن مؤثر است .

عوامل فردي :

 اين دسته از عوامل معطوف به عدم تعادل شخصيتي و اختلال در سلوك و رفتار است كه به برخي از آنها اشاره مي شود:

الف) شخصيهاي ضد اجتماعي

ويژگي هاي اين نوع شخصيت ، بهم ريختگي ارتباط ميان انسان و  جامعه و ارتكاب رفتارهاي نا بهنجار است كه مورد قبول جامعه نمي باشد . ولي معمولا نزد عامل آن در اصل و يا در مواقعي خاص ، نا پسند شمرده نمي شود . افراد روان رنجور نسبت به هنجارها و مقررات اجتماعي بي تفاوت بوده و كمتر آنها را رعايت مي كنند . اعمال اين افراد نظام اجتماعي را متزلزل مي كند و رعايت ارزشهاي اخلاقي را به پايين ترين سطح آن تنزل مي دهد، و در پند گرفتن از تجربيات ، بسيار ضعيف بوده و در قضاوتهاي خود يكسويه مي باشند .  اين نوع شخصيتها عمدتا از محيط خانه و مدرسه فرار مي كنند.

شخصيتهاي خود شيفته :

اين شخصيت ها تمايل شديدي به خود محوري دارند و پيوسته به تمجديد و توجه ديگران نيازمندند .

اين افراد اغلب با روياهايي در مورد موفقيت نامحدود و درخشان ، قدرت ، زيبايي و روابط عشقي آرماني مشغول هستند.

اغلب اين افراد والديني داشته اند كه نسبت به آنها محبت با ثباتي نداشته يا سرد و طرد كننده بوده اند يا بيش از حد به آنها ارج نهاده اند .

نوجوانان خود شيفته ، به علت سر كوب خواسته ها و فقدان ارضاي تمايلات دروني از كانون خانواده بيزار شده و به رفتارهاي نابهنجار نظير فرار از خانه گرايش نشان مي دهند .

آيزنك معتقد است بين ويژگي شخصيتي افراد با رفتار نابهنجار آنها رابطه وجود دارد . فرد برونگرا به دنبال لذت جويي آني است و دم را غنيمت مي شمارد، تشنه هيجان و ماجراجويي است . كمتر قابل اعتماد مي باشد ، نمي تواند احساساتش را كنترل نمايد و بدون تامل عمل مي كند .

شخصيت هيستريونيك (نمايشي ) :

نزد اين افراد جلب توجه ديگران اولويت خاصي دارد . دوست دارند با جوش و خروش صحبت كنند . مشخصه بارز آنها بيان اغراق آميز ، هيجاني ، روابط طوفاني بين فردي ، نگرش خود مدارانه و تاثير پذيري از ديگران است. توجه كافي به درك موقعيت ندارند و تمايل دارند با تعميم عاطفي پاسخ دهند . اين افراد براي آنكه خود را ثابت كنند ، هر تجربه اي را حتي اگر براي آنان گران تمام شود و مشكلاتي را ايجاد نمايد انجام مي دهند .

از ديگر مشكلات روحي –رواني كه منجر به رفتارهاي ضد اجتماعي مي شود ، مي توان به ضعف عزت نفس ، احساس كهتري ، فقدان اعتماد به نفس ، اختلال خلقي دوقطبي و ... اشاره نمود . چنين افرادي معمولا مستعد انجام كارهاي سنجيده ، نظير فرار از خانه مي باشند.

به اعتقاد صاحبنظران ، خانواده در شكل دهي به زندگي و رفتار فرد تا حد زيادي موثر است . اگر خانواده با مشكلات و آسيبهاي عديده اي مواجه باشد ، روند جامعه پذيري اعضاي خانواده مختل مي شود .

ب) روابط در خانواده

خشونت:

فرار از خانه يكي از باز تابهاي خشونت خانگي است كه به دليل تاثيرات اجتماعي قابل تامل است . اعمال خشونتهاي روحي، جسمي از سوي اعضاي خانواده، عامل بسيار مهمي در فرار دختران است . بسياري از دختراني كه قرباني اين خشونتها مي باشند به دليل ترس از آزاردهندگان و آبروي خويش، جرات اظهار مشكلاتشان را ندارند، لذا از خانه فرار مي كنند و در شرايطي كه از سوي نيروهاي امنيتي مجبور به بازگشت شوند ، تمايلي به اينكار ندارند . زيرا از محيط ناامن خانه مي هراسند .

تبعيض:

بسياري از والدين آگاهانه و يا ناآگاهانه با تبعيض بين فرزندان ، موجب اختلاف بين آنها و دلسردي آنها  از زندگي مي شوند . تبعيض در مواجه با خطاها و اشتباهات فرزندان دختر و پسر و تنبيه تبعيض آميز بر اساس برتري پسر بر دختر يا بالعكس موجب سلب اعتماد به نفس و بدبيني فرزندان نسبت به والدين مي شود . تبعيض با روحيه حساس و عزت نفس دختران منافات دارد و لطمات جبران ناپذيري را بر روح و روان آنها وارد مي كند.

محدوديت مطلق:

در اين نوع شيوه تربيتي ، فرزندان از آزادي و اختيار لازم و متناسب با سن و شرايط خويش محرومند و بايد نظر والدين را بدون آگاهي از علت آن انجام دهند و حق اظهار نظر ، دخالت يا تصميم گيري  را ندارند . در اين خانواده ها به خواسته هاي مادي ، معنوي فرزندان توجهي نمي شود . لذا توانايي و مقاومت آنها درهم مي شكند، و ازهر فرصتي جهت عدم  پيروي از هنجارهاي  خانواده بهره مي برند و در صدد هستند با فرار از خانه ،از اين محدوديت ها رهايي يابند .

آزادي مطلق :

همانطور كه عدم توجه به نيازهاي عاطفي فرزندان مي تواند عامل فرار آنان از كانون خانواده باشد . توجه بيش از حد متعارف و در اختيار بودن امكانات فوق حد سني فرزند هم مي تواند زمينه مسائلي چون فرار از خانه را ايجاد نمايد.

وقتيكه تمايلات و خواسته هاي فرزندان محقق مي شود ، لذا به محض ايجاد مشكلات و بحرانها و فشارها ي زندگي، كه در آن امكان تحقق برخي از آرزوها سلب مي شود و يا در شرايطي كه خواسته هاي فرزند به افراط مي گرايد ووالدين با آن مخالفت مي نمايند .  فرزند، به دليل تربيت عاطفي (نه تربيت عقلاني ) روحيه عدم درك منطقي شرايط ، ناز پروري و كاهش دامنه استقامت، عصيان و طغيان نموده و همين امر موجب دوري او از والدين و اعضاي خانواده مي گردد كه نهايتا مي تواند زمينه فرار از خانه را فراهم نمايد .

دراين  شرايط مسائل بسيار كوچك به دليل پائين بودن آستانه مقاومت درنظر فرد بزرگ و غير قابل  تحمل جلوه مي كند . چنين فردي پس از فرار نيز اقدام خود را توجيه مي كند و با احساس عميق بيداد گري به متهم كردن اطرافيان مي پردازد و معتقد است فراراو در جهت احقاق حق از دست رفته خود بوده است. اين وضعيت در بين طبقات مرفه و غني جامعه بيشتر مشاهده مي شود.

 اگردر شبكه روابط اجتماعي اين مسئله را درنظر بگيريم فرد عضويت يافته در شبكه هاي نابا ب، ارزشهاي نادرست گروه از جمله نحوه مقابله و برخورد با امرو نهي والدين ، نحوه مخالفت و به كرسي نشاندن خواستها و تمايلات نفساني در خانه را دروني مي كند و با دسترسي به  فرصتهاي نامشروع ، انها را به مرحله عمل مي رساند .در اين گروهها رفتار كجرو و نابهنجار بسيارعادي و روال شده است و به عنوان ارزشهاي مدرن اشاعه مي شود. و نگرشها و نصايح والدين به عنوان ارزشهاي منسوخ محسوب مي شود .  بر اساس تحقيقات حدود 79 در صد از جوانان به همانند سازي با دوستان خود مي پردازند.

وسايل ارتباط جمعي

 رسانه هاي نوشتاري وديداري داراي كاركردهاي سه گانه از جمله اطلاع رساني هستند . زماني كه رسانه ها موضوع فرار دختران را با ذكر تمام جزئيات منعكس مي كنند، در واقع افراد را نسبت به وضعيت افرادي كه شرايطي نامساعد و بغرنج  خانه را تحمل نكرده اند ، مطلع مي كنند و باعث مي شود كه آنها نيز همين عمل را در مواجه با مسائل خانواده تكرار كنند. ضمن آنكه قبح مسئله تا حد بسيار زيادي در اذهان شكسته شده و به عنوان يك عمل عادي جلوه مي نمايد.از سوي ديگر برخي از فيلمها و سريالها ي تلويزيوني مشوق فرار از خانه است . ترويج روحيه استقلال طلبي غير منطقي در سنين نوجواني ، عدم رعايت احترام به بزرگترها ، حتي نمايش فرار جمعي از جوانان ، بدون نمايش صحيح پشيماني و ندامت آنها، مي تواند در شيوع اين پديده ها موثر باشد .

نقش رسانه هاي جمعي به ويژه ماهواره و اينترنت در رواج بي بندو باري اخلاقي ، مقابله با هنجارهاي اجتماعي ، عدم پايبندي مذهبي و بلوغ زود رس نوجوانان در مسائل جنسي حائز اهميت است .

شهر نشيني

بافت اجتماعي شهرهاي بزرگ و پيچيدگي روز افزون زندگي شهري ، فرصت ارتكاب جرائم و رفتارهاي ضد اجتماعي را فراهم مي كند .

جاذبه شهرهاي بزرگ ، رفاه، تجملات شهري و امكانات مادي، انگيزه در اختيار داشتن آنها و زندگي در اين محيط را مضاعف مي كند و سيل عظيم جمعيت با هدف يافتن شغل و دستيابي به امكانات فوق مهاجرت مي نمايند وشهرهاي بزرگ را با خرده فرهنگهاي مختلف در هم مي آميزند و بدين ترتيب پايبندي به آداب و رسوم كاهش مي يابد و آزادي عمل فرد نيز بيشتر مي شود. گاهي همين سراب زندگي مرفه شهري و آزادي عمل دختران را به سوي شهرها متواري مي نمايد.

تغيير ارزشها

انسانهاي دنياي امروز در چهار راه سرگرداني و تضاد ارزشها گرفتار آمده اند و نمي دانند به كدامين سو حركت كنند . از يكسو جامعه بستر نويني از ارزشهاي اجتماعي مدرن را مقابل ديدگان افراد قرار مي دهد و از سوي ديگر فرد را با بن بستهاي بسياري  در دستيابي به اهداف جديد مواجه مي كند .

جوان امروز در اين شرايط با مشكل بحران هويت روبروست . گاه آنچه كه اجتماع بطور عملي به او مي آموزد با ارزشهاي خانوادگي سنخيتي ندارد و همين امر شخصيت او را دچار دوگانگي مي نمايد .دختران امروزدچار خود درگيري ميشوند و براي فرار از اين حالت به شيوه هاي مختلفي  نظير فرار از خانه متوسل مي گردند .

مشكلات اقتصادي

برخي از صاحبنظران مشكلات اقتصادي را علت عمده آسيبهاي اجتماعي مي دانند . البته اين به مفهوم نگرش تك عاملي در تبيين انحرافات نمي باشد . به اعتقاد آنان عوامل اقتصادي درچگونگي زندگي فردي و اجتماعي تاثير گذار است . فقر و توزيع ناعادلانه ثروت به همراه فقر فرهنگي زمينه ساز انواع رفتارهاي نابهنجار مي باشد .

امروزه فشار و مشكلات اقتصادي ، احتمال دو شغله بودن و اشتغال نان آوران خانواده در مشاغل كاذب يا غير مجاز را افزايش داده است .

همين مسئله منجر به كم توجهي آنها نسبت به نياز جوانان ، رفع مشكلات روحي و رواني و تربيت صحيح و شايسته آنها گرديده است .

ضعف نظارت اجتماعي

با انگيزه هاي فرار دختران از خانه در مي يابيم كه اكثر آنان براي كسب استقلال و آزادي روابط در خارج از خانه اقدام به فرار كرده اند . اين بدين معناست كه جامعه ميزان نظارتهاي اجتماعي دولتي و مردمي   را كاهش داده و آزادي بي قيد روابط زنان و مردان را افزايش داده است .

در حالي كه اين حد افراطي از آزادي مقبول بسياري از خانواده ها نيست. آنها به دليل همين فضاي نامناسب جامعه مجبور مي شوند رفتار و ارتباطات اجتماعي دختران خود را محدود كنند و اين محدوديت و كنترل دختران را با عقده هاي روحي –رواني مواجه مي نمايد و آنان احساس خواهند كرد كه خانواده آنها را درك نمي كند، در صورتي كه به عكس خانواده به دليل آينده نگري و مصلحت انديشي فرزند مي كوشد دختر را از حيطه خطردور سازد.  برخي دختران به دليل حساسيت هاي روحي، دلسوزي والدين را به معناي سلب آزادي  تعبير مي كنند و در نتيجه اقدام به فرار از خانه مي نمايند.

پيامدهاي فرار دختران

فرار دختران در واقع تعرض به قاعده كهن و مرسوم زمانهاي ديروز و امروز است كه نه خانه را محل امن وآرامش و آسايش مي داند  نه محلي كه بايد از آن گريخت . اين تعرض و جدال جامعه را تحريك كرده و آشفتگيهاي خاصي را دامن مي زند . هنگامي كه دختري به طور غير منطقي فرار مي كند ، خود و پيرامونش يعني خانواده و جامعه را تا شعاعي وسيع به طرق مختلف در معرض آسيبها و خطرات زيادي قرار مي دهد . اين پيامدها در بعد فردي ، خانوادگي و اجتماعي قابل بررسي است .

 

پيامدهاي فردي:

فرار آغاز بي خانماني و بي پناهي است و همين امر زمينه ارتكاب بسياري از جرايم را فراهم مي كند . دختران فراري براي امرار معاش به سرقت، تكدي گري ، توزيع مواد مخدر ، مشروبات الكلي و كالاهاي غير مجاز ، روسپيگري ، عضويت در باندهاي مخوف و كثيف اغفال و فحشاء اقدام مي كنند. برخي از اين دختران پس از فرار در ساختمانهاي متروكه ، پارك و خانه هاي فساد، شب را به صبح مي رسانند  و از مكاني به مكان ديگر در حركت هستند فقط براي آنكه بتوانند زنده بمانند . دختران فراري تمام پلهاي پشت سر خود را خراب و ويران مي كنند . ارتكاب به نوع جرايم و فساد اخلاقي موجب مي شود كه دچار انواع بيماريها و اختلالات روحي و رواني شوند و برخي از آنها به دليل سر افكندگي ناشي از تجاوزات دست به خود كشي مي زنند .

از ديگر پيامدهاي ناگوار فرار دختران ، روسپيگري و ابتلا به انواع بيماريها از جمله ابتلا به ويروس ايدز مي باشد . هر چقدر مدت زمان فرا رفرد طولاني تر باشد و با افراد بيشتري تماس داشته باشد ، خطر ابتلا به ويروس ايدز افزايش مي يابد .

پيامدهاي خانوادگي:

فرار دختران مي تواند بزرگترين لطمه و ضربه براي حيثيت و شرافت خانوادگي فرد باشد اين عمل اولا نشانه اي از نا كار آمدي خانواده در تربيت فرزند ، شكاف نسلي بين والدين و فرزندان واختلافات خانوادگي است . و ثانيا از آنجا كه فرجام و سر انجام دختران در اكثر موارد چنانكه ذكر گرديد گرفتار آمدن در دايره تنگ باندهاي فساد و فحشاء و ارتكاب جرائم اخلاقي است ، لذا فرار به مفهوم لكه ننگ و بدنامي براي خانواده محسوب مي شود و بدين لحاظ است كه فرار دختران كمتر توسط خانواده ها گزارش مي شود و اغلب پس از بي نتيجه ماندن جستجوها و تلاشهاي خانوادگي ، فرار دختران با عنوان فقداني دختريا دزديده شدن او به مراجع قضايي گزارش مي شود.

از طرف ديگر دختران فراري با درگير شدن در مسائل غير اخلاقي نمي توانند به خانواده باز گردند ، مگر آنكه خانواده به اين نكته توجه نمايد كه عدم پذيرش فرد به معناي فرو غلتيدن هر چه بيشتر او در منجلاب فساد و تباهي است . در هر حال زندگي دختر فراري در صورت بازگشت به منزل نيز همراه با مشكلات مضاعف خواهد بود .

 

پيامدهاي اجتماعي:

جامعه شناسان معتقدند پديده هاي اجتماعي همچون حلقه هاي زنجير به هم متصل ووابسته اند ، بطوري كه افزايش نرخ آسيبهايي چون طلاق، بيكاري، اعتياد ، منجر به افزايش آسيبي نظير فرار دختران مي شود و نكته قابل توجه آنكه فرار دختران از خانه به افزايش نرخ مفاسد اجتماعي منتهي مي گردد.

آسيبهاي اجتماعي از جمله، فرار همچون امراض و ويروسهاي هستند كه موجب ايجاد فضاي مسموم در جامعه مي شوند و مي توانند ضمن لكه دار نمودن عفت عمومي و شكستن حريمهاي اخلاقي ، بهداشت روحي و رواني اعضاي جامعه را تهديد نموده و آسيب جدي بر سلامت جامعه وارد نمايند .

از ديگر پيامدهاي فرار دختران اينست كه هزينه هاي فراواني را بر دوش جامعه و دولت مي گذارد ، بطوريكه اقداماتي نظير گزارشات فقداني دختر و شناسايي دختران فراري توسط نيروهاي چند گانه امنيتي ، بازجويي و مراحل قضايي ، ايجاد مراكز مختلف –مانند كانون اصلاح و تربيت ومراكزي كه قبلا در زمينه سازماندهي دختران فراري، فعال بودند و نيز مسئوليت سازمان بهزيستي – كه تماما هزينه هنگفتي را بر جامعه تحميل مي نمايد .

 

نقد برخي عملكردها

در چند ساله اخير مراكز دولتي تحت عنوان خانه سلامت ، خانه ريحانه  و خانه سبز و .. جهت كاهش آسيبهاي ناشي از فرار دختران و بازتواني آنها و ارجاع افراد به خانواده تاسيس گرديد وپس از چندي متوقف شد . در اين بخش به چند نمونه از اشكالات اين مراكز اشاره مي شود :

مؤسسين چنين مراكزي هرگز به ريشه ها و علل فرار دختران توجهي نداشتند ، بلكه در يك حالت انفعالي با پذيرش مسئله فرار دختران مامني موقت را طراحي كرده بودند كه متاسفانه به دليل عدم سرعت در شناسايي دختران ، عمدتا دختران فراري پس از آسيبهاي فراوان به مراكز وارد مي شدند .

- اين مراكز ، محيطي جهت آشنايي دختران فراري با يكديگر و كسب اطلاعات و تجربيات براي افراد تازه كار از دختراني بود كه براي چندمين بار از خانه متواري مي شدند.

- هيچ دخترفراري ، شخصا به اين مراكز مراجعه نمي نمود و اغلب پس از مواجهه با مشكلات متعدد و دستگيري به اين مراكز فرستاده مي شد . لذا اگر فرد شخصا  احساس ناامني ، نا تواني ونياز نمي كرد و محيط خارج را مي شناخت، به اين مراكز مراجعه نمي نمود .

- اين مراكز در صدد بودند تا براي دختري كه از نظر روحي به تعادل رسيده و از نظر اخلاقي مي تواند به جامعه باز گردد ، كمك هايي را براي داشتن خانه مستقل ارائه دهند كه خود عاملي براي تكرار و رغبت به كار بود.

- دختران فراري در اين مراكز ، اطلاعاتي در مورد شرايط خانوادگي ، كارهايي كه در مدت فرار انجام داده بودند ، علت حضور در مركز ، برنامه هاي آتي ، هنجارها و خرده فرهنگهاي خيابان از يكديگر جذب مي كردند و كار خود را توجيه مي نمودند ، زيرا مشاهده مي كردند افراد زيادي مانند آنها فرار كرده اند ، لذا جسورتر مي شدند .

به راستي چرا چنين مؤسساتي با هزينه هاي هنگفت و بدون كارشناسي و سنجش اشكالات احتمالي كار تاسيس مي شوند و بعد از مدت زماني منحل مي گردند .

 

عمده علل فرار از منزل

  1. اجتناب از عواقب و نتایج ناخوشایند رفتار یا اعمالی که فرد انتظار مواجه شدن با آن را در آینده دارد، مثل، تهدید به تنبیه، یا تنبیه والدین در مقابل شکست تحصیلی فرزند.
  2. فرار از ادامه مواجهه با تجربه مستمر و پیشرونده نامطلوب؛ دردناک یا سخت زندگی، مانند آزار جسمی و جنسی در خانه.
  3. پیشگیری از ترک فعالیتها، ارتباطات یا دوستی هایی که برای فرد مهم و با ارزش به نظر می‌رسند مثل، جلوگیری والدین از معاشرت نوجوان با دوستانش، با تحکم و بدونت جایگزینی مناسب برای آن.
  4. برای سر کردن با اشخاصی که به عقیده آنها حمایتگر، مشوق و فعال هستند مانند زندگی با همسالان.
  5. بودن در مکانها یا با افرادی که آنها را از مشکلات دیگر زندگیشان دور می‌سازند.
  6. تغییر یا جلوگیری از آن چه که در حال انجام است یا قرار است انجام گیرد، مثل ازدواج نامناسب توام با تهدید والدین
  7. مرگ یکی از اعضای خانواده
  8. تعارض بین والدین، رفتار همراه با تبیض والدین بین خواهر و برادران
  9. جدایی والدین، طلاق، وجود ناپایداری یا نامادری.
  10. حضور یک کودک جدید در خانواده
  11. مشکلات در مدرسه، شکست یا افت تحصیلی
  12. مشکلات مالی و اقتصادی خانواده
  13. استفاده از الکل یا مواد مخدر
  14. فشار همسالان

 

رابطه فرار و انحراف

بر اساس تحقیقی جون هو، سانگ و چونگ سان، فرار به عنوان یک پیش زمینه مهم برای دیگر رفتارهای خلافکارانه در نظر گرفته شده است. آنها معتقدند که فرار به عنوان یک انحراف، منجر به انحرافات رفتاری دیگر مثل دزدی می‌شود. تخلفاتی که معمولا در طول دوره فرار انجام می‌شود عبارتند از سیگار کشیدن، مشروب خوردن و تماشای فیلم های مبتذل، و به دنبال اینها جرم‌های خشونت آمیز، سو مصرف مواد و تخلفات مرتبط با مسایل جنسی. افراد فراری در طول دوره فرار، رفتارهای منحرفانه بیشتری نسبت به زمانهای دیگر انجام می‌دهند و علاوه بر این، خلافهای آنها در زمانهایی که از خانه فرار می‌کنند جدی‌تر از اوقات دیگر است. بطور کلی می‌توان گفت که فرار به شکل نزدیکی با انحراف و اعمال منحرفانه‌ای مرتبط ات که در آن دوره (در زمان فرار) انجام می‌شود و در واقع یک عامل عمده در رفتار متحرفانه نوجوان است

 

اقدامات انجام شده در زمینه فرار و کمک به فراریان

در دوره‌های گذشته، افراد فراری به خاطر وضعیتشان از سوی جامعه مورد سرزنش قرار می‌گرفتند و به آنها دشمن و قانون شکنان آسیب رسانی که نیاز به اصلاح دارند نگریسته می‌شد و در قرن نوزدهم، آنها را به کانون اصلاح و تربیت که مشابه زندانها بود، می‌فرستادند. حتی در پایان قرن 19، پس از تصویب سیستم عدالت نوجوانان، آنها به عنوان مجرم مصوب شده و به وضعیت خانوادگی آنها کمترین رسیدگی نمی‌شد. در اوایل و اواسط قرن بیستم، دیدگاه تاکید بر جرم و بزه در آسیب شناسی فراریها، دیدگاهی متداول و غالب شد. نسخه‌های اولیه راهنمای آماری و تشخیصی انجمن روانپزشکی آمریکا " واکنش فرار" را به عنوان یا اختلال روانی منظور کرده است.

در سال 1960، با رشد خرده فرهنگ "هیبی"، تعداد فراریان نوجوان بطور چشمگیری افزایش یافت. در سال 1974 نگرانی های عمومی، منجر به تصویب قانون "جوان فراری" شد، و از این طریق بودجه‌ای برای تاسیس مرکزی خاص نوجوانان فراری، تخصیص یافت. کم کم خطر دوسویه پیگیری افراد فراری در خیابان، آشکار شد. بدین طریق تصور عموم درباره افراد فراری تغییر رده و مسئولین دریافتند که افراد جوان فراری، متعلبق به خانواده‌های بحران زده بود و از شرایط تحمل ناپذیر خانواده فرار می‌کنند. محققین به چندین ویژگی مشترک در محیط خانوادگی جوانانی که از آن فرار می‌کنند، دست یافته‌اند. این ویژگیها عبارتند از: مشکلات مالی، سوء استفاده جنسی، سو مصرف مواد و الکل، سوء استفاده کلامی و فیزیکی، نقش دایمی بین اعضای خانواده، احساس طرد از سوی اعضاء خانواده و ...

 

نتیجه گیری

در پژوهشی در ایران بر روی این گروه از افراد انجام گرفته مشاهده شده است که 6/58 در صد از دختران فراری به انحرافات اجتماعی گرایش دارند، که البته ممکن است بر چسب اختلال نیز دریافت نمایند. در این بین گروهی که تحصیلات آنها در حد راهنمایی بوده، و در سنین 18-15 سال قرار دارند اکثریت را تشکیل می‌دهند. همانطور که ملاحظه می‌شود این سنین با سنین بلوغ همپوشی داشته و از حساسیت خاصی برخوردار است. میانگین بهره هوشی این افراد معادل 4/88 است، یعنی طبقه هوشی زیر متوسط. شاید بتوان موضوع را چنینی توجیه نمود که، افراد با بهره هوشی پایین قدرت ایجاد ارتباط و سازش با دیگران را نداشته و به علت عدم انطباق با زندگی اجتماعی، اصول اخلاقی مقررات اجتماعی را رعایت نمی‌کنند.

به هر حال، همانگونه که ملاحظه می‌شود فرار از منزل مساله‌ای است که عوامل مختلفی بر روی آن تاثیر داشته و هیچگاه یک عامل به تنهایی در آن نقش ندارد. بنابراین با در نظر گرفتن مجموعه این عوامل می‌توان از یک سو برنامه‌ای مناسب جهت حل مشکلات و جلوگیری از تکرار فرار از منزل، و از سوی دیگر برنامه ریزیهایی جهت پیشگیری در نظر داشت.

پيشنهادات

همانطور كه ذكر گرديد دختران فراري از بين اقشار مختلف مي باشند و با انگيزه ها و علل گوناگوني اقدام به فرار مي كنند و پيامدهاي فرارآنان خانواده و جامعه را تهديد مي كند .

زمينه هايي براي مقابله با اين مسئله وجود دارند از جمله :

توجه و رسيدگي بيشتر به نهاد خانواده و سعي در رفع مشكلات مختلف ، تربيتي ، اقتصادي ، فرهنگي  آنها از طريق دولت

تقويت و سازماندهي نهادهاي مردمي موثر در امداد خانواده از جهات مختلف ، نظير كميته امداد امام خميني ، بنياد هاي خيريه ، صندوقهاي قرض الحسنه

احياي سنتهاي ديني و حاكميت ارزشهاي اجتماعي اسلام نظيروجوب احترام به والدين ، رسيدگي به خويشان ، نظارتهاي فاميلي چون ولايت پدر، جد پدري ، برادر بزرگتر .

نظر به اينكه با استناد به اطلاعات و تحقيقات ، بيشتر دختران فراري ازبين خانواده هاي نابسامان بوده و اغلب فرزندان طلاق هستند، به كارگيري  تمام تمهيدات جهت پيشگيري و كاهش نرخ طلاق از طريق تقويت مراكز مشاوره ، اجبار به شركت در كلاسهاي آموزش حقوق و تكاليف زوجين قبل از عقد رسمي ، اجبار در مراجعه به مراكز مشاوره از طريق اهرمهاي دولتي .... ضروري است . نهايتا چنانچه خانواده اي به دليل اعتياد، مرگ والدين، بيكاري و بيماري همسر از هم گسسته شد ، مي توان خانواده را موظف نمود كه وضعيت حضانت و تربيت فرزندان را به سازماني كه از سوي دولت مشخص مي شود ، گزارش نمايد و اين سازمان در رفع مشكلات فرزندان چنين خانواده هايي تلاش مي نمايد و نسبت به رفع خشونت ها و مشكلات اين خانواده ها اقدام نمايد .

از آنجا كه بسياري از دختران فراري (70%) درسنين 16-14 ساله و در دوره هاي حساس نوجواني قرار دارند و با مشكلات متعدد خاص اين دوره مواجه مي باشند . لذا بخشي ازپيشنهادات جهت پيشگيري از فرار دختران معطوف به وزارت آموزش و پرورش مي باشد.

 همچنين برخي ديگر از پيشنهادات مربوط به ساير عوامل اجتماعي است كه در كاهش فرار دختران دخيل مي باشد :

- نظارت ، ارزشيابي و باز تعريف وظايف دستگاههاي ذيربط در امور مربوط به اقشار آسيب ديده و آسيب پذير جهت هماهنگي و وحدت رويه وبهينه سازي و حتي ادغام آنها؛

- تاسيس يك مركز توانمند جهت جمع آوري آمار و اطلاعات منطقه اي ، كشوري، بين المللي دختران فراري و شبكه هاي مربوط.

- تربيت نيروهاي پليس انتظامي از بين بانوان متعهد و متدين جهت اين مسئله خاص.

- ضرورت اشنايي نيروهاي نظامي به ويژه پليس زن با مسائل روانشناسي دختران فراري و خرده فرهنگ آنها.

- اعمال مجازات هاي بسيار سنگين، علني و جدي( در ملاعام) براي باندهاي فساد، اغفال ، تجارت جنسي.

- قانونمند نمودن نحوه درج اخبار مربوط به بخش حوادث و ممانعت از سوء استفاده از بيان جزئيات فرار به دليل بد آموزي و اشاعه منكرات و جلوگيري از قهرمان سازي مطبوعاتي از اين عاملين؛

- به كارگيري نيروهاي مردمي و سازمانهاي غير دولتي جهت امداد به دختران تحت خشونت خانواده و اطلاع رساني به نيروهاي امنيتي.

- تقويت نظارتهاي اجتماعي رسمي و دولتي و نيز نظارتهاي مردمي و محلي از جمله امر به معروف و نهي از منكر جهت پاكسازي فضاي جامعه و تعديل آزاديهاي اجتماعي."

 

 



خلاصه دو پایان نامه دانشجویی در این رابطه

بررسي علل فرار نوجوانان از خانه, / محمد سعيدي؛ به راهنمايي: عبدالله شفيع‌آبادي.

149 صفحه،تصوير،جدول،نمودار،کتابنامه
پايان نامه (کارشناسي‌ارشد) -- دانشگاه علامه طباطبايي، 1372

دراين پژوهش کاربردي محقق سعي داشته از طريق مصاحبه و پرسشنامه علل و انگيزه‌هاي فرار نوجوانان از خانه را تبيين نمايد. دراين راستا پاسخ 60 نفر نوجوان فراري دستگير شده با پاسخ 60 نفر از نوجوانان راهنمائي و دبيرستاني بعنوان گروه گواه (کنترل) مقايسه شده است . يافته‌هاي تحقيق نشان ميدهد که، نابساماني خانواده، سردي روابط عاطفي والدين، متارکه و طلاق، وجود ناپدري يا نامادري، فقر فرهنگي و بيسوادي و اعتياد از مهمترين عوامل برانگيزاننده تمايل به فرار در نوجوانان بوده است . تقريبا" صد درصد فراريان وضعيت خانواده خود را آشفته و نابسامان توصيف کرده‌اند در صورتيکه 90 درصد گروه کنترل وضعيت خانواده خود را رضايت‌بخش يا کاملا" رضايتبخش توصيف نموده‌اند و تنها ده درصد (10 درصد) اظهار داشته‌اند که گهگاه شاهد مشاجره والدين خود بوده‌اند. 43 درصد پدران نوجوانان فراري بيسواد بوده‌اند در حاليکه در گروه کنترل تنها 11 درصد بيسواد بوده‌اند و آزمونهاي آماري معني‌دار بودن تفاوت بين دوفراواني را تائيد نموده است . از نظر ميزان تحصيلات ، يافته‌هاي تحقيق نشان ميدهد 70 درصد نوجوانان در گروه آزمايش قبل از اتمام دوره ابتدائي ترک تحصيل کرده‌اند و تنها 6ˆ6 درصد آنان به دوره دبيرستان راه يافته‌اند. از نظر تعداد اعضاي خانواده ميانگين جمعيت در گروه اول 25ˆ7 نفر و در گروه کنترل 95ˆ6 ميباشد. آزمون کااسکوئر معني‌دار بودن تفاوت بين دو فراواني را تائيد نکرده است . از نظر وضعيت تحصيلي دو گروه ميتوان نارضايتي از وضعيت تحصيلي خود را بوضوح در گروه اول مشاهده کرد در صورتيکه در گروه دوم (گواه) اکثرا" از وضعيت تحصيلي خود راضي بوده‌اند. افرادي فراري پس از ترک خانه با 3ˆ63 درصد سرقت بيشترين جرم و 73 درصد ايراد ضرب و جرح کمترين جرم را داشته‌اند. 75 درصد نوجوانان فراري بيش از يکبار سابقه فرار از خانه را داشته‌اند. 62 درصد مادران در گروه اول بي‌سواد بوده‌اند در صورتيکه در گروه دوم 32 درصد مادران بي‌سواد بوده‌اند. از نظر سني، توزيع سن پدران در گروه اول بيشتر در وسط منحني قرار دارد. X2 وجود ارتباط بين سن پدر و فرار نوجوان از خانه را تائيد کرده است . از نظر شغلي 35 درصد پدران در گروه کنترل داراي مشاغل اداري بوده‌اند در صورتيکه در گروه آزمايش تنها 5ˆ12 درصد کارمند بوده و مابقي مشاغلي چون کارگري و کشاورزي و ساير مشاغل آزاد را برشمرده‌اند. X2 وجود ارتباط بين شغل و فرار نوجوان از خانه را تائيد کرده است . تفاوت عمده پژوهش حاضر با ساير تحقيقات انجام شده دراين است که : اولا") حجم نمونه در مقايسه با ساير پژوهشهاي انجام شده در ايران افزايش چشمگيري را نشان ميدهد. ثانيا") براي اولين بار گروهي نيز بعنوان گروه گواه جهت مقايسه اطلاعات بدست آمده از گروه آزمايش انتخاب شده است . ثالثا") فرضيه‌هاي بيشتري مورد آزمون قرار گرفته است بطوريکه در پژوهشهاي قبلي بندرت تعداد فرضيه‌ها به 10 رسيده است که در پژوهش حاضر 15 فرضيه مورد بررسي و آزمون قرار گرفته است . رابعا") يافته‌هاي تحقيق اين نظر پروفسور با تاويا را که بين ولگردي و بزهکاري رابطه وجود دارد را تائيد کرده است . نتايج بدست آمده در بسياري از موارد با پژوهشهاي قبلي هماهنگي دارد مگر: 1 - درخصوص عامل ريسک و انجام کارهاي متهورانه که در تحقيقات پروفسور کاپادويا و شاو و ديگران سهم عمده‌اي در فراد دارد. در پژوهش حاضر کمتر مشاهده شده است . 2 - نسبت فرار در ايراان در مقايسه با ساير کشورها مثل آمريکا يا فرانسه بسيار کمتر است (کمتر از 1.100 نوجوانان فراري آمريکا) . 3 - عدم کنترل بر نمايش فيلم‌هاي عاشقانه و ... در کشورهائي چون هند و آمريکا تاثير عميقي بر فرار نوجوانان از خانه داشته است . بعنوان مثال 3ˆ44 درصد نوجوانان در هند اظهار داشته‌اند که تحت تاثير فيلمهاي عاشقانه و براي ديدن جاذبه‌هاي شهري بهمراه دوست خود از خانه گريخته‌اند. و اين امر لزوم کنترل فيلم‌هاي سينمائي را بيش از پيش مورد تاکيد قرار ميدهد. 4 - حفظ قداست و قوام خانواده در جوامع اسلامي و ايران عامل مهمي در پيش‌گيري از فرار نوجوانان از خانه به حساب مي‌آيد.

پایان نامه دوم

بررسي رابطه فرار دختران از منزل با وضعيت خانوادگي،شيوه هاي تربيتي والدين و ميزان اعتماد به نفس آنان

چكيده: فرار از خانه از جمله رفتارهاي ناسازگارانه اي است كه از كودكان و نوجوانان سر مي زند.گرچه در نگاه اول فرار پديده اي فردي به نظر مي رسد ولي با توجه به پيامدهاي سو’آن براي جامعه بايد آن را از جمله آسيبهاي اجتماعي به حساب آورد فرار از منزل به عنوان يكي از معضلات خانوادگي و اجتماعي فراگير در سطح جهان مطرح است.در ايران نيز درسال هاي اخير كارشناسان و رسانه ها نسبت به بحراني شدن اين مساله هشدار داده اند.زيرا تعداد دختران فراري كه به گونه اي نگران كننده افزايش يافته است.با نظر به اهميت حياتي و نقش تعيين كننده سلامت اجتماعي و رواني جوانان و نوجوانان هر جامعه در تامين بقا و آينده آن ملت با توجه به پيامدهاي((فرار نوجوانان)) در بهداشت رواني فرديو اجتماعي،هدف از مطالعه تعدادي از دختران فراري روشن شدن برخي از زوايايس تربيتيو روانشناختي اين معضل و پاسخ به پاره اي از چراهاي طرح شده است. به رغم اهميت مساله فرار دختران از منزل،گسترش روزافزون آن و رسيدن به مرز بحران وهشدار مكرر كارشناسان در ايران در 20 سال اخير در زمينه موضوع تحقيقات وسيع و ميداني چندي انجام نشده است و مشكل عمده پژوهش هاي انجام شده نيز كاربر روي نمونه هاي بسيار كوچك و يا پرداختن به بررسي جنبه هاي محدود است.در بخش نظري،به تناسب به برخياز پژوهش هاي داخلي و خارجي اشاره شده است.نظريه پردازان به عوامل موثر بزهكاري چونانگيزه هاي فرد عوامل روانشناختي ،عوامل خانوادگي،عوامل زيستي و شرايط اجتماعي اشاره كرده اند همچنين،در مقايسه سلامت رواني نوجوانان فراري و نوجواناني كه سابقه فرار از منزل ندارند،به اين نتيجه رسيده اند كه ميزان شيوع تمام شاخص هاي عدم سلامت رواني در نوجوانان فراري بالاتر بوده است.از ميان عوامل مختلف نقش روابط والدين و شيوه هاي برخورد آنان با فرزندان و نابسماني هاي خانوادگي درتصميم نوجوانان براي ترك منزل عمده بوده است.بنابراين بسياري از نوجوانان و جوانان فراري از يك سو از طيف وسيعي از اختلال هاي جسماني و رواني رنج مي برند و از سوي ديگر به دليل شرايط خانوادگينمي توانند از اعتماتد به نفس مناسبي برخوردار باشند. جامعه آماري پژوهش را دختران 12 تا 18 ساله شهر تهران تشكيل مي دهند كه از ميان آنها 70 دختر فراري كه در سال 1379 در كانون اصلاح و تربيت،خانه ريحانه و مراكز بهزيستي شهر تهران سكونت داشته و 30 دختر عادي به عنوان گروه گواه به شكل تصادفي از مدارس تهران انتخاب شده اند.ابراز جمع آوري اطلاعات در مورد وضعيت خانوادگي و شيوه هايتربيتي والدين پرسشنامه و مصاحبه و در مورد ميزان اعتماد به نفس آزمودني هاي پرسشنامه اعتماد به نفس كوپراسميت بوده است. به منظور تحليل داده ها از جدول توصيفي و آزمون t استفاده شده است. نتايج حاكي از آن است كه 80درصد دختران فراري به خانواده هاي نابسامان تعلق داشتهوعواملي مانند طلاق،اعتياد،به زندان رفتن،مرگ و ازدواج مجدد و والدين در فرار اين دختران نقش داشته است.در ارتباط با رفتار والدين نيز تقريباً در تمام موارد دختران سختگيري وتنبيه هاي سخت و در 58 درصد سو’ استفاده جسماني جنسي و كار سخت و طاقت فرسارا به عنوان يكي از علل فرار ذكر كرده اند.مقايسه ميزان اعتماد به نفس آزمودني هانيز از اعتماد به نفس پائين دختران فراري و وجود تفاوت معنادار آماري بين نتايج اينگروه با گروه گواه است. بسياري از صاحبنظران مداخله ،پيشگيري و دخالت بيشتر اجتماع را كليد مشكل دانسته كهبايد زود هنگام و از مدارس آغاز شود.بخشي از برنامه هاي پيشگيري از رفتار فرار همبه تعادل دقيق بين آگاهي،امكانات،برقراري ارتباط ،مديريت استرس و حمايت باز مي گردد.به اعتقاد كارشناسان بايد ميان خانواده ها،تشكل ها،مدارس ،پليس و انجمن هاي نوجوانان پيمان واحد مشاركت وجود داشته باشد برنامه هاي آموزشي براي بخش هاي مختلف از جمله گام هاي نخستين است.در نهايت براي هر گونه برنامه ريزي مهمترين كار كسب شناختي دقيق و عميق از ويژگي ها و خصوصيت فردي و خانوادگي نيازهاي مخاطبين است. 

 

بلاگ فای عظیمی

+ نوشته شده توسط کوزه گر در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 و ساعت 21:35 |

آداب غذا خوردن در اسلام

  
دین اسلام کاملترین و جامع ترین ادیان الهی است. لذا برای خوردن نیز احکامی دارد که رعایت آنها بر هر فرد مسلمان لازم است. برخی از آنها عبارتند از:
  • به هنگام غذا خوردن «بسم الله» و بعد از غذا «الحمدالله» بگوئید.حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم
  • دستهای خود را قبل از غذا و بعد از آن بشوئید که تنگدستی را برطرف و عمر را دراز می کند.امام صادق علیه‌السلام
  • غذا را خنک کن زیرا که در غذای داغ برکت نیست.حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم
  • وقتی که اشتهای به خوردن داری بخور و زمانی که هنوز اشتها به خوردن داری، از خوردن دست بکش. حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم
  • بیشتر بیماریها از پر خوری است. امام حسین علیه‌السلام
  • آداب غذا خوردن عبارتست از:
1- لقمه کوچک گرفتن
2- خوب جویدن غذا
3- کم نگاه کردن به صورت دیگران
4- شستن دستها.حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم
  • نیاشامید تا غذا تمام شود پس اگر چنین کردید معده ضعیف می شود.امام رضا علیه‌السلام
  • اگر کم خوری را انتخاب کنیم سالمتر خواهیم بود و ثبات بدن در اثر کم خوری است.امام صادق علیه‌السلام
  • در روی هر میوه ای زهری نشسته خوب آن را در آب فرو برده و شستشو دهید.امام صادق علیه‌السلام
  • دهانهای خود را با مسواک پاکیزه کنید.حضرت محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم
  • اگر آدمیزاد در غذای خود جانب اعتدال را رعایت کند، هرگز بیمار نمی شود.امام صادق علیه‌السلام

+ نوشته شده توسط کوزه گر در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 و ساعت 21:9 |

مراقبت از دندان ها و رعايت بهداشت دهان، اهميت بسيار زيادي دارد؛ زيرا :

مهمترين كار دندان ها، جويدن است. اگر بتوانيم غذا را به خوبي بجويم، ‌از خوردن غذا بيشتر لذت خواهيم برد. اگر غذا خوب جويده شود، هضم غذا راحت تر انجام مي شود و مشكلات گوارشي كمتري خواهيم داشت .

همه دوست دارنــد كه دنـــدان هاي سـالم و دهان خوشبو داشته باشند. بوي بد دهان، علاوه براينكه موجب دوري اطرافيان مي شود، براي خود ما نيز آزار دهنده است. هر چند بسياري از بيماري ها، مثل گلودرد،  سينوزيت و بيماري هاي داخلي مي توانند موجب بوي بد دهان شوند، اما يكي از دلايل بوي بد دهان، باقي ماندن
ذرات غذا در بين دندان ها و رشد ميكروب ها روي آن است. اولين اقدام براي برطرف كردن بوي بدن دهان، پيشگيري از خرابي دندان ها و عفونت هاي لثه است.


با رعايت بهداشت دهــان و دندان ها، دچار عفونت هاي لثه و دندان ها نمي شويم. اين نوع عفونت ها را نبايد كم اهميت دانست؛ زيرا عفونت هاي لثه و دندان به
دهان محدود نمي شوند و ممكن است از طريق خون، به ساير قسمت هاي بدن مثل قلب برسند و باعث آسيب آنها شوند.

براي داشتن دندان هاي سالم، مراقبت از دندان ها بايد از ابتداي زندگي آغاز شود. هريك از ما برحسب اينكه چقدر بهداشت دهان و دندان هايمان را رعايت كرده
باشيم.
ممكن است تعدادي دندان سالم ، پركرده ، روكش شده و دندان مصنوعي داشته باشيم .در هر سني با داشتن دندان طبيعي يا مصنوعي وحتي بدون دندان ، بايدبهداشت دهان را رعايت كنيم .

پس ببينيم كه چگونه بايد از دندان ها مراقبت كرد؟

1-مراقبت از دندان هاي طبيعي

براي مراقبت از دندان هاي طبيعي انجام كارهاي زير ضروري است:

 ·  در صورت پوسيدگي دندان ، هرچه سريعتر براي درمان آن به دندانپزشك مراجعه كنيد.

 ·  حتي اگر فكر مي كنيد هيچ مشكلي نداريد ، سالي يك بار براي معاينه به دندانپزشك مراجعه كنيد.

 ·  روزي يك بار با استفاده از نخ دندان ، سطح بين دندان ها را تميز كنيد.نخ دندان را قبل از مسواك زدن استفاده كنيد. در اين صورت لاي دندان ها طي مسواك زدن بهتر شسته مي شود.

 

روش صحيح استفاده از نخ دندان

 

* قبل از استفاده از نخ دندان، دست ها را با آب و صابون بشوييد .

 

* حدود 35 سانتيمتر از نخ دندان را ببريد.


*
دو طرف نخي را كه بريده ايد، به دور انگشت وسط هر دو دست بپيچيد. 

 

 

*سه انگشت آخر را ببنديد و حدود 2 تا 5/2 سانتي متر از نخ را در ميان دو انگشت شست و سبابه قرار دهيد. 


*
 نخ دندان را به آرامي و مطابق شكل به صورت رفت وبرگشت در فضاي بين دندان ها حركت دهيد.

 

*  با باز كردن تدريجي نخ از دور انگشت وسط، از قسمت هاي تميز نخ استفاده كنيد.

 

شيار بين لثه ودندان، محل مناسبي براي گير كردن مواد غذايي و تشكيل جرم دنداني است . تميز كردن اين ناحيه از دندان ها در پيشگيري ازبيماري هاي لثه بسيار موثراست .

 ·  حداقل روزي 2 بار مسواك بزنيد. بهتر است مسواك زدن بعد از خوردن غذا باشد.

 ·  موهاي مسواك نبايد خيلي نرم يا خيلي سفت باشد. بهتر است از مسواك  نوع متوسط استفاده كنيد.

 ·  بعد از مسواك زدن ، مسواك را با آب بشوييد تا بقاياي خمير دندان و مواد غذايي داخل آن نماند.

 ·  هر چند وقت يكبار مسواك را عوض كنيد. مسواكي كه موهاي آن خميده يا نا منظم شده و يا رنگ آن تغيير كــرده باشد ، اصلاً مناسب نيست. معمولاً از يك مسواك بيشتر از 3 يا 4 ماه نمي توان استفاده كرد. 

 ·  از نمك خشك يا جوش شيرين براي مسواك كردن يا شستن دندان ها با انگشت استفاده نكنيد. اين مواد خشك باعث ساييدگي دندان مي شوند.

 ·   پس از مسواك زدن لثه هاي خود را با انگشت ماساژ دهيد.

 ·  اگر در موقع مسواك زدن، لثة شما خونريزي مي كند، مسواك زدن را قطع نكنيد و به دندانپزشك مراجعه كنيد.

سلامتي دندان ها در سلامتي ساير قسمت هاي بدن موثر است .

 

طريقة صحيح مسواك زدن

 

* براي سطح بيروني و داخلي دندان، مسواك را به طور مايل در محل اتصال لثه و دندان قرار دهيد و به صورت جاروب كردن از سمت لثه به طرف لبة دندان مسواك را حركت دهيد.

 

 

*  براي سطح جوندة دندان مسواك را با كمي فشار روي اين سطح به جلو و عقب ببريد.

 

* براي سطح داخـلي دندان هاي جلــو، مسـواك را به صورت عمودي روي لثه و سطح داخلي دندان ها قرار داده و به سمت لبة دندان هاحركت دهيد.

بسياري از ما علاوه بردندان هاي طبيعي ، تعدادي دندان روكش شده ، دندان كاشته شده ويا دندان مصنوعي ثابتي كه به وسيلة گيره به دندانهاي كناري وصل شده باشد داريم .تميز كردن اين دندان ها نيز مانند دندان هاي طبيعي است. اما نخ كشيدن ومسواك زدن اين دندان ها بايد بادقت وتوجـــه بيشتري انجام شود؛ زيرا احتمال گيركردن خرده هاي غذا در بين اين دندان ها بيشتر است .

بيماري هاي دهان ودندان قابل پيشگيري هستند.
 

2- مراقبت از دندان هاي مصنوعي

دندان هاي مصنوعي نيز مانند دندان هاي طبيعي، نيازمند مسواك زدن و مراقبت هستند. اگر دندان مصنوعي تميز نشود، ممكن است باعث ايجاد عفونت هاي مختلف، مانند «برفك دهان» شود.

براي شستن آن دسته از دندان هاي مصنوعي كه مي توان آنها را ازدهان خارج كرد به نكات زير توجه كنيد:

·  دندان هاي مصنوعي را حداقل يك بار در روز  از دهان خارج كرده و با مسواك نرم بشوييد.

·  به خاطر داشته باشيد كه خمير دندان براي شستن دندان هاي مصنوعي مناسب نيست. براي شستن دندان هاي مصنوعي
از
مايع ظرفشويي استفاده كنيد. پس از آن دندان مصنوعي را به خوبي با آب بشوييد.

·  بعد از خارج كردن دندان مصنوعي از دهان، لثه ها و زبان خود را با يك مسواك نرم بشوييد. سپس لثه ها را با انگشت ماساژ دهيد

شب ها دندان هاي مصنوعي را از دهان خارج كرده و در يك ظرف آب يا آب نمك تميز قرار دهيد. اگر دندان هاي مصنوعي در هوا خشك شوند يا در آب خيلي داغ قرار داده شوند، خراب خواهند شد.

 ·   در موارد زير حتماً به دندانپزشك مراجعه كنيد:

-         اگر دندان مصنوعي شل است.

-         اگر دندان مصنوعي به لثه فشار مي آورد.

-         اگر در هر قسمت از دهان زخم به وجود آمده است.

-         اگرقسمتي از دندان مصنوعي شكسته است.

-         اگر نمي توانيد با دندان مصنوعي غذا بخوريد.

-         اگربعد از خارج كردن دندان مصنوعي از دهان احساس مي كنيد لثة شما برجسته است

بي دنداني

اگر اصلاً دندان نداريد، باز هم براي جلوگيري از عفونت لثه بهداشت دهان  را رعايت كنيد.

  با يك مسواك نرم وكمي خمير دندان لثه ها و سطح روي زبان را بشوييد.پس از آن لثه ها را با انگشت ماساژ دهيد.

·  هر چه سريعتر براي گذاشتن دندان مصنوعي اقدام كنيد.

هر زخمي در دهان را جدي بگيريد و به دندانپزشك مراجعه كنيد.
 

خشكي دهان

خشكي دهان يكي از مشكلاتي است كه موجب مي شود جويدن و قورت دادن غذا سخت شود و مزة غذاها را كمتر احساس كنيم.

علت خشكي دهان چيست ؟

با افزايش سن به طور طبيعي ترشح آب دهان كم مي شود.

مصرف داروهاي مدر (زياد كنندة ادرار) و داروهاي آرام بخش نيز دهان را خشك مي كند.

گـــــرفتگي بيني و نفس كشيدن با دهان به خصوص هنگام خواب موجب خشكي دهان مي شود.

كشيدن سيگار نيز يكي از علت هاي خشكي دهان است.

 براي برطرف شدن خشكي دهان چه كنيم؟

·  نصف قاشق چايخوري نمك را در يك ليوان آب حل كنيد و چندين بار در طول روز دهان خود را با اين محلول آب نمك رقيق بشوييد.

·  حداقل 6 تا 8 ليوان مايعات ترجيحاً آب ساده در طول روز بنوشيد.

·  در طول روز با نوشيدن كم كم و جرعه جرعة آب، دهان خود را مرطوب نگهداريد.

·  قبل از خوردن غذا، دهان خود را با آب بشوييد و يا كمي آب بنوشيد. خيس شدن دهان به راحت تر شدن جويدن غذا و قورت دادن لقمه كمك مي كند.

· از مصرف خودسرانة دارو خودداري كنيد.

· از كشيدن سيگار يا ساير دخانيات مثل قليان و چپق خودداري كنيد.

· 
ميوه ها و سبزي هاي تازه را بيشتر مصرف كنيد.

.  
به پزشك مراجعه كنيد .
 

دهان و دندان ها نقش مهمي در خوردن غذا ، هضم غذا و صحبت كردن دارند. بنابر اين  مراقبت از آنها ضروري است.

هريك از ما برحسب مراقبتي كه تاكنون از دندان هايمان كرده ايم ممكن است دندان طبيعي ، ترميم شده يامصنوعي داشته باشيم كه همة آنها باز هم نيازمند مراقبت هستند .

خشكي دهان يكي از مشكلات دورة سالمندي است كه با مصرف كافي مايعات مخصوصاً آب ساده وكنار گذاشتن سيگار و ساير دخانيات مي توان آن را كمتر كرد.با مراقبت صحيح دندان ها از دوران كودكي بسياري از مشكلات شايع دهان ودندان ها در دورة سالمندي وجود نخواهد داشت .پس مراقبت از دندان ها را به كودكان بياموزيم و خود ما نيز براي حفظ سلامت دندان ها تلاش كنيم.در فصل بعد باراه هاي مقابله با مشكل «يبوست» و«بي اختياري ادرار» آشنا مي شويم . مي خواهيم بدانيم براي كاهش اين مشكلات چه بايد كرد؟

 منبع: سايت گوگل

+ نوشته شده توسط کوزه گر در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 و ساعت 21:59 |
اگر پدر، مادر یا سرپرست کودکی هستید، بسیار اتفاق افتاده که او را در حال ترس ببینید یا حتی فکر ترسیدن را در ذهن او بيابيد. چگونه ميتوان به کودکانمان کمک کنیم که ترس را از خود دور کنند؟

- کودک را تشویق کنید که پرسش کند و دغدغه‌های ذهنی‌اش را به شما بگويد.
- با آرامش به گفته های او گوش فرا داده و با مهربانی پاسخ سوالاتش را بدهید.
- از او بخواهید تا درباره ی چیزی که می‌ترسد بيشتر گفتگو کند.

- به روشی با کودک ارتباط برقرار کنید که با گروه سنی او همخوانی داشته باشد. خیلی فنی و پیچیده سخن نگویید؛ بلکه مسائل را قابل فهم و ملموس برایش باز کنید.
- روراست باشید. حقایق را برایشان بازگو کنید و سعی کنید اتفاقات ناخوشایندی را که روی داده با صداقت شرح دهید.
- اگر کسی از نزدیکان او درگذشته است، حقیقت را برایش بگویید. سعی نکنید به او وانمود کنید که آن شخص خوابیده است. اینکار شما به جای آن که به او آرامش دهد، ترس از خواب را نیز به وی منتقل می‌کند.

- چیزهایی که باعث ترسش می‌شوند را پیدا کنید. از خودش نیز کمک بخواهید، شاید گفته های شما او را قانع کند که ترسش بی‌مورد است.
- راه‌های مثبت فکر کردن را به کودک یاد بدهید. به او بگویید که همه چیز و همه کس او را دوست دارند و هیچ آسیبی به وی نمی‌رسانند.
- به گفته ها و رفتارهایش توجه کنید، شاید نوع بازی کردن و نقاشی‌های کودک احساسات درونی او را برایتان به تصویر بکشد؟

- از کودک بخواهید تا درباره نقاشی‌ها و مسائلی که او را به کشیدن چنین تصویری تشویق کرده صحبت کند.
- اگر حس می‌کنید راهنمایی‌های شما برای درمان فرزندتان موثر واقع نمی‌شود، با یک روانشناس کودکان مشکلات خود را مطرح کنید.
- سعی کنید تا حواس او را به مسائل گوناگون و مفرحی که برایش جذاب است معطوف دارید تا راهیابی افکار منفی و ترس‌آور را به ذهنش مسدود کرده باشید.

- او را مطمئن کنيد که اگر هم اتفاق بدی برایش روی دهد شما کنارش هستید و هیچوقت تنها نیست.
- شما نقش بسیار مهمی در زندگی فرزندتان دارید. از این نقش غافل نمانید.

+ نوشته شده توسط کوزه گر در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 و ساعت 21:52 |

ترس كودكان


همه كودكان در چند مقطع سنی در زندگیشان دچار ترس و وحشت می شوند و این معمولاً یك بخش طبیعی از رشد آنها محسوب می گردد. این ترس ها در صورتی غیر طبیعی هستند كه به صورت دائمی و به مدت طولانی در كودك باقی بمانند یا ذهن كودك را به طور كامل اشغال كنند، كه این ترس در تمام فعالیت های عادی آنها مداخله داشته و تأثیر می گذارد و اگر كودك نتواند از آن رهایی یابد مبتلا به بیماری تشویش كه همان ترس بی مورد و بی اساس است می گردد.

هرگز احساسات و ترس در كودك را بی ارزش نشمارید و هیچ موقع به خاطر ترسیدنش او را تحقیر نكنید و بدانید كه بی توجهی به چیزهایی كه او را می ترساند كمكی به حل مشكل نمی كند.

آیا ترس بی اساس به سن و سطح رشدی كودك بستگی دارد؟!

برای مثال در یك كودك 2 ساله ترس از نشستن روی لگن دستشویی، طبیعی است ولی در یك كودك 8 ساله همان ترس كاملاً غیرعادی و بی اساس است.

كودكان نوپا معمولاً از تنهایی (جدا شدن از پدر یا مادر)، اصوات آزار دهنده، زمین خوردن، حیوانات و حشرات، استفاده از لگن توالت، حمام كردن و تاریكی هنگام خواب  می ترسند.

ترس در میان كودكان پیش دبستانی شامل ترس از حیوانات و حشرات، غول ها و ارواح، گم شدن، طلاق، از دست دادن پدر یا مادر، و تاریكی هنگام خواب می باشد. كودكانی كه تازه به مدرسه می روند از چیزهایی مانند تنهایی، بعضی صداها، زمین خوردن، ورود به مكان جدید (به خصوص ورود به مدرسه) و تاریكی هنگام خواب [در بچه های كوچك تر] و وازدگی های اجتماعی، جنگ، فضاهای جدید و ترس از دزد [در بچه های بزرگ تر] می ترسند. نوجوانان (كه به سن بلوغ رسیده اند) معمولاً از دزد، موقعیت های جدید (مثل رفتن به دانشگاه و...) جنگ، طلاق و روابط غیرمعمول واهمه دارند و می ترسند.

این قبیل ترس ها در كودكان در تمام گروه های سنی، در بعضی از دوران های زندگیشان ممكن است افزایش یابد: تولد یك فرزند جدید در خانواده، نقل مكان از خانه ای به خانه دیگر، طلاق و غیره. حتی بعضی اوقات بعد از وقوع یك اتفاق تحریك كننده، ترس در كودكان تقویت می گردد مثلاً افتادن در آب، سوختن بر اثر تماس با یك شیء داغ یا فرار كردن از یك سگ. بعضی كودكان نسبت به كودكان دیگر بیشتر می ترسند و این بستگی به روحیات و خلق و خوی آنها دارد. والدینی كه همیشه نگران هستند و در تشویش به سر می برند یا زود در مقابل هرچیز عكس العمل نشان می دهند، فرزندانشان اغلب دارای همان روحیات هستند و همیشه در ترس و واهمه قرار دارند.

چگونگی برخورد با ترس در كودكان

- هرگز احساسات و ترس در كودك را بی ارزش نشمارید و هیچ گاه به خاطر ترسیدنش او را تحقیر نكنید و بدانید كه بی توجهی به چیزهایی كه او را می ترساند كمكی به حل مشكل نمی كند.

- از او بخواهید علت ترسش را بگوید و درباره آن با او صحبت كنید، این راه در صورتی كه ترس كودك ناشی از وقوع یك اتفاق تحریك كننده باشد، بسیار مفید است.

- بیش از حد لزوم از او مواظبت نكنید و اجازه بدهید او خودش از چیزهایی كه می ترسد دوری كند و كودك را هیچ وقت به انجام دادن كارهایی كه از آن واهمه دارد وادار نكنید.

- بیش از حد عكس العمل نشان ندهید زیرا توجه زیاد شما باعث تقویت ترس در كودك می شود.

- به كودك دلداری دهید تا یاد بگیرد بر ترسش مسلط گردد. برای مثال اگر او از رفتن به یك مدرسه جدید می ترسد، باید با او همدردی كنید و برایش توضیح دهید. به عنوان مثال بگویید «من می دانم كه از رفتن به این مدرسه هراس داری و شاید از این كه دوستان جدیدی پیدا می كنی نگران هستی؛ ولی من فكر می كنم در آن لحظه احساس خیلی بهتری خواهی داشت.»

با او در مورد چیزهایی كه او را می ترساند گفت وگو كنید. به او یادآوری كنید كه قبلاً هم دوستان جدید زیادی پیدا كرده بود و او را تشویق كنید كه به مدرسه برود. راه حل مفید دیگر این است كه شما برایش نقش بازی كنید كه چه طور با مردم روبه رو شود و خودش را معرفی كند.

- یادش بیاورید كه قبلاً هم در یك زمانی از چیزی می ترسیده و بعد از مدتی ترسش ریخته و دیگر از آن نمی ترسد.

- به او قوت قلب بدهید و به او كمك كنید تا با ترس روبه رو شود. در ضمن در یك دوره طولانی، صلاح نیست دائم به او یاد بدهید كه از هر چیزی كه می ترسد دوری كند.

سرانجام اگر ترس تبدیل به یك بیماری شود و به هیچ طریقی نتوان ترس را از بین برد مخصوصاً اگر در رشد و فعالیت های روزمره كودك تأثیر بگذارد، می بایست جهت درمان به یك روان پزشك كودك مراجعه كنید.

+ نوشته شده توسط کوزه گر در جمعه بیست و ششم بهمن 1386 و ساعت 21:49 |

H.Roghayyeh

 

رقيه (س) دختر خورشيد است... رقيه (س) از تبار نور و از جنس آبي آسمان است.
رقيه (س) جلوه ديگري از شكوه و عظمت حماسه عاشورا است. حضور اين كودك خردسال در متن نهضت سرخ حسيني بي هيچ شك و شبهه‌اي اتفاقي ساده و ناچيز نبوده است، چنانكه هر يك از كساني كه در واقعه نينوا حضور داشته‌اند، چون نيك بنگريم، حامل پيامي شگرف و شگفت بوده‌اند.

پنجم‎ صفر سالروز شهادت‎‎ حضرت رقيـه‎ خاتون‎ سلام‎‎ الله‎‎‎ عليها كودك‎ سه ساله امـام حسين‎ (ع) را بر شيعيان تسليت ميگوئيم.


به گواه تاريخ نگاران و مقتل نويسان رحلت شهادت‌ گونه رقيه (س) اندكي پس از واقعه خونين كربلا در سال شصت و يكم هجري رخ داده است و در اين هنگام وي سه يا چهار ساله بوده است و نخستين نكته شگفت درباره حضرت رقيه (س)، شايد همين باشد كه با چنين عمر كوتاهي، از مرزهاي تاريخ عبور كرد و به جاودانگي رسيد، آن گونه كه برادر شيرخوارش علي ‌اصغر (ع) به چنين مرتبه‌اي نايل شد.

 H.Roghayyeh مداحي بمناسبت شهادت آن بزرگوار

 

به عبارت ديگر يكي از جلوه‌هاي رويداد بزرگ عاشورا تنوع سني شخصيت‌هاي آن مي‌باشد كه از پايين‌ترين سن آغاز و به بالاترين سنين (حضرت حبيب‌ بن مظاهر) ختم مي‌گردد. نكته قابل تأمل ديگر در بررسي اين مهم آن است كه در پديد آوردن اين حماسه بي ‌بديل و شكوهمند تنها يك جنسيت سهيم نبوده، بلكه در كنار اسامي مردان و پسران جانباز و ايثارگر اين واقعه، نام زنان و دختران نيز حضوري پررنگ و تابناك دارد.
مصائب و شدائدي را كه رقيه (س) از كربلا تا كوفه و از كوفه تا شام متحمل مي‌شود، آنچنان تلخ و دهشتناك است كه وجدان هر انسان آزاده و صاحبدلي را مي‌آزارد و قلب و روح را متأثر و مجروح مي‌سازد. تحمل گرماي شديد كربلا همراه با تشنگي، حضور در صحنه شهادت خويشاوندان، اسارت و ناظر رفتارهاي شقاوت آلود بودن، آزار و شكنجه‌ هاي جسمي و روحي فراوان، دلتنگي براي پدر در خرابه شام و ... نشانگر مصائب عظمايي است كه يك كودك خردسال با جسم و روح لطيف خود با آن مواجه شده است. از ديگر سو همين قساوت سپاه يزيد است كه بر عظمت نهضت سترگ عاشورا مي‌افزايد، زيرا حضرت امام حسين (ع) با شناخت و پيش‌بيني تمام اين مصائب و شدائد به قيام در راه احياء دين جد بزرگوار خويش قد علم فرمود و چنين دشواري‌هايي نتوانست هيچ گونه خللي بر عزم استوار آن حضرت در راه آزمايش بزرگ الهي پديد آورد.
 رقيه (س) برهان بزرگ ديگري است بر حقانيت قيام امام حسين (ع) كه تنها كسي مي‌تواند چنين به مبارزه و مقابله با ستم برخيزد كه مقصدي الهي داشته باشد، و رقيه (س) برهان بزرگ ديگري است بر مظلوميت عترت پاك پيامبر (ص) و رسواكننده سياهكاراني است كه داعيه جانشيني رسول خدا (ص) را سر دادند و رقيه (س) برهان بزرگ ديگري است براي آن كه اوج توحش و سنگدلي دژخيمان دستگاه بني ‌اميه براي هميشه تاريخ به اثبات بماند، و رقيه (س) فاتح شام و سفير بزرگ عاشورا در اين سرزمين است، و رقيه (س) برهان بزرگ ديگري است بر اين حقيقت بزرگ كه حق بر باطل پيروز خواهد شد و اينك پس از قرن‌هاي متمادي آنان كه به مرقد مطهر آن حضرت در شام مشرف مي‌شوند به عينه تفاوت ميان مقام و مرتبه اين كودك سه ساله را با خليفه جابري چون يزيد درمي‌يابند.

آرامگاه‎‎‎ ملكوتي‎ دخت‎ سه سـالـه امـام‎‎ سـوم شيعيان‎ در شام‎ كنـار بـاب‎ "الفـراديـس " مابين‎ كوچه‎ هاي‎ تاريخي‎ و پر ازدحام‎ دمشـق‎ است‎‎ كه‎‎ هر ساله بسياري‎ از شيفتگان‎ اهل‎ بيت (ع) را از مناطق‎ مختلف‎ جهان‎ به‎ سوي‎ خود جلب‎ مي‎ كند.
پروردگارا ما را به کسب توفيق درك شخصيت حضرت رقيه(س) مرحمت فرما.

 

 

+ نوشته شده توسط کوزه گر در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 و ساعت 20:21 |

 

 محرم

 

 

 

 

اول محرم : بدان كه اين  ماه ماه حزن اهلبيت السّلام و شيعيان ايشان است ، از حضرت رضا (ع)

 

رويات است كه چون ماه محرم داخل می شد پدرم را كسی خندان نمی د يد و اندوه و حزن پيوسته بر

 

او غالب می شد . تا روز دهم  ، چون روز عاشورا می شد آن روز روز مصيبت و حزن و گريه ی

 

او بود و می فر مود امروز روزی است كه حسين (ع) شهيد شده است . بدان كه اول محرم اول سال

 

است .در اين روز دو عمل وارد است . 1- روزه است و در روايت ريّان بن شيب از حضرت رضا (ع)

 

مرويست كه هر كه در اين روز روزه بدارد و خدا را بخواند دعا ی او را مستجاب كند چنا نكه دعا ی

 

ذكريا را مستجاب نمود .2- از حضرت رضا منقول است كه حضرت رسول (ص) روز اوّل محرم دو

 

ركعت نماز می كرد و چون فارغ می شد دستها را بلند می كرد و اين دعا را سه دفعه می خواند .

 

( دعا در اعمال روزاول محرم در مفاتيح الجنان شيخ قمی آمده است ) .

 

اتفاقات اول محرم :

 

1-     آغاز ايام حسينی  2-  ماجرای شعب ابی طا لب  3- جنگ ذات الرقا ع  4- اولين جمع آوری 

 

2-     زكات به دستور رسو ل خدا (ص)  4- امام حسين در راه كربلا  6-  قيام مردم مدينه بر

 

 عليه يزيد (  كه لعنت خدا و پيامبرانش بر او باد ) 

 

دوم محرم :  ورود امام حسين به كربلا : بنابر مشهور در در اين روز در سا ل 61 هــ  آقا و

 

مولايمان حضرت ابا عبدالله الحسين سيد الشهداء (ع) با اهل بيت و اصحابشان وارد كربلای معلی

 

شدند .  در آنجا اسب حضرت حركت نكرد امام (ع) پرسيدند : نام اين زمين چيست ؟ گفتند غاضريه

 

نام ديگرش را پرسيدند گفتند « شاطئ الفرات » فرمودند : اسم ديگری هم دارد گفتند «كربلا»

 

هم می گويند . در اين هنگام حضرت آهی از دل كشيد و گريه شديدی نمود و فرمودند :

 

« اللهم إنی أ عوذ بك من الكرب و البلاء  » به خدا قسم زمين كربلا همين است . به خدا

 

اينجا مردان ما را می كشند ! به خدا قسم اينجا زنان و كودكان ما را به اسيری می برند ! به خدا

 

قسم اينجا پرده ی حرمت ما دريده می شود . ای جوانمردان ، فرود آييد كه محل قبرهای ما اينجاست .

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط کوزه گر در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 20:30 |
از جمله روش هایی برای ایجاد انگیزه که تجربی است ( البته تجربه ی شخصی بنده )

۱- استفاده از کارت امتیاز به شیوه های متنوع در کلاس بخصوص برای بچه های ضعیف تر

۲- استفاده ی مکرر از کلمات تشویقی و مثبت و محبت آمیز و بیان آنها با هیجان

۳- امتحان های گروهی با شرکت فعال گروهها به این شیوه که گروهی می نشینند و شروع می کنند به حل سئوالاتی که در اختیارشان گذاشته ام و بعد از تمام شدن زمان مشخص شده از هر گروه خودم یک نفر را برای قسمت شفاهی امتحان پای تابلو میارم که بیشتر هم بچه های ضعیف و متوسط رو مد نظر دارم و این امید رو هم به اونها می دم که اگه پای تابلو خوب نتونست جواب بده از بقیه ی اعضا می تونه کمک بگیره و ….. برای امتحان کتبی و شفاهی و نظم و انضباط و همکاری گروه هر کدوم نمره ی جدایی در نظر می گیریم که جمعا ۲۰ می شود .

۴- امتحان های( کتاب باز) هم یکی دیگه از انواع امتحان هایی است که در کلاس اجرا می کنیم . به بچه ها می گیم که می تونند کتاب یا دفتر تمرینشون رو باز کنن و به راه حل هایی که مثل سئوال امتحانی است نگاه کنند و سئوال رو حل کنند و …….

۵- هر زمان که احساس کنم دانش آموز خسته است سریع در همان زمان چند حرکت کششی میگم انجام می دهند که هم خستگی اونها رفع میشه و هم خودم انرژی مجدد می گیرم و …….

+ نوشته شده توسط کوزه گر در شنبه بیستم بهمن 1386 و ساعت 13:45 |

بررسي اختلال خواندن و اختلال نوشتن در بين دانش‌آموزان ابتدايي, / رضا فلاح‌چاي؛ به راهنمايي: غلامعلي افروز.

فلاح‌چاي، رضا
216 صفحه، جدول، نمودار، کتابنامه
پايان نامه (کارشناسي ارشد) -- دانشگاه تربيت مدرس، 1374
h t t p : / / d a t a b a s e . i r a n d o c . a c . i r

اختلال خواندن و نوشتن براساس وجود نارسائيهايي در بازشناسي کلمات ، خواندن آهسته و ناصحيح، درک و فهم ضعيف و مهارتهاي نوشتن که به طور قابل توجهي پايين‌تر از سطح مورد انتظار با توجه به سن، ظرفيت هوشي، و در غياب نقايص حسي قابل توجه، توصيف شده است . اين پژوهش به منظور بررسي همه‌گيري‌شناسي اختلال خواندن و نوشتن در بين دانش‌آموزان دوره ابتدايي (به صورت هدف اصلي)، و ساختن يک ابزار تشخيصي (آزمونهاي خواندن و املا) براي تعيين سطح خواندن و املاء و بررسي ويژگيهاي رفتار خواندن و نوشتن اين گروه از دانش‌آموزان مبتلا در زبان فارسي (به صورت هدفهاي فرعي) انجام پذيرفته است . جامعه مورد مطالعه اين پژوهش شامل کليه دانش‌آموزان مدارس ابتدايي شهرستان رشت در پايه‌هاي دوم، سوم، چهارم و پنجم دبستان بوده است . در گروه نمونه اين پژوهش (به منظور بررسي همه‌گيري‌شناسي) شامل 20دبستان (10 دبستان پسرانه، 10 دبستان دخترانه) به صورت نمونه‌گيري خوشه‌اي از کل دبستانهاي ناحيه 1 و 2 شهرستان رشت ، و گروه نمونه (به منظور بررسي روائي و اعتبار آزمونها) شامل 341 نفر که به صورت نمونه‌برداري مرحله‌اي انتخاب شدند . ابزارهاي اين پژوهش شامل آزمونهاي تشخيصي خواندن و املاء آزمون هوش و کسلر کودکان، آزمون اشکال تجمعي ري بوده است که به صورت انفرادي اجرا شدند . يافته‌هاي اين پژوهش شامل موارد زير مي‌باشد : -2/11 درصد از دانش‌آموزان در گروه نمونه مورد مطالعه (20 دبستان) براساس معيارهاي به کار رفته در اين مطالعه، مبتلا به اختلال خواندن و نوشتن تشخيص داده شدند . - نسبت افراد مذکر مبتلا به اختلال خواندن و نوشتن 2/485 يا تقريبا 2/5 برابر افراد مونث مبتلا بوده است . - در بين نمرات بهره‌هوشي کلامي و نمرات بهره‌هوشي غير کلامي در ميان دانش‌آموزان مبتلا به اختلال خواندن و نوشتن ناهمترازي مشاهده گرديد . نمرات بهره‌هوشي غير کلامي به طور معناداري بالاتر از نمرات بهره‌هوشي کلامي در اين دانش‌آموزان بوده است . - آزمونهاي خواندن و املاء داراي اعتبار زياد در سنجش سطح خواندن و نوشتن، در حد 0/001 درصد شناخته شدند. - در بين سطوح قرائت متن، درک و فهم متن خوانده شده و سطح املاء در بين دانش‌آموزان مبتلا به اختلال خواندن و نوشتن ناهمترازي مشاهده گرديد و اين سطوح در هيچيک از اين دانش‌آموزان در يک سطح نبوده است .

+ نوشته شده توسط کوزه گر در شنبه بیستم بهمن 1386 و ساعت 13:39 |

بر خورد با كودكان مبتلا به ADHD

پر جنب وجوش،سر به هوا

 

« روزنام جام جم : 19/3/83، دكتر فريبا عربگل، فوق تخصص روانپزشكي كودك و نوجوان، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی،  دکتر رضا دانشمند »

 

رضا، كودك 8ساله اي است كه در كلاس دوم دبستان درس مي خواند. با وجود اين كه كودك باهوشي است، والدين و معلم او درباره شيوه خواندن او مشكل دارند. معلم وي عنوان مي كند كه اشتباهات او ناشي از بي دقتي است، حوصله انجام تكاليف كلاسی را ندارد، فراموشكار و نامنظم است، وسايلش را گم ميكند، تكاليفش را نيمه كاره رها می کند، با بغل دستي هايش صحبت مي كند و شلوغ و نا آرام است.

والدين رضا نيز مي گويند كه رضا انجام تكاليف خود را ساعتها طول مي دهد، به درس خواندن علاقه اي ندارد، پس از نيم ساعت درس خواندن خسته مي شود، پر حرف است و وسط حرف ديگران مي پرد. آرام و قرار ندارد و با اينكه مدتها ي طولاني بازي مي كند، خسته نمي شود. اينها خصوصيات يك كودك مبتلا به اختلال بيش فعا لي-كم توجهي (ADHD) است كه در 15-3 درصد كودكان دبستاني و بيشتر در پسرها شيوع دارد. بعضي از علايم اين اختلال پيش از هفت سالگي شروع مي شود. در اين سن كودكان بيشتر پر تحرك و شلوغ هستند و با افزايش سن، مشكلات مربوط به توجه و رفتارهاي تكانشي بيش از ديگر علايم باقي مي مانند. پيش از سن دبستان، اين كودكان ناآرام و بيقرار هستند، لحظه اي آرامش ندارند، مدام روي مبل و ميز وصندلي بالا و پايين مي پرند. در ميهمانيها و محيط هاي شلوغ به حدي شيطنت مي كنندكه وا لدين را از ارتباطات اجتماعي پشيمان مي كنند. اينها بچه هاي پرحرف و پر تحرك هستند و هيچ وقت خسته نمي شوند. اين كودكان ممكن است كارهاي خطرناك انجام دهند، ولي از تجربيات خود درس نمي گيرند. در سنين مدرسه پر تحركي و مهار گسيختگي اين كودكان كمتر ميشود، ولي مشكلات ديگر آنها برجاست.بيشترين مشكل آنها درس است. آنها سر كلاس آرام ندارند، با بغل دستي ها صحبت مي كنند يا هنگامي كه معلم مشغول درس دادن است، خودشان را با كار ديگري سرگرم مي كنند و خلاصه حاضرند هر كاري غير از گوش دادن به درس و درس خواندن انجام دهند. هميشه وسايل خود را گم مي كنند يا در مدرسه جا مي گذارند. نوجوانان مبتلا به اين اختلال بي نظم، نامرتب، شلخته، فراموشكار و بد قول هستند. رفتارهاي تكانشي و ناگهاني و بدون فكر دارند و از ديد ديگران رفتار آنان بچگانه و ناپخته به نظر مي رسد. اين نوجوانان به دليل سرزنشهاي طولاني و هميشگي اطرافيان، اعتماد به نفس ضعيفي دارند و عصبي وزودرنج هستند. ممكن است اين نوجوانان بخصوص پسران، رفتارهاي ضد اجتماعي و پرخاشگري پيدا كنند.

تشخيص و درمان اختلال بيش فعالي- كم توجهي اهميت بسزايي دارد، چرا كه هم آينده كودك را نجات مي دهد و هم خانواده را راحت وآرام مي كند. 

افسردگي، اضطراب، اعتماد به نفس پايين، طرد شدن از سوي همسالان، خانواده، معلمان و همكاران، مشكلات تحصيلي، شغلي و خانوادگي، رفتارهاي ضداجتماعي و سوء مصرف مواد و . . .  از جمله پيامدها ي مهم درمان نكردن به موقع اين اختلال است.

مداخلات درماني اين كودكان شامل درمان دارويي، مداخله در مدرسه، راهنمايي والدين و رفتار درماني كودك است.

90 درصد اين كودكان به درمان دارويي پاسخ مناسب نشان مي دهند و عملكرد تحصيلي، اجتماعي، ارتباطي و خانوادگي آنها بهبود پيدا مي كند و خطر پيامدهاي منفي بوضوح كاهش مي يابد. در اين ارتباط والدين بايد نگراني هاي خود را درباره مصرف دارو كنترل و به پزشك معالج اطمينان كنند و خود و كودك خود را از بن بست نوميدي و ناتواني نجات دهند.

در مجموع شما والدين بايد بدانيد كه:

1-    چنانكه كودك شما علايم اين اختلال را دارد، در درمان آن درنگ نكنيد و هر چه زودتر به روانپزشك مراجعه كنيد. متوجه باشيد كه درمان مناسب، براحتي شما و كودكتان را از خيلي جهات نجات مي دهد.

2-          اين اختلال را به عنوان بخشي از وجود كودكتان بپذيريد و تطابق لازم را برقرار كنيد.

3-    انتظارات خود را تعديل كنيد، همان گونه كه از يك كودك مبتلا به مشكل حركتي، انتظار دويدن و راه رفتن نداريد، از اين كودكان نيز نبايد توقع داشته باشيد كه در زمينه تحصيلي، ارتباطي و ديگر حوزه هاي رفتاري، ايده آل و عالي باشند. شما بايد به اين كودكان كمك كنيد تا زندگي بهتري داشته باشند.

4-    خود را سرزنش نكنيد. مشكلات رفتاري كودك شما به دليل ناتواني شما به عنوان يك والد خوب نيست. شما والدين خوبي هستيد، ولي صرفاً ممكن است آگاهي و اطلاعات كافي در خصوص نيازهاي ويژه فرزندانتان نداشته باشيد و در اين خصوص به آموزش نياز داشته باشيد.

5-    ممكن است بيماري كودكتان تا بزرگسالي ادامه يابد. شما نبايد نا اميد شويد و بكوشيد با درمان مناسب جلوي بسياري از پيامدهاي منفي را بگيريد.

6-    خودتان، كودكتان و ديگران را ببخشيد. ممكن است اين كودكان رفتارهايي داشته باشند كه براي شما غيرقابل تحمل است. بدانيد كه آنها قصد لجبازي و آزردن شما را ندارند و رفتارهاي آنها ناشي از بيماري آنهاست. پس آنها را ببخشيد. شما نيز ممكن است گاهي كنترل خود را از دست بدهيد و بعد از رفتارهاي خود پشيمان شويد. شايد هر پدر و مادر ديگري نيز جاي شما بود ،بعضي اوقات چنين واكنشهايي را از خود نشان مي داد.به هر حال توانايي بخشش خود را داشته باشيد. گاهي اطرافيان شما نيز ممكن است شما را شماتت كنند كه نتوانسته ايد فرزندانتان را خوب تربيت كنيد، توجه داشته باشيد كه آنها از چنين اختلالي اطلاع ندارند،پس آنها را نيز ببخشيد.

7-    از تنبيه فيزيكي استفاده نكنيد. اين كار فقط نشانه خشم و عصبانيت شماست و هر چند ممكن است كودكتان را بطور موقت آرام كند امادر دراز مدت وضعيت او را بدتر خواهد كرد.

8-    خودتان هم تفريح كنيد. اين كودكان تمام وقت و انرژي شما را اشغال و شما را خسته مي كنند. گاهي لازم است شما نيز خود را نجات دهيد.به يك موسيقي گوش دهيد، به ملاقات يك دوست برويد،پياده روي كنيد و . . .

9-        مهارت های فرزندپروری را بیاموزید

+ نوشته شده توسط کوزه گر در شنبه بیستم بهمن 1386 و ساعت 13:36 |

 

استثما م بو ی گل ، بويژه در هنگام خواب باعث تقويت و فعا ل

 

شدن حافظه می شود . به گفته ی پژوهش گران بوی گل ها ،

 

علا وه بر ايجاد احسا س خوب در انسان باعث تقويت حافظه

 

شده و مراكز مربوط به يادگيری را قوی تر می‌كند . مغز انسان

 

حتی در حا لت خواب تحت تأ ثير بوی خوش گل قرار می گيرد

 

و فعا ل می شود پژوهش گران با بررسی وضعيت 74 داوطلب

 

دريافتند مغز و حافظه آن دسته افرادی كه در خواب در معرض       

 

 استشمام رايحه ی گل قرار می گيرند ، در مقايسه با گروه ديگر

 

فعال تر است در اين آزمايش هر دو گروه پيش از خواب يك بازی

 

فكری ياد گرفتند و سپس در داخل محفظه ی ويژه خوابيدند كه

 

امواج مغزشان كنترل می شد، در اين حا لت گروه اول در معرض

 

بوی گل قرار گرفتند محققان اعلام كردند  2/97 در صد  از افراد

 

گروه اول ، كه بوی گل استشمام كردند بازی يادگرفته را در خواب

 

به ياد آوردند ؛ ولی اين ميزان در گروه دوم كه در معرض استشما م

 

بوی گل قرار نگرفته بودند ، به 86 درصد رسيد دانشمندان بر اين

 

باورند كه با كشف جديد فرضيه ی قبلی ، آموزش انسان در حين

 

خواب را می توان توسعه داد .

 

+ نوشته شده توسط کوزه گر در جمعه نوزدهم بهمن 1386 و ساعت 10:11 |

نان سنتی یا صنعتی؟

متولیان و متخصصان آرد و نان در كشور، دهه‌های پرنشیب و فرازی را در جهت بهبود كیفیت نان، مسئله بغرنج یارانه‌ها، ضایعات، قیمت نان، بهداشت نانوایی ‌ها، آموزش نانوایان و نهایتاً تقابل بین نان صنعتی و سنتی داشته‌اند.

نان تافتون

مهم‌ترین نان‌های سنتی ما ایرانیان كه مورد استقبال عامه مردم است شامل نان سنگك، تافتون، بربری و لواش است. اكثر این نان‌ها اگرچه مورد علاقه مردم هستند، ولی مشكلات زیادی دارند که شامل موارد زیر است:

ضایعاتشان زیاد است؛

شرایط تولید غیربهداشتی است؛

هزینه‌های تولید بالاست؛

خمیر خوب تخمیر نمی‌شود؛

اغلب جوش شیرین به جای مخمر مورد استفاده قرار می‌گیرد؛

به‌دلیل تخمیر ناكافی جذب كلسیم و آهن را در بدن مختل می‌كنند؛

ممكن است به‌دلیل شرایط نامناسب تولید مشكلاتی را به مصرف‌كننده تحمیل كند(آلودگی‌های محیط)؛‌

به روش صحیح عرضه نمی‌شود و ممكن است بعد از تولید آلوده شود؛

كارگران در این مكان‌ها با الزاماتی كه باید رعایت كنند آشنا نیستند و گاهی بهداشت فردی رعایت نمی‌شود؛

و بالاخره این‌كه مشتری باید وقت زیادی را برای خرید صرف كند.

علاوه بر این مشكلات شناخته شده، مشكل مهم دیگری نیز در جریان تولید نان سنتی روز به روز بیشتر شده است و آن اینكه دولت بابت آرد، یارانه ی سنگینی می‌پردازد، ولی این یارانه در دكان نانوایی نقش زیادی را در قیمت نان بازی نمی‌كند و تنها 7 تا 12 درصد هزینه تولید نان مربوط به آرد آن است، بنابراین در این معامله هم دولت ضرر می‌كند هم مردم.

امسال قرار است 27هزار میلیارد تومان یارانه برای نان اختصاص داده شود و این درحالی است كه در طول 10 سال، یارانه نان حدود 7 برابر یا 600 درصد رشد داشته است! مبلغ كمی نیست. ولی جالب است بدانیم با این سرمایه‌گذاری نه مردم راضی هستند و نه نانوایی‌های سنتی. چرا كه می‌گویند هزینه مغازه و دستمزدها روز به روز بالاتر رفته است و چون هدف دولت ثابت نگه داشتن قیمت نان است، بنابراین نانوا خود را در قیاس با سایر مشاغل مغبون حس می‌كند.

از طرفی، چون آرد نانوایی‌های سنتی هر كیلو 75 ریال داده می‌شود و همین آرد برای نان‌های حجیم یا به ‌اصطلاح فانتزی 450 ریال و برای مصارف غیرنانوایی‌ها قیمت 2800 ریال، بنابراین ممكن است همین اختلاف قیمت موجب شود كه نانوایی راه‌های دیگری را برای كسب درآمد در پیش گیرند. مردم هم به دلایل متعدد از جمله چهره غیربهداشتی نانوایی‌ها و تمام نكاتی‌كه اشاره شد (گه ‌گاهی متخصصین تغذیه نیز به آن اشاره می‌كنند)، از این روند راضی نیستند.

نان صنعتی چه نانی است؟

نان صنعتی اصطلاحی است كه مردم را به یاد دستگاه‌های دوار تولید نان می‌اندازد كه در جامعه به نام نان ماشینی مشهور شد. بعضی از افراد با توجه به اینكه تصور می‌كردند دولت برای تسریع در پخت نان آن هم با كیفیت نامطلوب این دستگاه‌ها را حمایت می‌كند، لفظ «نان متری» و «فتوكپی» رابرای این‌گونه نان‌ها بكار می‌بردند و به هرحال استقبالی از آنها به‌عمل نیامد.

اما اگر واقعاً در پروسه تولید نان بخواهیم از صنعت نان كمك بگیریم، به نانی باید نان صنعتی بگوییم كه از ابتدای خط تولید كه آرد وارد سامانه می‌شود تا انتها كه بسته بندی است، تقریباً بدون دخالت دست انجام شود؛ ضمن اینكه تخمیر مناسب روی خمیر انجام می‌گیرد و ارزش تغذیه‌ای نان هم حفظ می شود.

عده‌ای می‌پندارند نان‌های حجیم كه در كشور ما به نام نان فانتزی شهرت دارد، نان صنعتی است، اما این نان‌ها هم صنعتی نیستند و البته مشكلات خاص خودشان را دارند. اگرچه مزایای آنها نسبت به نان سنتی، رعایت نكات بهداشتی در نان، تولید و تخمیر مناسب است، ولی به هر حال در تهیه خمیر و بعضی از فرآیندهای نیروی انسانی دخیل است و مهم‌تر از همه اینكه اغلب نان‌های به‌اصطلاح فانتزی از آرد سفید تولید می‌شوند كه ارزش تغذیه‌ای كمی دارد و مقدار زیادی از املاح و ویتامین‌های آن در پروسه سبوس گیری از دست رفته است. ضمن اینكه ضایعات این نان‌ها به مراتب از نان‌های سنتی بیشتر است.

البته در بعضی از واحدهای پیشرفته در تولید این‌گونه نان‌ها، ابتكارات و خلاقیت‌هایی به كار برده اند، مثل: استفاده از سبوس، مخلوط كردن با آرد جو، استفاده از آرد كامل گندم، اضافه كردن پروتئین سویا و حتی استفاده از انواع سبزی که موجب شده مشتریان را راضی نگه دارند و مصرف‌كننده حق انتخاب داشته باشد. معمولاً این نان انتخاب شده توسط مشتری ضایعاتی ندارد و به‌ طور كامل مصرف می‌شود.

یكی از مشكلات دیگر در عرضه نان‌های حجیم یا فانتزی مشخص نبودن هویت تولید‌كننده است. شاهد هستیم كه این نان‌ها در كیسه‌ای نایلونی بدون هیچگونه شناسنامه‌ای از محل تولید به مغازه‌ها، رستوران‌ها، هتل‌ها و حتی بیمارستان‌ها می‌روند. اگرچه در 2 تا 3 سال اخیر بعضی از این واحدها بخشی از تولید خود را با شناسنامه در مغازه‌ها و خوار بار فروشی‌ها و سوپرها عرضه می‌كنند كه متأسفانه گاهی تاریخ تولید یا انقضا روی آن درج نمی‌شود.

سایت: گوگل

دكتر ربابه شیخ الاسلام- متخصص اپیدمیولوژی تغذیه

مدیر مؤسسه تغذیه، سلامت و

 

+ نوشته شده توسط کوزه گر در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 16:1 |

تاثیر نماز بر وسواس فكری

وسواس

امام صادق (ع): 

شیطان به وسیله وسواس نمی تواند به ضرر بنده خدا كاری كند، مگر آن كه بنده از یاد خدا اعراض كرده باشد. (1)

" وسواس (Obsession)" از قدیمی ترین اختلالات شناخته شده روانی است كه بین مردم از شیوع نسبتا بالایی برخوردار است (2). وسواس را امروزه در دو عنوان كلی "وسواس فكری" (مانند احتیاط یا تنفر مربوط به ترشحات و مواد دفعی بدن، ترس از وقوع اتفاقات وحشتناك مثل آتش سوزی و مرگ و ...) و "وسواس عملی"(مانند شست و شوی دست، استحمام، آرایش مفرط، امتحان درها و قفل ها، مرتب و منظم كردن، احتكار و جمع آوری و ...) طبقه بندی می كنند. (3)

موضوع سخن امروز ما "وسواس فكری" است كه می تواند مشكلات متعدد و مسایل آزاردهنده بسیاری را برای شخص مبتلا و اطرافیانش به همراه داشته باشد. در این حالت شخص مبتلا ممكن است تصاویری ذهنی به شكل صحنه های وحشتناك و ناراحت كننده بسیاری داشته باشد كه هر چه بیمار سعی در مقاومت در مقابل آنها دارد، نمی تواند از آنها خلاص شود. این وسوسه فكری از موضوعات بسیار كلی مانند سؤال ذهنی درباره اینكه: چه كسی خدا را آفریده؟ هدف از زندگی چیست؟ و ... گرفته تا افكار گناه آلوده جنسی و ترس های مرضی و .. متفاوت است و تقریبا همه این افكار بیمار را در وضعیت وحشتناكی قرار می دهند.

اما درست بر خلاف آنچه كه در مورد شخصیت هایی مثل "جان بانی یان" (خطیب و مؤلف انگلیسی در قرن هفدهم) كه به شدت از افكار وسواسی در ارتباط با خدا و مذهب رنج می برد، دیده شده، به نظر می رسد مذهب و شكوهمندترین جلوه آن یعنی "نماز" می توانند در زدودن وسواس فكری نقش بسیار مهمی بازی كنند.

گواه این موضوع نیز یادآوری این مساله است كه در منابع اسلامی وسواس پدیده شناخته شده ای است و از آن به عنوان "وسوسه ای از سوی شیطان" اشاره می شود؛ به عنوان مثال در كتاب اصول كافی (باب عقل و جهل) آمده است: "در نزد امام صادق (ع) شخصی را به عقل و درایت نام بردند و گفتند او وسواس دارد، حضرت فرمود: چگونه عاقل است كه شیطان را اطاعت می كند؟"

در این مورد حتی منابع اسلامی از قول معصومین (ع) روش های متعددی را برای پیشگیری و درمان وسواس پیشنهاد كرده اند كه از آن جمله بهره از ادعیه و اذكار خاصی از جمله (لا اله الا ا…) و (لا حول و لا قوه الا باا …) می باشد كه در حقیقت ما حصل همه آن روش ها را می توان در "ذكر خدا" خلاصه كرد.

در منابع علمی جدید، برای متوقف كردن افكار وسواسی ، علاوه بر درمان های دارویی و حتی قبل از آن، از روش های خاصی استفاده می شود كه مهم ترین آنها روش "توقیف فكر" نام داد و بدین ترتیب است كه از بیمار خواسته می شود كه به طور عمد افكار وسواسی خود را آزاد بگذارد و در این بین ناگهان درمانگر با صدای بلند و بیزار كننده، فریاد می زند: ایست!؟! به نظر می رسد این عمل جریان فكر وسواسی را متوقف می كند. (4) 

با این وصف برخی از اذكار و توجهات حین نماز، نه تنها با این قبیل روش ها قابل مقایسه است، بلكه بسیار موثرتر به نظر می رسد.

استفاده زبان و ذهن از ذكر "غیر المغضوب علیهم و لا الضالین" كه جدایی راه مؤمن را از ابلیس و شیطان نشان می دهد، دست كم ده بار، طی نمازهای یومیه و فیض بردن از سوره مباركه "ناس" بعد از حمد، بخصوص توجه آیات شریفه "من شر الوسواس الخناس، الذی یوسوس فی صدور الناس" به عنوان عواملی قدرتمند در توقف افكار وسواسی مطرح هستند.

همان طور كه اشاره شد ائمه معصوم (ع) كه پزشكان حقیقی بشرند، برای دوری از وسواس "ذكر خدا" را پیشنهاد كرده اند و این فرمان الهی است كه:

(اقم الصلوه لذكری) "برای ذكر من نماز را به پا دارید".

پی نوشت :

(1) بحار الانوار. جلد 69، صفحه 124، حدیث 2

(2) ترجمه سیناپس كاپلان ـ سادوك ـ جلد 2ـ ص 519

(3) همان منبع ص 521

(4) روانپزشكی لینفوردریس ـ ص 302

سایت : گوگل

+ نوشته شده توسط کوزه گر در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 15:56 |
    • جنبه جسمانی افسردگی
    • تا كنون بیشتر به جنبه‏های روحی حالت افسردگی اشاره شده و برخی پزشكان و روان پزشكان و روان شناسان آن را یك بیماری روانی دانسته‏اند...
    • افسردگی فصلی (اختلالات خلقی وابسته به فصل)
    • آيا تا کنون متوجه تغييرات خلقي خود در فصل پاييز و زمستان شده ايد؟!!آيا در اين فصول بيشتر احساس خستگي و خواب آلودگي مي کنيد؟! برخي افراد از علائم افسردگي ناشي از تغيير فصل در پاييز و زمستان رنج مي برند.علائمي که در فصل هاي د...
    • افسردگى پس از وضع حمل
    • «من وقت زيادى را به گريه كردن مى گذرانم، نمى توانم خودم را جمع و جور كنم، ليست كارهايى كه بايد انجام دهم بيش از حد طولانى است. احساس مى كنم به عنوان يك مادر كاملاً درمانده هستم. ذهن من چنان مغشوش است كه احساس مى كنم مى خواه...
    • 7 روش برای كاهش افسردگی و تجدید شادابی
    • هايي از استرس در 10 دقيقه اگر روند زندگي تان به نحوي پيش مي رود كه در معرض خارج شدن از كنترلتان قرار گرفته، خانم شلي ويل عملي فراتر از كند كردن اين روند را در مورد خودش تجربه كرده است .يعني آن را بطور كامل متوقف نموده است. وي...
    • افسردگی دختران و راه های درمان آن
    • بهار... زندگي ... رويش! جذابيت اين کلمه ها را باور نکنيد! وقتي صبح، صبح يک روز بهاري در گوشه يک بيمارستان رواني باشد، «زندگي» و «رويش» حسرتي مي شوند، تمام ناشدني! بهار مي آيد؛ اما تنها تا پشت پنجره بيمارستان... اين طرف، دختر...
    • نوسان خُلق نوجوانان را جدی بگیرید
    • اکثر اوقات والدين از خلق متغير نوجوانان خود شکايت دارند. گاهي خوشحال و سرخوش و منطبق با شرايط و گاهي افسرده، عصباني و گوشه گير. به هر حال نوجوانان با رفتارهايي مثل خوابيدن زياد، تحريک پذيري و مقاومت در برابر دستورهاي والدين،...
    • پایان افسردگى هاى زمستانى
    • در طول ماه هاى پاييز و زمستان، با كوتاه تر شدن طول روزها و كم شدن نور خورشيد، برخى افراد غمگين و افسرده مى شوند و به زودى نيز بهبود پيدا مى كنند. افرادى كه مبتلا به «اختلال تأثير فصلى» يا به اصطلاح SAD هستند حالت افسردگى عمي...
    • آسیب هاى روانى زنان
    • از زمانى كه فعاليت زنان در عرصه هاى مختلف سازندگى آغاز شد و زنان هم به نوعى گوشه اى از چرخ گردان اقتصاد را در دست گرفتند و خود را همانند مردان استوار و قدرتمند دانستند، دچار آسيب هاى روانى از جمله افسردگى شدند كه به يقين مى ...
    • خانواده بیمار اسكیزوفرنیك چه می تواند بکند؟
    • پاسخ خيلي ساده است: خانواده بيمار اسكيزوفرنيك خيلي كارها را مي تواند در جهت بهبود او انجام دهد. 1 - مهمترين وظيفه خانواده به رسميت شناختن بيماري در عضو خانواده است. متأسفانه خيلي از خانواده ها وجود بيماري رواني را در فرزند، ...
    • نگاهی به افسردگی دوران بارداری و پس از زایمان
    • رستن از پيله ازدواج و تشكيل خانواده اي كوچك و جديد، هرچند براي هر دو طرف تحولي بزرگ محسوب شده و هر دو را دچار كمپلكس هاي رفتاري مي كند، اما بارداري، تجربه ويژه و منحصر به فرد زنان است؛ تجربه اي كه هرچند شيرين به نظر مي رسد، ...
    • فوبیا یا هراس غیرطبیعى ( 2 )
    • در قسمت قبل گفته شد... ساير انواع: در صورتى كه هراس مورد نظر از چهار نوع گفته شده نباشد، مانند ترس از ماسك ها و عروسك ها، صداى بلند، ترس از سقوط، ميكروب، خفه شدن، شورش، شيطان، گمشده و نظاير اينها، هراس با اين نوع ثبت مى شود....
    • من می ترسم!
    • فوبيا؛ وامانده از خود ( بخش اول) کمتر پيش مي آيد که رفتارها و حساسيت هاى افراد در زندگى روزمره را بيمارى بدانيم. اما زمانى كه اين حساسيت ها زندگى فردى و اجتماعى افراد را مختل مى سازد آدمى را وامى دارد كه در حل آن كوشا باشد. ...
    • افسردگى زمستانى
    • دور و بر ما آدم هاى متفاوتى ديده مى شوند. برخى چنان حساسند كه حتى با كوچك ترين مسئله جزيى كه شايد براى ديگران جالب و شادى آور باشد، دچار افسردگى مى شوند، همان موريانه اى كه هر لحظه امكان دارد آدم را تا ته بجود. آمدن زمستان ي...
    • علایم افسردگى
    • علايم افسردگى هميشه غمگينى و گريه كردن نيست بلكه بسيار متنوع است. بسيارى از افراد مبتلا به افسردگى دچار تغييرات روحى و روانى مى شوند كه بر تفكر، خواب و يا ميزان انرژى آنها تأثير مى گذارد. علاوه بر اين، افسردگى هاى مختلف و مت...
    • آنچه باعث افسردگى مى شود
    • علت دقيق افسردگى كاملاً شناخته شده نيست اما براساس شواهد به دست آمده مى توان چندين عامل را برشمرد: 1- وراثت 2- ساختار بيوشيميايى بدن 3- ساختار روان شناختى 4- حوادث زندگى پر استرس 5- نوسان ميزان هورمون ها ?- عوامل ديگر مانند...
    • آشنایی با «Phobia» یا ترس غیر منطقی (وحشت!)
    • همه ما کم و بيش کلمه فوبي را شنيده ايم و تا حدودي نيز با معناي آن آشنا هستيم. فوبي در لغت به معناي نفرت و ترس بيمارگونه است. از لحاظ علمي، فوبي به ترس مفرط و غيرمنطقي از شيء يا موقعيت و شرايط خاص و معيني اطلاق مي شود که در ک...
    • غمگینی ها و افسردگی و شیوه های مواجهه با آن
    • چگونه مي توانيد بر افسردگي غلبه کنيد؟ تفريباً همه افراد در طول زندگي خود چنين احساساتي را تجربه مي کنند ؛ اگر شما هم اکنون در چنين شرايطي هستيد راهکارهاي زير به شما کمک مي کند تا بر اين احساسات غلبه کنيد. از رختخواب خارج شوي...
    • آشنایی با داروهای ضد افسردگی و عوارض آنها
    • امروزه، متأسفانه بيماري افسردگي يكي از بيماري هاي رايج در ميان اقشار مختلف مردم است. در بيماري افسردگي واكنش ها غير طبيعي هستند. يعني انسان در برابر ناملايمات و شكست ها بيش از حد افسرده مي شود. و زمان افسردگي نيز طولاني تر ا...
    • علائم بیماری اختلال خلقی چیست ؟
    • ؟ اختلال خلقي يا بيماري عاطفي چيست؟  ( قسمت دوم ) در قسمت قبل به تعريف يكي از اختلالات خـُلقي يعني خلق ادواري پرداختيم . اينك به معرفي علائم مربوط به دوره ي افسردگي يا كاهش خـُلق ، و دوره ي افزايش خُلق  مي پردازيم....
    • اختلال خلقی یا بیماری عاطفی چیست؟
    • ت؟  ( قسمت اول ) گروهي از ناراحتي ها و بيماري هاي رواني را اختلالات خلقي مي گويند. تقريباً اين نوع اختلالات و مشكلات رواني از شايعترين انواع ناراحتي هاي رواني است كه در تمام سنين ديده مي شود . اين اختلالات رواني ممكن است...
    • نسل جوان در تیررس افسردگی
    • تحقيقات نشان مي دهد كه از هر ده نفر تقريباً يك نفر از افسردگي رنج مي برد و زنان دو برابر مردان به اين بيماري مبتلا مي شوند بحث افسردگي با توجه به شرايط خاص جامعه ما ظرفيت اين را دارد كه از قالب بحث در مورد يك بيماري رواني در...
    • علل افسردگی چیست ؟
    • افسردگي چيست ؟ ( قسمت دوم ) علت هاي افسردگي مكانيسم هاي دقيق ابتلا به افسردگي هنوز كشف نشده اند. با وجود اين چند عامل زيست شيميايي و رواني اجتماعي شناخته شده اند كه باعث افسردگي مي شوند. ساختار زيست شيميايي و ژنتيكي بعضي از ...
    • افسردگی چیست؟
    • ( قسمت اول ) كاربر محترم اين مطلب در دو قسمت ارائه خواهد شد. افسردگي بيماري بسيار شايع عصر ماست. و در تمامي جهان روندي فزاينده دارد. اين در حالي است كه حدود نيمي از مبتلايان به افسردگي يا از بيماري خود بي خبرند يا بيماري آنه...
    • علائم بیماری های روانی و روش های درمان
    • شناخت بيماري هاي رواني ( قسمت دوم ) در قسمت قبل مطالبي در مورد برخي از بيماري هاي رواني و علل به وجود آوردن آنها ارائه شد . اينك در ادامه مي خوانيم... علائم آگاه كننده ي بيماري هاي رواني : معمولاً علائم بيماري هاي رواني به ت...
    • شناخت بیماری های روانی
    • ( قسمت اول ) كاربر محترم اين مطلب در دو قسمت ارائه مي شود. به طور عادي و معمولي بيماري هاي رواني ، از مغز كه نسبت به ساير اعضاء برتر و مهمتر است ، سرچشمه مي گيرد . بيماري رواني نظير ساير بيماري هاي متداول مانند  بيماري ...
    • درباره ی بیماری های شدید روانی چه می دانید؟
    • بسياري از افراد تا پيش از اين كه يكي از افراد خانواده شان گرفتار بيماري رواني شود هيچ اطلاعاتي در اين باره ندارند . تحقيقات نشان مي دهد كه اين بيماري ها بسيار شايع تر از آن است كه تصور مي شود . اگر هر يك از كساني كه دچار ي...
    • عوامل مؤثر در بروز افسردگی
    • افسردگي مشكلي در بين جوانان ( قسمت دوم ) چه جواناني بيشتر در معرض بيماري افسردگي و خطر خودكشي قرار دارند؟ پاسخ به اين سؤال چندان ساده نيست . ولي نسبت دختراني كه دست به خودكشي مي زنند  بيشتر از پسران است. چرا كه ا...
    • افسردگی مشكلی در بین جوانان ( قسمت اول )
    • كاربر محترم اين مطلب در دو بخش ارائه خواهد شد. اغلبافراد جامعه جوانان را انسان هايي مضطرب و نگران تصورميكنند؛‌يعني افرادي با نوسانات عاطفي و هيجانات شديد و ناگهاني. جوانان با بسياريازبرخوردهاي جديد و فشارهاي رواني خصوصاً در ...
    • زنان و افسردگی
    • زندگي پر از فراز و نشيب هاي روحي است و زماني كه چرخ زندگي در سرازيريبيفتد ، نشيب هاي روحي تداوم يافته ، عملكرد طبيعي فرد مختلميشود  و امكان بروز يك بيماري جدي و رايج به نام...
    •  درمان افسردگی با داروهای گیاهی
    • مشکلات و مسائل دنياي ماشيني باعث شده که روز به روز افسردگي در ميان افراد بيش تر شود . متاسفانه اين پديده به صورت خفيف ، متوسط و يا شديد نه تنها در افراد مسن و ميان سال بلکه در بسياري از جوانان نيز ديده مي شود . افسردگي مي توا...
    • چگونه می توان به شخص افسرده كمك كرد؟
    • از افراد خانواده که از افسردگي رنج مي برد کمک کنم؟ متاسفانه  يکي از واقعيتهاي اجتماعي ما اين است که اغلب افرادي که از ناراحتيهاي رواني رنج مي برند،  با آنکه مي توانند به راحتي درمان شوند، مراجعه به روان پزشک را نقط...
  • + نوشته شده توسط کوزه گر در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 15:52 |

     

    چگونه كودكان  مشتاق يادگيری می شوند ؟

     

    آيا اين انديشه كه آ د می  هوس يادگيری در سر دا رد يك باو ر مو هوم است . چييزی كه جا معه به                  

    اميدكا هش  بی علا قگی  به مدارسش و هرچه بيشتر مفيد كردن والدينش ، به آن دا من زده است

     

     نظر ما چنين نيست . به كودك نوپايی كه سعی می كند جعبه ای را باز كند نگاه كنيد . به پرسشهای

     

    كودكان خرد سا لی  كه برای اولين بار به باغ وحش آمده اند گوش كنيد . با كسی كه در مو رد  كار      

     

    مورد علا قه اش صحبت كنيد . شما هم به چيز هايی فكر كنيد كه می خوا هيد ياد بگيريد .

     

    ما در زندگی همواره در حا ل ياد گيری هستيم ، چه اين فعا ليت يافتن يك دستور پخت غذای بهتر  

     

     باشد وچه شركت د ريك  كا رگاه باز آموزی شغلی .

     

    كسانی هستند كه بسيا ر شيفته ی يادگيری اند و همه ی اينها دانشمند و انديشمند نيستند .مسأ له اين

     

    است كه د ر مؤ سسا ت مر بوط به تعليم وتربيت ياد گيری هميشگی شو د . رسانه ها ی گرو هی ما

     

    به طور رو زانه  ما را با اخبار بدی در مورد افزايش ميزان ترك تحصيل ، ا فت  نمر ه های ريا ضی

     

    و تعداد بيشتر ی از كودكانی كه كمتر ا زپيش ياد می گيرند ، بمبا ران می كنند . نگرانی ملی ما بر

     

     خاسته از رو ياروِ يی با رقابت  بين المللی و اين وا قعيت است كه يادگيريها يی  از انواع يادگيری

     

    درمدرسه خا نه  نيز ادامه می يابد .

     

    ما به عنوان اوليا ء و مربيان ، مسؤ ليم با ايجاد انگيزش مداوم برای يادگيری ؛ از جمله يادگيری در

     

    مدرسه به فرزندان كمك كنيم . برای اين فرايند پيچيده هيچ برنامه ی تأ مين طرح نشده است اما  

     

     اطلاعات پژوهشها و نظراتی د ر مو رد   اين مسا ئل وجود دا رد  . از آنجا كه انگيزش موضوع  

     

    نسبتاً جديدی برای پژو هش  بوده است ، دانش مدرن درمو رد آن قا بل مقايسه با اولين نقشه هايی

     

    است كه ناحيه ی جديدی را نشان می دهد .اينها ا گرچه راه را نشان می د هند   ، ا لزاماً كا مل

     

    نيستند و ممكن است بهترين جاده را نشان ند هند .

     

    چرا يادگيری ا هميت دارد :

     

    مردم بعداز ترك مدرسه ، دانشكاه يا آمو زش حرفه ای يادگيری را بيشتر او قات به شيوه های

     

    سازمان نيافته و غير رسمی ياد می گيرند آنها می گويند كه مقدار زيادی از يادگيری را در طو ل       

     

    زندگی خود فرا می گيرند بدون اينكه لزو ماً  قا د ر باشند كه آنچه را می خوا هند ياد بگيرند يا آنچه

     

    را ياد گرفته اند شناسايی كند . هنگا می كه متخصصان و مديران   در باره ی يادگيری از روی

     

    تجربه صحبت می كنند غالباً بند رت فرايندی شده را توصيف می كنند . اين بدان معنی است كه آنها

     

     به عنوان مد ير و متخصص تشويق و رغيب نشده اند كه يادگيری را به صورت يك فعا ليت مديريتی

     

    يا تخصصی عادی كه انتظار سازمان دهی و بررسی كار خود را داشتند به شما آوردند.

     

    با اين همه يا توجه به اينكه محيط های كا ری  اطراف ما دگرگون می شود نياز به يادگيری مؤ ثر

     

     و كار آمد و سريع ا فزايش  می يابد . آنچه كه ما در پنج سا ل پيش برای انجام درست كا ری

     

    يادگرفته ايم به وپژه در زمينه های متأ ثر از فن آوری ممكن است ديگر در دسترس يا مناسب

     

    نباشند . مديران يا متخصصان نياز دارند  كه دانش ، يا مهارها و شناخت های مورد نياز كار ها يی

     

     را كه انجام می د هند به دست آو رند .  ولی برار‌انجام اين كار آنها بايد بيپ از آنچه از طريق

     

    تجربه و با ا تكا ء  بر درك های جزئی به دست می آيد كار انجام د هند .

     

    همچنين آنها نمی توانند بر يادگيری يادگرفته ، تصاد فی وشايد نامريوط متكی باشند . به آنها بايد

     

    كمك شود كه به طو ری مؤ ثر تری از انواع تجارب ياد گيرند و اين بدين معنی است كه بايد به آنها

     

    كمك شود كه چگونه ياد گرفتن را ياد بگيرند .

     

    مزايای يادگيری :

     

      ميل به افزايش توانايی د ركار كنونی

     

     ميل به رشد خود در زمينه های جديد مهارتی يا دانش

     

         ميل به بهبود آينده ی شغلی خود  

     

    ç ميل به بهبود رضايت شغلی كه از كار خود بدست می آورند

     

    منظور از يادگيری چيست :

     

    سِِر و نيستون چرچيل چنين گفته است : من همواره تمايل به يادگيری دارم گرچه هميشه دوست ندا

     

    ندارم تحت  آموزش باشم . يادگيری دست كم دارای دو معنی زير است : 1- فرايندی  كه به وسيله        

     

    آن دانش ، مها رتها  يا شناخت را به دست می آو ريم .2- نتيجه نهايی فرايند يعنی  داشن و    م

     

    مها رتها يا شناخت حا صل شده . يادگيری از طريق تعدادی از روشها به دست می آيد . برخی از

     

    اين روشها كه به صورت آموزشی يا تحصيلی توصيف می شوند رسماً و با اين هدف

     

     سازمان يافته كه شخص  را قادر به يادگيری كند يادگيری از طريق تجربه توصيف شده است .

     

     يكی از موضوع ها اين است كه تحصيل و آموزش درون داد يا ورودی محسوب شده و به وسيله

     

     معلمان و آموزش دهندگان طراحی و كنترل می شوند . ولی آنها بر طبق تعريف دوم يعنی يادگيری

     

     اكتسابی يا يادگيری يكسان نيستند آنجه را كه شخص ديگری سعی كند كه به شما ياد د هد

     

         ممكن است منجر به يادگيری اكتسا بی نشود .

     

     

    فراهم آورد جو مثبت و مطلوب برای يادگيری و آموزش:

     

    1- مقررات كلاس را با مشاركت دانش آموز تد وين كنيد و بيشتر بر پيا مد ها ی مثبت اطا عت

     

       از قوانين  تأ كيد كنيد نه برنتايج منفی حاصل از قانون شكنی .

     

    2- آموزش كلاس را با جديت و قا طعيت شروع كنيد ؛ زيرا دادن ازادی بيشتر به دانش آموزان

     

    آسان است ،  ولی گرفتن آزاديها وبه دست آوردن كنترل كلاس چندان آسان نيست.

     

    3- از تهديد دانش آموزان پرهيز كنيد .

     

    4-  آرام و قاطع بر خورد كنيد .

     

    5- رفتار های نامطلو ب را به تكا ليف درسی پيوند ند هيد و ا ز جريمه برا ی

     

    خاموش كردن رفتار با مطلوب  استفاده نكنيد .

     

    6- يادگيری رامعنی دار كنيد . يكی ا ز عوامل عمده پيشگيری ا ز رفتا ر های نا مطلوب ؛ با

     

    معنی وجذاب كردن مطالب يادگيری برای دانش آموزان است ؛ به اين منظو ر ؛ سعی كنيد مطالب درس

     

    جديد را با مطا لب گذشته زندگی آنها و مو قعيتها ی عينی مرتبط كنيد .

     

     مدل ها و تمرين هايی كه كه تاكنون به كار رفته  نشان می دهد تا چه حد ا فراد می توانند برای   

     

     خود كاركنند. با اين و جود طيفی ا ز تأ ثيرات د ر ياد گيرنده وجود دا رد كه در زير نشان داده می شوند

    + نوشته شده توسط کوزه گر در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 19:16 |

    He never dies whose heart is alive Love  :                       

     

                            هرگز نميرد آنكه دلش زنده شد به عشق

    + نوشته شده توسط کوزه گر در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 18:44 |

    تنهايی يك واكنش هيجانی است فردی كه قادر به بر قراری ارتباط با ديگران نيست ،احساس می كند كه

     

    از دوستان ونزديكان جداست وبه طور قابل ملاحظه ای كمتر از ديگران از روابط اجتماعی بهره      

     

    می برد .چنين فردی نمی تواند احساسات خوشايند يا نا خوشا يند ، ترسها و نگرانيها و آرزو ها و     

     

    اميد ها يش را با نزديكان و دوستانش در ميان بگذارد و پاسخها و عكس العملهای ايشان را دريافت كند

     

    احساس تنهايی نيز همانند كمرويی نوعی ناتوانی اجتماعی است و هر كدام از ما در يك موقعيت يا

     

    شرايط خاص ممكن است احساس كنيم كه تنها هستيم .افرادی كه دچار احساس تنهايی می شوند و اين

     

    احساس يا شدت ومداومت افكار ورفتار ايشان را فرا می گيرد بتدريج از تمايلات اجنماعی وار تباطات

     

    بين فردی شان كاسته می شود تا به حد اقل می رسد ،از اين نظر بعضی از ويژگيهای افراد كمرو را پيدا

     

    می كنند . كمروي‍ی ناتوانی ومعلوليت  فرد در برقرار‌ارتباط است و تنهايی مشكل انسان در اثر فقر

     

    ارتباطی است .

     

    بايد توجه داشت كه صرف احساس تنهايی به معنای كمرويی يا نا توانی و معلوليت اجتماعی‌ نمی تواند .

     

    همچنين احساس تنهايی لزوماً هميشه به معنای« تنهابودن » نيست يك نفر در جمع آشنايان ودر حين

     

    حضوردر جشن ازدواج يكی از بستگان احساس كند كه تنها ست وبر عكس شخصی ممكن در يك محيط

     

    و مكان كاملاً دور از خانواده و دوستان واقعاً تنها باشد ، بدون اينكه احساس تنهايی‌كند . شايان ذكر است

     

    كه به دليل ويژگيها ونياز های خاص روانی – اجتماعی نوجوانان ظهور پديده ی تنهايی در بين ايشان

     

    به طور فوق العاده بيشتر از شيوع اين احساس در ميان بزرگسالان است .

     

     

    به همين خاطر در طول در هفته ، لحظا تی كه نوجوان احساس تنهايی می كند به مراتب بيش از

     

    بزرگسالان است . بنابراين احساس تنهايی ممكن است كاملاً گذرا و موقتی‌باشد وفرد دوباره نشاط زندگی

     

    وتمايل با موقعيت اجتماعی را باز يابد . اما هرگاه چنين احساسی به علل گوناگون ، از جمله ناكاميها ی

     

    مكرر ، نگرانی واضظراب شديد ، رفتار تبيعض آميز و بی عدالتی ، فشار های خانوادگی واجتماعی

     

    ، سر خوردگی وتوسعه نگرش و باز خورد منفی نيست به رفتار ناخوشايند و واكنشهای منفی اطرافيان

     

    فقر انگيزشی و قطع اميد از پيوند های عاطفی عزيزان ، تقويت گردد و با شدت هرچه بيشتر فراگير

     

    شود و فرد مبتلا عميقاً احساس تنها يی كند ، نه تنها همانند افراد كمرو دچار ناتوانی‌يا معلوليت اجتماعی

     

    می شود ، بلكه اضطراب و احساس تنهايی زمينه ی افسردگی جدی را وی به وجود می آورد و ممكن

     

    است دست به اقدامات غير عادی نظير گريز و فرار از خانه و محل زندگی وكار ، بعضی كژرويهای

     

    اجتماعی ، اعتياد و خود كشی بزند . تجارب فراوانی از احساس تنهايی و رها شدگی از طرف    

     

    صميمی ترين نزديكان و درمانی مناسب مورد درمان و توانبخشی اجتماعی قرار داد.

     

    بدون ترديد در دنيای پيچيده ی امروز ،فراوانی ناراحتيها و رنجها ی ناشی از مشكلات ارتباطی و

     

    سازگاری اجتماعی‌ ، نظير : اضطراب ،افسردگی ، كمرويی واحساس تنهايی و.... به مراتب بيش از

     

    بيماريهای قلبی است : در واقع در بسياری از موارد ناراحتيهای قلبی خود نتيجه ی فشار های عاطفی

     

    و روانی و روابط نا سالم يا ناموفق بين فردی است .

    + نوشته شده توسط کوزه گر در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 17:45 |
    اعتماد به نفس چاپ ايميل
      

    مقدمه
    اغلب مردم معناي واقعي کلمه ي "اعتماد به نفس"را به خوبي درک نمي کنند . به همين دليل ان نوع از اعتماد به نفس وخود باوري را که مطلوب ومورد نظرشان است در زند گي تجربه نمي کنند چون فکر مي کنند اعتماد به نفس يعني اين که ايمان واعتماد به موفقيتها يي که در کارها به دست مي اورند. در صورتي که اعتماد به نفس واقعي وحقيقي ان است که قبل از اين که در کاري موفق شويم نوعي اعتماد به توانايي خود براي انجام ان کار داشته باشيم .

    اعتماد به نفس چيست ؟
    "عزت نفس" يک منبع انرژي است . يک چتر وسيعي است که" اعتماد به نفس " زير سايه ان است . اعتماد به نفس يعني ديدن خودبه عنوان فردي توانا با کفايت دوست داشتني ومنحصر به فرد .
    کفايت يعني توانايي که درحد کافي وتسلط بر امور باشد .
    منحصر به فرد يعني با توجه ودر نظر گرفتن تفاوتها ي فردي.
    به تعبير ديگر اعتماد به نفس يعني ان احساس وشناختي که از توانايي هاومحد وديت هاي بيروني ودروني خود داريد .
    بنا براين وقتي که اعتماد به نفس وخود باوري خود را بر اساس ان که وان چه به راستي هستيد ونه بر اساس موفقيت ها و دست يا بي ها يا شکست ها وناکامي هاي خود بنا مي کنيد چيزي را در خود خلق مي نماييد که هيچ کس وهيچ چيز ياراي گرفتنش را از شما نخواهد داشت . حال با توجه به مفاهيم بالا مي توان گفت که اعتماد به نفس واقعي همواره در درون خود شما توليد مي شود نه از بيرون . اعتماد به نفس واقعي زاييده ي تعهد شما به خودتان است . اين تعهد که هر ان چه لازم باشد انجام خواهيد داد تا به خواسته ها ونيازهايتان برسيد .
    اعتماد به نفس باور شخصي شماست نسبت به روح خودتان به عنوان يک انسان .
    اعتمادبه نفس حقيقت اين نيست که نترسيم . بلکه ان است که بدانيد ومطمئن باشيد با اين که مي ترسيد
    اما بي گمان دست يه عمل خواهيد زد .

    انواع اعتماد به نفس!!!
        * اعتماد به نفس رفتاري
        * اعتماد به نفس احساسي ، عاطفي
        * اعتماد به نفس روحي ومعنوي

    به منظوران که اقتدار شخصي لازم رابه دست اورده ورضايت وغنايي که استحقاقش راداريد تجربه کنيد ، به هر سه نوع اعتماد به نفس نياز داريدz
    — اعتماد به نفس رفتاري ، به معناي قابليت وتوانايي در عمل کردن وانجام دادن کارهاست . از کارهاي ساده گرفته تا کارهاي
    سخت همانند جامه عمل پوشاندن به روياهايتان . اين همان نوع از اعتماد به نفس است که مورد نظر اغلب ماست .
    -- اعتماد به نفس احساسي وعاطفي به معناي توانايي در تسلط وبه کنترل در اوردن دنياي احساس وعواطف شماست .اين که بدانيد
    چه احساساتي داريد ، معناي ان ها را بفهميد وبتوانيد انتخابهاي احساسي درست بکنيد وازخود در مقابل درد و رنج روحي ولطمه ها وصد مه هاي عاطفي محافظت کنيد وبدانيد چگونه روابطي صميمي ، سالم ومانگار خلق نماييد .
    -- سومين نوع از اعتماد به نفس که مهم ترين انها مي باشد ، اعتماد به نفس روحي ومعنوي است . اين نوع از اعتماد به نفس همانا
    اعتماد وايمان شما به جهان هستي وکل افرينش وموجودات است . اين ايمان روحي که زندگي ، هدف ونهايتي مثبت را در پي
    خواهد داشت وشمابه خاطر هدفي اين جا هستيد وزندگي 70 – 80 - 90 ساله تان برروي اين کره خاکي هدف ومقصودي را دنبال
    مي کند .

    اعتماد به نفس ان است که باور داشته باشيد مي توانيد وتوانايي ان را داريد که تمام توانتان رابه کار
    بگيريد وشرايط واوضاع زندگي را ان گونه که مطلوب ودلخواه شماست تغيير دهيد


    چگونه اعتماد به نفس را در خود تقويت کنيم ؟
    اصل اول - گذشته را بپذيريد وا ينده را دگرگون کنيد
    شما بايد بدانيد که گذشته را نمي توان تغييرداداما اينده هنوز افريده نشده است . اينده چيزي نيست جز انديشه هاي شما وکوشش براي افريدن انها . منظور ما اين است که در بند گذ شته نباشيد نه اينکه از تجربيات ، خطاها وشکستهاي گذشته درس نگيريد .پس بايد عاقلانه به گذشته نگاه کردواند يشه ووقت خودرا صرف چيزي کنيم که توان افريدن ودگرگون ساختن ان را داريم .

    اصل دوم – درباره اهدافتان با خود گفتگو کنيد .
    اهداف را به صورت جملا تي مشخص در اوريد وبه خود بگوييد ان هم به صورت جملات مثبت . اهداف بايد واقعي ومعقول باشند نه بلند پروازانه که دسترسي به انها ممکن نباشد ونه پيش پا افتاده که ارزش کوشيدن را نداشته باشند . اهداف معقولي براي هرساعت ، روز ، هفته وماه وضع کنيد . موفقييت در اهداف کوتاه شما را براي دست يافتن به اهداف بلند مدت تشويق مي کند و انگيزه تلاش را در شما بيدار مي سازد . همواره اهداف را ياداور شويد تا بخشي از ضمير ناخوداگاه شما گردد.

    اصل سوم – تصميم گرفتن را تمرين کنيد .
    روانشناسان نشان داده اند که کودکاني که در سالهاي اوليه زندگي خود تشويق شده اند تا براي خود تصميم بگيرند از ديگر
    کودکاني که اين موقعييت را نداشته اند در اعتماد به نفس رتبه بالاتري کسب کرده اند .تمرين تصميم گيري به شما کمک مي کند تا
    نسبت به قدرت قضاوت خود اطمينان بيشتري به دست اوريد ودرنتيجه اعتماد به نفس کامل تري کسب نماييد . مهم تصميم گيري
    است . يادتان باشد که قضاوت درست نتيجه تجربه است وتجربه خود نتيجه چندين قضاوت نادرست . بنابراين از هرفرصتي براي تصميم گيري استفاده کنيد واين نيرو را در خود پرورش دهيد .
    تصميم گيري مستلزم خطر پذيري واحساس مسئوليت است


    اصل چهارم – نتايجي را که مي خواهيد مجسم کنيد .
    تصوير روشني را از انچه مي خواهيد به دست اوريد ، داشته باشيد اين کار باعث مي شود تا انرژي خودرا بران هدف متمرکز کنيد . اين برخورد تصويري باهمه ارمان ها واهداف براي شما مفيد است وياري تان مي دهد تا کم کم زمينه هاي -دست يابي به انها را فراهم سازيد .
    اگر مي خواهيد از شر خصلتي رها شويد خودر ا در حالتي تصور کنيد که از ان خصلت هيچ اثري در شما نيست . همين تصوير وتکرار ان وانجام دادن تمرينهاي اصلاحي به شما کمک مي کند تا از ان خصلت نا خوشايند رها شويد . اين کار خيال پردازي ، بي خاصيت نيست بلکه واقعيت روانشناختي پذيرفته شده اي است که به بسياري کسا ن ياري رسانده است .

    اصل پنجم – دربرخي زمينه ها متخصص شويد .
    آگاهي عمومي لازمه زندگي فردي واجتماعي است اما کافي نيست . براي پيشرفت در زندگي فردي وحرفه اي شما بايد در زمينه هايي متخصص ومنحصر به فرد باشيد . همين نکته که شما چيزي مي دانيد وديگران نمي دانند به شما اعتماد به نفس مي دهد . بايد اموزش مداوم را به عنوان يک اصل در زندگي خويش بپذيريد .

       سایت : گوگل
       
    + نوشته شده توسط کوزه گر در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 18:26 |
    آیا به فکرسلامتی خود هستیم؟ چقدربه بهداشت روان خودتوجه داریم؟ وسوالاتی از این قبیل...
    زندگی ترکیبی ازشادیها غم ها ،سختی ها وراحتی ها وگشایش ها وگرفتاری ها می باشد،بعضی ازافراد فکرمی کنند که همیشه بایدخوش باشند وبه دنبال خوشگذرانی هستند،گروهی دیگردنیا را به مصداق این حدیث ارزشمند پیامبر اعظم(ص) که می فرماید "الدنیا دار بالبلاء محفوفه" یعنی دنیا سرائی است که با بلا به هم پیچیده شده است به دنیا نگاه می کنند،شما جزء کدام دسته هستید؟ فکر می کنید کدام دسته بهترمی توانند درزندگی موفق باشند؟ کدامیک بهتر می توانند درمقابل مشکلات زندگی مقاومت نمایند؟ افرادی که جزءگروه اول هستند یعنی آمده اند که خوش باشند درمقابل ناخوشی ها مقاومت کمتری دارند.
    کسانی که برطبق فرمایش حضرت رسول صلوات ا... علیه وآله عمل می کنند یعنی دنیارا سرائی می دانند که با مشکلات عجین شده است مثل کوه درمقابل مسائل ومشکلات زندگی می ایستند وبرای سلامت روان خودارزش بیشتری قائل هستند و از دو اسلحه صبر و شکر به خوبی استفاده می کنند چرا که در روایات داریم که : "الایمان نصفه شکر ونصفه صبر" موارد زیر هم به ماکمک می کند که بهتر بتوانیم با مشکلات زندگی برخورد کنیم:
     
    1-اجتناب از دوصفت بسیار نگران کننده عجول بودن وبلا تکلیفی
    2-تحقیق قبل ازقضاوت
    3-تفکرقبل از تکلم
    4-مشورت قبل ازتصمیم به خصوص درهنگام خشم امام علی علیه السلام می فرمایند:
    "درهنگام خشم نه تصمیم نه تنبیه نه دستور"
    5-مثبت اندیشی پرورش افکارمثبت درخود
    6- مسلط بودن برخودوتمرین کنترل برخود(داشتن ترمزدرزندگی)
    7-عاقبت اندیشی ودرنظرگرفتن سرانجام کارها پیامبراعظم صلوات ا... علیه واله می فرماید:"اذهممت بامرفتدبر عاقبته"   قبل ازانجام هرکاری به عاقبت آن فکرکنید.
    8 -دورکردن نگرانیها ازخودازطریق مشغول نمودن خودبه انجام یک کارینگرانیهای ما مثل یک بادکنک هستند که با اشاره یک سوزن می ترکند.
    9-گاهی بنشینید وکمی دقت کنید، به خیلی از کارهایمان می خندیم و از خیالاتی که درسر می پرورانیم خنده امان می گیرد.
     
    نویسنده : احمدرضا سعیدی

    + نوشته شده توسط کوزه گر در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 18:24 |

     

     

     

    + نوشته شده توسط کوزه گر در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 و ساعت 16:53 |
    آران و بیدگل دروازه کویر مرکزی ایران





     

         

    روزگاري كه تپه هاي باستاني سيلك اولين خاستگاه مدنيت و شهرنشيني در جهان ويران گشت آباديهاي كوچك و بزرگي بصورت قلعه و حصـار پديد آمد كه چهل حصاران شهرت يافت كه آران و بيدگـل يكي از آن چهل گشت و اولين شهرنشينان جهان را در آغوش خويش سكونت داد .

     آران و بيدگــل امروزكه در شمـالي ترين نقطه استان تمدن ساز اصفهان و در فاصله 5 كيلومتري شهر تاريخي كاشان واقع است و به خاطر واقع شدن در مسير جاده ابريشم همواره محل عبور و مرور كاروانهاي بزرگي بوده است كه از اروپـا عازم مشرق زمين بوده اند.شهرستان آران و بيدگل با مساحت3 / 6051 كيلومتر مربع جمعيتي بيش از 89 هزار نفر داراي دو بخش مركزي و كويرات و چهار نقطه شهري آران و بيدگل - نوش آباد - ابوزيدآباد و سپيــد شهر و 2 دهــستان به نامهاي كـويرات و سپيد دشت ميباشد . اين شهرستان از شمال به درياچه نمك واستانهاي سمنان و قم - از غرب به كاشان از جنوب به نطنز و از شرق به اردستـان محدود و از طريق دو جــاده اصلي به كاشان و شبكه راههاي اصلي كشور مرتبط ميشـود.

     آب و هواي اين منطـقه گــرم و خشك با تابستانهاي گـرم و زمستانهاي سرد و خشـك بوده و حداكثر دمـاي هوا در تابستان به 49 درجـه سانتيگـراد و در زمستان حداقل برودت به 7 درجه سانتيگراد زير صفر ميرسد.

    به علت وجود آثار و ابنيه تاريخي فراوان از جمله : كاروانسراي تاريخي مرنجاب - قلعه سي زان و گرشاهي در كنار طبيعت بكر و ناشناخته كوير مركزي ايران ودرياچه شگفت انگــيز و سفيدپوش نمك در آران و بيدگل اين خطه را ميزبان هزاران گردشگر داخلي وبين المللي ساخته است .همچنين حضور مردمان مهربان و سختكوش . مهمان نواز اين ديار تربيت شخصيت هاي بزرگ علمي و فرهنگي و ادبي چون ملاغلامرضا آراني - نظـام وفا و ملامحمد زمان نوش آبادي برگ زريني از كتاب فرهنگ ايران زمين بوچود آورده است .

    ذوق هنري توام با همت و قناعت اين مردمان را مي توان در خلق گـل و بوته هاي فرشهاي نفيسي ديد كه اين خطه را با نام فرش عجين ساخته است. اگـر چه امروزه با بهره وري از معادن نفت - گاز - نمك و مواد شيميايي مختلف به نمودن ذخيره سرمايه هاي عظـيم زيرزميني افقي درخشان جهت حضور در عرصه صنعتي كشور را به انتـــــــــظار نشسته ايم . اماتلاش براي احيا و بازسازي ابنيه تاريخي اين خطه كه بررونق صنعت توريسم نيز خواهد افـزود. 


     منبع : سايت امام زاده محمد هلال آران





    + نوشته شده توسط کوزه گر در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 و ساعت 21:2 |
    آلبوم عاشقان حسين
    ويژه نامه محرم

     

    آلبوم "عاشقان حسین"تصاویری از عزاداری هیئات عزاداری شهرستان آران و بیدگل و تصاویر از آستان مقدس حضرت محمدهلال بن علی (ع)...



     

     

    + نوشته شده توسط کوزه گر در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 و ساعت 20:50 |
    بسياری از افراد، حتی كسانی كه كاملاً سالم اند ، زمستان را دلتنگ كننده می دانند .

    وقتی كه براي فعاليت در هواي آزاد بايد لباس زياد بپوشند وقتی كه خيابا ن ها و كوچه ها

    به دليل برف و يخبندان الوده و كثيف شده اند و اسمان غالباً ابر آلود است .

    و هنگامی كه زودتر از ۵ هوا تاريك می شود ، تعجب آور نيست كه افراد احساس

    دلتنگی كنند .

    + نوشته شده توسط کوزه گر در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 و ساعت 13:1 |
    حضرت زکریا (س)
    داستان هاي قرآني

    حضرت زكريا از پيامبران «بني‌اسرائيل» بود كه سلسله نسبش به حضرت داوود (ع) مي‎رسد. او از راهبان و خادمان «بيت المقدس» بود و مردم را به شريعت حضرت موسي (ع) دعوت مي‎كرد.
    ازدواج زكريا
    در ميان «بني‌اسرائيل» دو خواهر برجسته و بزرگ‌زاده وجود داشتند؛ يكي به نام «حَنّه» و ديگري به نام «اَشْياع».
    حضرت زكريا از «اَشْياع» خواستگاري كرد و حضرت «عمران» نیز - كه يكی از راهبان و پیامبران بني‌اسرائيل بود - از «حَنّه» خواستگاري کرد.
    سرانجام، «اشياع» همسر زكريا (ع) گرديد، و «حَنّه» همسر «عمران» شد؛ به اين ترتيب، حضرت زكريا و حضرت عمران، دو شخصيت بزرگ بني‌اسرائيل، باجناق همديگر شدند. سال‌ها از اين واقعه گذشت، حضرت زكريا صاحب فرزندی نشد، زيرا همسرش نازا بود. ...

    سرپرستي حضرت زكريا (ع) از مريم (س)
    همچنین، سال‌ها از زندگی «عمران» و همسرش «حَنّه» نیز گذشت؛ آنها نیز صاحب فرزند نشدند و خیلی دوست داشتند که فرزندی داشته باشند تا اينكه از سوی خدا به حضرت «عمران» وحی شد كه به زودی خداوند پسر پربركتی به تو عنايت خواهد كرد كه می‌تواند بيماران درمان‌نشدنی (لاعلاج) را درمان كند و مردگان را به فرمان خدا زنده کند. حضرت «عمران» اين مطلب را به همسرش، «حَنّه»، خبر داد.
    «حَنّه» وقتی كه باردار شد، تصور مي‎كرد كه این فرزند، همان است كه در رحم دارد (غافل از آنكه منظور از آن پسري كه خداوند به حضرت «عمران» وحي کرد، نوه «عمران»، به نام حضرت عيسي  (ع) است كه «حَنّه» برای مادر او (مريم) باردار بود.
    از این رو، «حَنّه» نذر كرد كه كودك پسر خود را -وقتي كه بزرگ شد - خدمتگذار مسجد «بيت‌المقدس» قرار دهد؛ ولی وقتي كه فرزندش متولد شد با تعجب، ديد که دختر است.
    «حنه» گفت: «خدايا، من نام دخترم را مريم می‎گذارم و او و فرزندانش را از وسوسه‎هاي شيطان رجيم، در پناه درگاه تو قرار مي‎دهم.»
    «مريم» به معناي عبادت‌كننده و خدمتگذار است. از آنجا كه «حَنّه» می‌خواست او را خدمتگذار مسجد و عبادت‌كننده در مسجد بيت‌المقدس قرار دهد، نام او را مريم نهاد

    منع : سایت امام زاده محمد هلال
    + نوشته شده توسط کوزه گر در جمعه دوازدهم بهمن 1386 و ساعت 8:49 |
    سيره پيامبر و ائمه

    در طول تاريخ بشريت، كم تر انسانى وجود دارد كه مانند پيامبراسلام تمام خصوصيات زندگى اش به طور واضح و روشن بيان و ثبت‏شده‏باشد.

    خداوند متعال در قرآن كريم كتابى كه خود حافظ اوست (1) و بدون‏هيچ تغييرى تا قيامت‏باقى است‏با زيباترين عبارات و كامل‏ترين‏بيانات، آن حضرت را معرفى نموده و با عالى‏ترين صفات ستوده است.

    خداوند متعال مى‏فرمايد: «انك لعلى خلق عظيم‏»; (2) اى پيامبر!

    تو بر اخلاقى عظيم استوار هستى. ...



    نيز مى‏فرمايد: «محمد رسول‏الله و الذين معه اشداو على الكفاررحماء بينهم. » (3) محمد(ص) فرستاده خداست و كسانى كه با اوهستند در برابر كفار سر سخت و در ميان خود مهربانند.

    محققان، تاريخ نويسان و دانشمندان در ابعاد گوناگون زندگى حضرت‏محمد(ص) سخن گفته‏اند.

    اما ائمه عليهم السلام با نگاهى ژرف و دقيق سيماى آن شخصيت‏بى‏نظير و در يكتاى عالم خلقت را به تماشا نشسته، به معرفى زندگى،مبارزات و آموزه‏هاى آن حضرت پرداختند.

    در اين نوشتار بر آنيم تا گوشه هايى از زندگى و شخصيت‏حضرت‏محمد(ص) را از نگاه امام صادق(ع) به تماشا بنشينيم.

    تولد نور

    امام صادق(ع) به نقل از سلمان فارسى فرمود: پيامبر اكرم(ص)فرمود: خداوند متعال مرا از درخشندگى نور خودش آفريد (4) نيز امام صادق(ع) فرمود: خداوند متعال خطاب به رسول اكرم(ص)فرمود: «اى محمد! قبل از اين كه آسمان‏ها، زمين، عرش و دريا راخلق كنم. نور تو و على را آفريدم...». (5)

    ثقه‏الاسلام كلينى(ره) مى‏نويسد: امام صادق(ع) فرمود: «هنگام ولادت‏حضرت رسول اكرم(ص) فاطمه بنت اسد نزد آمنه (مادر گرامى پيامبر)بود. يكى از آن دو به ديگرى گفت: آيا مى‏بينى آنچه را من‏مى‏بينم؟

    ديگرى گفت: چه مى‏بينى؟ او گفت: اين نور ساطع كه ما بين مشرق ومغرب را فرا گرفته است! در همين حال، ابوطالب(ع) وارد شد و به‏آن‏ها گفت:

    چرا در شگفتيد؟ فاطمه بنت اسد ماجرا را به گفت. ابوطالب به اوگفت: مى‏خواهى بشارتى به تو بدهم؟ او گفت: آرى. ابو طالب گفت:

    از تو فرزندى به وجود خواهد آمد كه وصى اين نوزاد، خواهد بود (6)

    نام‏هاى پيامبر

    كلبى، از نسب شناسان بزرگ عرب مى‏گويد: امام صادق(ع) از من‏پرسيد: در قرآن چند نام از نام‏هاى پيامبر خاتم(ص) ذكر شده است؟

    گفتم: دو يا سه نام.

    امام صادق(ع) فرمود: ده نام از نام‏هاى پيامبر اكرم در قرآن‏آمده است: محمد، احمد، عبدالله، طه، يس، نون، مزمل، مدثر، رسول‏و ذكر.

    سپس آن حضرت براى هر اسمى آيه‏اى تلاوت فرمود. نيز فرمود:

    «ذكر» يكى از نام‏هاى محمد(ص) است و ما (اهل‏بيت) «اهل ذكر»هستيم. كلبى! هر چه مى‏خواهى از ما سؤال كن.

    كلبى مى‏گويد: (از ابهت صادق آل محمد(ع‏» به خدا سوگند! تمام‏قرآن را فراموش كردم و يك حرف به يادم نيامد تا سؤال كنم. (7)

    برخى چهارصد نام و لقب پيامبر(ص) كه در قرآن آمده است، را برشمرده‏اند. (8)

    عظمت نام محمد(ص)

    جلوه نام محمد(ص) براى امام صادق(ع) به گونه‏اى بود كه هر گاه‏نام مبارك حضرت محمد(ص) به ميان مى‏آمد، عظمت و كمال رسول‏خدا(ص) چنان در وى تاثير مى‏گذاشت، كه رنگ چهره‏اش گاهى سبز وگاهى زرد مى‏شد، به طورى كه آن حضرت در آن حال، براى دوستان نيزنا آشنا مى‏نمود. (9)

    امام صادق(ع) گاهى بعد از شنيدن نام پيامبر(ص) مى‏فرمود: جانم‏به فدايش. اباهارون مى‏گويد: روزى به حضور امام صادق(ع) شرفياب‏شدم. آن حضرت فرمود: اباهارون! چند روزى است كه تو را نديده‏ام.

    عرض كردم: خداوند متعال به من پسرى عطا فرمود. آن حضرت فرمود:

    خدا او را براى تو مبارك گرداند چه نامى براى او انتخاب‏كرده‏اى؟ گفتم: او را محمد ناميده‏ام.

    امام صادق(ع) تا نام محمد را شنيد (به احترام آن حضرت) صورت‏مباركش را به طرف زمين خم كرد، نزديك بود گونه‏هاى مباركش به‏زمين بخورد.

    آن حضرت زيرلب گفت: محمد، محمد، محمد. سپس فرمود: جان خودم،فرزندانم، پدرم و جميع اهل زمين فداى رسول خدا(ص)باد! او رادشنام مده! كتك نزن! بدى به او نرسان! بدان! در روى زمين‏خانه‏اى نيست كه در آن نام محمد وجود داشته باشد، مگر اين كه آن‏خانه در تمام ايام مبارك خواهد بود.

    سيماى محمد(ص) (10)

    امام جعفر صادق(ع) فرمود: امام حسن(ع) از دائى‏اش، «هند بن ابى‏هاله‏» (11) كه در توصيف چهره پيامبر(ص) مهارت داشت، در خواست‏نمود تا سيماى دل آراى خاتم پيامبران(ص) را براى وى توصيف‏نمايد. هند بن ابى هاله در پاسخ گفت: «رسول خدا(ص) در ديده‏هابا عظمت مى‏نمود، در سينه‏ها مهابتش وجود داشت .قامتش رسا، مويش‏نه پيچيده و نه افتاده، رنگش سفيد و روشن، پيشانيش گشاده،ابروانش پرمو و كمانى و از هم گشاده، در وسط بينى برآمدگى‏داشت، ريشش انبوه، سياهى چشمش شديد، گونه هايش نرم و كم‏گوشت.دندان هايش باريك و اندامش معتدل بود. آن حضرت هنگام راه‏رفتن با وقار حركت مى‏كرد. وقتى به چيزى توجه مى‏كرد به طور عميق‏به آن مى‏نگريست، به مردم خيره نمى‏شد، به هر كس مى‏رسيد سلام‏مى‏كرد، همواره هادى و راهنماى مردم بود.

    براى از دست دادن امور دنيايى خشمگين نمى‏شد. براى خدا چنان غضب‏مى‏نمود كه كسى او را نمى‏شناخت. اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود،برترين مردم نزد وى كسى بود كه، بيشتر مواسات و احسان و يارى‏مردم نمايد...» (12)

    سعدى با الهام از روايات، در اشعار زيبايى آن حضرت را چنين‏توصيف نمود:

    ماه فرو ماند از جمال محمد سرو نرويد به اعتدال محمد قدر فلك را كمال ومنزلتى نيست در نظر قدر با كمال محمد وعده ديدار هر كسى به قيامت ليله اسرى شب وصال محمد آدم و نوح و خليل و موسى وعيسى آمده مجموع در ظلال محمد عرصه گيتى مجال همت او نيست روز قيامت نگر مجال محمد و آنهمه پيرايه بسته جنت فردوس بو كه قبولش كند بلال محمد شمس و قمر در زمين حشر نتابد نور نتابد مگر جمال محمد همچو زمين خواهد آسمان كه بيفتد تا بدهد بوسه بر نعال محمد شايد اگر آفتاب و ماه نتابد پيش دو ابروى چون هلال محمد چشم مرا تا بخواب ديد جمالش خواب نميگيرد از خيال محمد سعدى اگر عاشقى كنى و جوانى عشق محمد بس است و آل محمد (13)

    اوصاف پيامبر در تورات و انجيل

    خداوند متعال در وصف پيامبر(ص) فرمود:«الذين ءاتينهم الكتب‏يعرفونه كما يعرفون ابناءهم و ان فريقا منهم ليكتمون الحق و هم‏يعلمون‏» (14)

    كسانى كه كتاب آسمانى به آنان داديم، او را همچون فرزندان خودمى‏شناسند; (ولى) جمعى از آنان، حق را آگاهانه كتمان مى‏كنند.

    امام صادق(ع) فرمود:«يعرفونه كما يعرفون ابناءهم‏» زيراخداوند متعال در تورات و انجيل و زبور، حضرت محمد(ص)، مبعث،مهاجرت، و اصحابش را چنين توصيف نمود:«محمد رسول‏الله و الذين‏معه اشداء على الكفار رحماء بينهم...»

    محمد(ص) فرستاده خداست; و كسانى كه با او هستند در برابر كفارسرسخت و شديد و در ميان خود مهربانند. پيوسته آن‏ها را در حال‏ركوع و سجود مى‏بينى، در حالى كه همواره فضل خدا و رضاى او راطلبند. نشانه آن‏ها در صورتشان از اثر سجده نمايان است. اين،توصيف آنان در تورات و توصيف آنان در انجيل است... . (15)

    امام صادق(ع) فرمود: اين، صفت رسول خدا(ص) و اصحابش در تورات وانجيل است. زمانى كه خداوند پيامبر خاتم(ص) را به رسالت مبعوث‏نمود اهل كتاب (يهود و نصارى) او را شناختند اما نسبت‏به اوكفر ورزيدند، همان گونه كه خداوند متعال فرمود: «فلما جاءهم‏ما عرجوا كفروا به‏» (16) هنگامى كه اين پيامبر نزد آن‏ها آمد كه(از قبل) او را شناخته بودند، به او كافر شدند. (17)

    خداوند متعال در قرآن كريم، در وصف پيامبر(ص) مى‏فرمايد: «و ماارسلناك الا رحمه للعالمين‏» (18) ما تو را جز براى رحمت جهانيان‏نفرستاديم. قرآن نيز مى‏فرمايد:اشداء على الكفار رحماءبينهم...»،

    در برابر كفار سرسخت و شديد و در ميان خود مهربانند. اين دوچگونه با هم جمع مى‏شوند؟

    توجه به اين آيه براى طرفدارى انديشه تسامح و تساهل ضرورى است.

    آيا ممكن است كامل‏ترين انسان، كه با كامل‏ترين كتاب آسمانى براى‏هدايت تمام جهانيان مبعوث گرديده است در مقابل دشمنان دين هيچ‏عكس العملى جز مهربانى نداشته باشد؟!

    براى اداره جامعه دينى و بقاى آن بايد در مقابل دشمنان دين‏ايستاد شدت عمل نسبت‏به كافران و مبارزه با آن‏ها براى از بين‏بردن موانع هدايت عين رحمت است.

    برترين مخلوق

    حسين بن عبدالله مى‏گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: آيا رسول‏خدا(ص) سرور فرزندان آدم بود؟ آن حضرت فرمود: قسم به خدا، اوسرور همه مخلوقات خداوند بود. خدا هيچ مخلوقى را بهتر ازمحمد(ص) نيافريد (19)

    امام صادق(ع) در حديث ديگرى فرمود: چون رسول خدا(ص) را به‏معراج بردند جبرئيل تا مكانى با وى همراه بود و از آن به بعداو را همراهى نمى‏كرد. پيامبر(ص) فرمود: جبرئيل، در چنين حالى‏مرا تنها مى‏گذارى؟! جبرئيل گفت: تو برو. سوگند به خدا در جايى‏قدم گذاشته‏اى كه هيچ بشرى قدم نگذاشته و بيش از تو بشرى به آن‏جا راه نيافته است (20)

    معمر بن راشد مى‏گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود: يك نفريهودى خدمت رسول خدا(ص) رسيد و به دقت او را نگريست.

    پيامبر اكرم(ص) فرمود: اى يهودى! چه حاجتى دارى؟ يهودى گفت:

    آيا تو برترى يا موسى بن عمران; آن پيامبرى كه خدا با او تكلم‏كرد و تورات و انجيل را بر او نازل نمود، و به وسيله عصايش‏دريا را براى او شكافت و به وسيله ابر بر او سايه افكند؟

    پيامبر(ص) فرمود: خوش آيند نيست كه بنده خود ستايى كند ولكن(در جوابت) مى‏گويم كه حضرت آدم(ع) وقتى خواست از خطاى خود توبه‏كند، گفت: «اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لما غفرت لى‏»،خدايا! به حق محمد و آل محمد از تو مى‏خواهم كه مرا عفو نمايى.

    خداوند نيز توبه‏اش را پذيرفت. حضرت نوح(ع) وقتى از غرق شدن دردريا ترسيد گفت «اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لماانجيتنى من‏الغرق‏»; خدايا به حق محمد و آل محمد از تو در خواست‏مى‏كنم. مرا از غرق شدن نجات بدهى. خداوند نيز او را نجات داد.

    حضرت ابراهيم(ع) در داخل آتش گفت:«اللهم انى اسالك بحق محمد وآل محمد لما انجيتنى منها»; خدايا! به حق محمد و آل محمد ازتو مى‏خواهم كه مرا از آتش نجات دهى. خداوند نيز آتش را براى اوسرد و گوارا نمود.

    حضرت موسى(ع) وقتى عصايش را به زمين انداخت و در خود احساس ترس‏نمود گفت: «اللهم انى اسالك بحق محمد و آل محمد لما امنتنى‏»;خدايا! به حق محمد و آل محمد از تو در خواست مى‏نمايم كه مراايمن گردانى. خداوند متعال به او فرمود:«لاتخف انك انت‏الاعلى‏» (21) نترس. مسلما تو برترى.

    اى يهودى، اگر موسى(ع) امروز حضور داشت و مرا درك مى‏كرد و به‏من و نبوت من ايمان نمى‏آورد. ايمان و نبوتش هيچ نفعى به حال اونداشت.

    اى يهودى! از ذريه من شخصى ظهور خواهد كرد به نام مهدى(ع) كه‏زمان خروجش عيسى بن مريم براى يارى او فرود مى‏آيد و پشت‏سر اونماز مى‏خواند. (22)

    سياستمدارى پيامبر(ص)

    در عرف جهانى امروز «سياست‏» را به معناى نيرنگ و دروغ براى‏كسب قدرت و سلطه بر مردم تعريف مى‏كنند، اما «سياست‏» در لغت،به معناى «اداره كردن امور مملكت و حكومت كردن است‏». خداوندمتعال پيامبر خاتم(ص) جانشينان بر حق او، ائمه معصومين را ازبهترين سياستمداران شمرده است در زيارت جامعه، در وصف ائمه‏عليهم السلام كه پرورش يافتگان مكتب نبوتند، آمده است: «وساسه‏العباد».

    فضيل بن يسار مى‏گويد: از امام صادق(ع) شنيدم كه به بعضى ازاصحاب قيس ماصر فرمود: خداوند عز و جل پيغمبرش را تربيت‏كرد و نيكو تربيت فرمود. چون تربيت او را تكميل نمود، فرمود:

    «انك لعلى خلق عظيم‏»; تو بر اخلاق عظيمى استوارى. سپس امر دين‏و امت را به او واگذار نمود تا سياست و اداره بندگانش را به‏عهده بگيرد، سپس فرمود: «ما اتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم‏عنه فانتهوا» (23) ، آنچه را رسول خدا براى شما آورد، بگيريد،(و اجرا كنيد) و از آنچه نهى كرد، خود دارى نماييد. رسول‏خدا(ص) استوار، موفق و مويد به روح القدس بود و نسبت‏به سياست‏و تدبير خلق هيچ گونه لغزش و خطايى نداشت و به آداب خدا تربيت‏شده بود،... . (24)

    زهد و وارستگى

    حضرت محمد(ص) هرگز نسبت‏به دنيا و لذايذ زودگذر آن ميلى نشان‏نداد و به آن، توجهى نكرد. آن حضرت براى هدايت مردم و رساندن‏آن‏ها به سعادت دنيا و آخرت وارد عرصه سياست‏شد.

    امام صادق(ع) مى‏فرمايد: روزى رسول خدا(ص) در حالى كه محزون‏بود، از منزل خارج شد فرشته‏اى بر او نازل شد، در حالى كه كليدگنج‏هاى زمين را به همراه داشت. فرشته گفت: اى محمد(ص)، اين‏كليدهاى گنج‏هاى زمين است. پروردگارت مى‏فرمايد: اين كليدها رابگير و در گنج‏هاى زمين را باز كن و آنچه مى‏خواهى از آن استفاده‏نما. بدون اين كه نزد من ذره‏اى از آن‏ها كم شود.

    كسانى دور آن جمع مى‏شوند كه عقل ندارند.

    فرشته گفت: به آن خدايى كه تو را به حق مبعوث نمود! وقتى درآسمان چهارم كليدها را تحويل مى‏گرفتم، همين سخن را از فرشته‏ديگرى شنيدم. (25)

    ابن سنان مى‏گويد: امام صادق(ع) فرمود: مردى نزد پيامبر(ص) آمد،در حالى كه آن حضرت روى حصيرى نشسته بود كه زبرى آن بر بدن آن‏حضرت اثر گذاشته بود، و بر بالشى از ليف خرما تكيه نموده بود،كه بر گونه‏هاى گلگونه‏اش نفوذ كرده بود. آن مرد در حالى كه‏جاهاى اثر كرده را مسح مى‏نمود، گفت: كسرى و قيصر (پادشاهان‏ايران و روم) هرگز چنين راضى نمى‏شوند و بر حرير و ديبامى‏خوابند و تو (كه سرور مخلوقات خدايى) بر اين حصير!

    پيامبر(ص) فرمود: به خدا من از آن‏ها برتر و گرامى‏تر هستم. من‏كجا و دنيا كجا! مثال زورگذر بودن دنيا، مثال شخصى است كه بردرختى سايه دار عبور مى‏كند، لحظه هايى از سايه درخت استفاده‏مى‏كند و وقتى سايه تمام شد، از آن جا كوچ مى‏كند و درخت را رهامى‏كند.. (26)

    به عنوان حسن ختام، به ذكر خطبه‏اى از آن حضرت در توصيف‏پيامبر(ص) اكتفا مى‏كنيم.

    خطبه امام صادق(ع) در وصف حضرت محمد(ص)

    برد بارى، وقار و مهربانى خدا سبب شدتا گناهان بزرگ و كارهاى‏زشت مردم مانع نشود كه دوست‏ترين و شريف‏ترين پيغمبرانش، يعنى‏محمد بن عبدالله(ص) را براى مردم بر گزيند.

    محمد بن عبدالله(ص) در حريم عزت تولد يافت: در خاندان شرافت‏اقامت گزيد، حسب و نسبش آلوده نگشت، صفاتش را دانشمندان بيان‏كردند و حكميان در وصفش انديشه نمودند، او پاكدامنى بى نظير،هاشمى نسبى بى مانند و بى مانندى از اهل مكه بود.

    حيا صفت او بود و سخاوت طبيعتش، بر متانت‏ها و اخلاق نبوت سرشته‏شده بود. اوصاف خويشتن دارى‏هاى رسالت‏بر او مهر شده بود تا آن‏گاه كه مقدرات و قضا و قدر الهى عمر او را به پايان رسانيد وحكم حتمى پروردگار او را به سرانجامش منتهى ساخت. هر امتى، امت‏پس از خود را به آمدنش مژده داد. نسل به نسل از حضرت آدم تاپدر بزرگوارش، عبدالله، هر پدرى او را به پدر ديگر تحويل داداصل و نسبش به ناپاكى آميخته نشد و ولادت او با ازدواج نا مشروع‏پليد نگشت. ولادتش در بهترين طايفه، گرامى‏ترين نواده (بنى‏هاشم)، شريف‏ترين قبيله (فاطمه مخزوميه) و محفوظترين شكم باردار (آمنه دختر وهب) و امانت دارترين دامن بود.

    خدا او را برگزيد، پسنديد و انتخاب كرد سپس كليدهاى دانش وسرچشمه‏هاى حكمت را به او داد. او را مبعوث نمود تا رحمت‏بربندگان و بهار جهانيان باشد.

    خداوند كتابى را بر او نازل كرد، كه بيان و توضيح هر چيزى درآن است و آن را به لغت عربى، بدون هيچ انحرافى قرار داد، به‏اميد اين كه مردم پرهيزكار شوند. آن را براى مردم بيان كرد ومعارف آن را روشن ساخت و با آن، دينش را آشكار ساخت و واجباتى‏را لازم شمرد و حدودى را براى مردم وضع نمود و بيان كرد. آن‏هارا براى مردم آشكار نمود و آن‏ها را آگاه ساخت. آن حضرت در آن‏امور، راهنمايى به سوى نجات و نشانه‏هاى هدايت‏به سوى خدامى‏باشد.

    رسول خدا(ص) رسالتش را تبليغ كرد، ماموريتش را آشكار ساخت،بارهاى سنگين نبوت را كه به عهده گرفته بود، به منزل رسانيد وبه خاطر پرورگارش صبر كرد و در راهش جهاد نمود.

    با برنامه‏ها و انگيزه‏هايى كه براى مردم پى ريزى نمود و مناره‏هايى كه نشانه‏هاى آن را بر افراشت، براى امتش خير خواهى كرد، وآن‏ها را به سوى نجات و رستگارى فرا خواند و به ياد خدا تشويق وبه راه هدايت دلالت كرد، تا مردم پس از او گمراه نشوند. آن حضرت‏نسبت‏به مردم دلسوز و مهربان بود.

    منبع : سایت امام زاده محمد هلال آران
    + نوشته شده توسط کوزه گر در جمعه دوازدهم بهمن 1386 و ساعت 8:47 |

    1-   نبايد در استفاده از تشويق زياده روی كرد .زياده روی در

     

    تشويق اولاً موجب بی ارزش شدن آن می شود ، ثا نياً اين

     

    توقع را در او وجود می آورد كه در برابر كاری ، هر چند

     

    مورد تشويق قرار بگيرند ، به طوری كه اگر تشويقی در

     

    كار نبا شد نمی تواند به وظيفه ی خود عمل كند و اين نوع

     

    بد آموزی است كه تربيت ، كودك اثر سوء بر جای می گذارد .

     

          از اين رو ، تشويق  نبايد پيوسته و دائمی باشد بلكه

     

               بايد گاه گاه باشد تا شخصيت كودك شكل بگيرد .

     

    2-   تشويق ، بويژه زمانی كه به صورت  تحسين و تجليل است نبايد

     

    طوری باشد كه ايجاد غرور و خود بينی در كودك كند .

     

    3-   دليل تشويق بايد كا ملاً روشن باشد يعنی او بايد بداند كه به دليل                    

     

    چه كاری مورد تشويق  قرار می گيرد .

     

    4-   تشويق بايد با عملی كه از فرد سرزده است تناسب داشته باشد .

     

    5- تشويق نبايد حا لت رشوه به خود بگيرد .

     

    + نوشته شده توسط کوزه گر در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 و ساعت 16:55 |
    رفتارها - ترجمه - جمیله احمدپور
    اين مقاله حاصل تأملات و تجارب يك روانشناس بالینی در مورد اصول و یا قواعد لازم برای رسیدن به اهداف و خواسته‌ها است.
    1- چیزی را که خواهان آن هستید، یا موفق به کسب آن می‌شوید و یا موفق نمی‌شوید. پس حداکثر سعی خود را بکنید تا جزء افرادی باشید که موفق می‌شوند.
    - تشخیص افرادی که می‌دانند که چه کاری برای رسیدن به خواسته‌شان باید انجام دهند و برنامه مشخصی برای این کار دارند، کار مشکلی نیست.
    برای موفق شدن در هر کاری ابتدا باید اطلاعات لازم برای رسیدن به خواسته‌تان را جمع‌آوری کنید. این اطلاعات و مهارت‌ها برای موفقیت شما ضروری هستند. با کسب آمادگی لازم برای این کار، سعی کنید چگونگی بازی و قواعد آن را پیدا کنید.
    - برنامه‌ریزی و جمع‌آوری اطلاعاتی که در مورد خودتان یا افرادی است که با آنها سر و کار دارید و یا اطلاعاتی درباره شرایط و وضعیت موجود است.
    2- شما خود به‌وجود آورنده تجربه‌هایتان هستید پس خودتان باید مسئولیت زندگی‌تان را بپذیرید.
    - شما نمی‌توانید از مسئولیت اینکه چرا و چگونه زندگی‌تان این‌گونه است شانه خالی کنید.
    - هرگز نقش یک قربانی را بازی نکنید و از وقایع گذشته برای خود بهانه سازی نکنید.
    - هر انتخابی که می‌کنید مثلاً انتخاب افکاری که به آن می‌اندیشید، دارای نتایج و عواقبی هستند. زمانی که شما رفتار یا فکر خاصی را انتخاب می‌کنید در حقیقت خود شما، نتایج و عواقب آن را انتخاب کرده‌اید.
    3- مردم کاری را انجام می‌دهند که نفع یا سودی برایشان داشته باشد، بنابراین مشخص کنید که رفتار شما چه منافعی برای‌تان دارد و یا رفتار دیگران چه منافعی برای‌شان دارد؟
    - حتی بدترین رفتارهای ممکن هم، منافعی دارند زیرا اگر از رفتاری که می‌کنید هیچ سود و منفعتی عایدتان نمی‌شد، مسلماً آن رفتار را انجام نمی‌دادید.
    - منافع حاصل از یک رفتار بخصوص را مشخص کنید، چون شما نمی‌توانید رفتاری را ترک کنید مگر اینکه از منافع حاصل از آن رفتار آگاهی پیدا کنید.
    - دقت کنید که ممکن است رفتار شما به خاطر ترس از طرد شدن باشد. مسلماً تغییر نکردن کار آسان‌تری است، ولی شما باید سعی کنید چیزهای تازه و نویی را امتحان کنید و یا در مسیر جدید گام بردارید.
    4- تا به وجود مسئله‌ای اقرار و اعتراف نکرده باشید نمی‌توانید آن‌را تغییر دهید. پس سعی کنید در ارتباط با زندگی و افراد، با خودتان صریح و شفاف باشید.
    - اگر نخواهید و یا نتوانید که آگاهانه به رفتارهای منفی، ویژگی‌های شخصیتی و الگوهای زندگی‌تان اقرار و اذعان داشته باشید، پس نمی‌توانید آنها را تغییر دهید.
    - اقرار و اعتراف کردن به چیزی، در حقیقت سیلی‌زدن به خودتان به هنگام مواجهه با واقعیت است و این که شما هزینه و تاوان هر کاری را می‌پردازید، به خودتان دروغ نمی‌گویید، انکار نمی‌کنید و حالت تدافعی هم نمی‌گیرید.
    - شرایط و موقعیت فعلی شما چیست؟ اگر می‌خواهید برنامه‌ریزی درستی برای زندگی‌تان داشته باشید، پس باید موقعیت و شرایط فعلی زندگی‌تان را به طور شفاف و روشن مشخص کنید. زندگی شما برای تغییر کردن، در وضعیت خیلی بدی نیست و خیلی دیر هم نشده است.
    5- در زندگی به عمل شماست که پاداش داده می‌شود، پس تصمیمات‌تان را با دقت اتخاذ کنید و سپس عمل کنید و به ياد داشته باشید که به افکار بدون عمل در این جهان اهمیتی داده نمی‌شود.
    - آگاهی، درک و درایت خود را به فعالیت‌های هدف‌دار، بامعنی و سازنده مبدل کنید زیرا در غیراین‌صورت ارزشی نخواهد داشت. خود و دیگران را بر اساس خواسته‌ها و یا گفته‌ها ارزیابی نکنید بلکه بر اساس عملکرد ارزیابی کنید.
    - برای اینکه از وضعیتی که در حال حاضر در آن به سر می‌برید، خارج شده و به جایی که می‌خواهید برسید، سختی و زحمت را تحمل کنید.
    - در نظر داشته باشید که این ریسک را به خاطر خودتان است که می‌پذیرید چون قرار نیست رویاهای شما از بین بروند.
    6- آنچه هست، واقعیت محض نیست، بلکه فهم و درک ما از آن واقعیت است که وجود دارد. پس پنجره‌ها یا دریچه‌هایی را که شما از طریق آن به این دنیا نگاه می‌کنید بشناسید و گذشته خود را بدون اینکه کاملاً تحت کنترل آن قرار گیرید، بپذیرید.
    - شما فقط از طریق فهم و درک خودتان است که این دنیا را می‌شناسید و تجربه می‌کنید و توانایی این کار را نیز دارید که خودتان چگونگی درک خود را از هر واقعه‌ای، انتخاب کنید.
    - چون همه ما دنیا را از طریق پنجره‌های شخصی خودمان می‌بینیم، این امر بر چگونگی تعبیر و تفسیر ما از وقایع و پاسخ‌های ما و پاسخ‌های داده شده به ما تاثیر می‌گذارد. بنابراین عواملی را که بر نوع و طرز نگاه شما موثر هستند، بشناسید تا بتوانید عکس‌العمل مناسبی در برخورد با آنها نشان دهید.
    - این پنجره‌ها و یا دریچه‌های شخصی، ترکیبی از عقاید ثابت و یا افکار منفی است که در نوع نگاه و دیدگاه شما، وجود دارند.
    - اگر با بررسی و ارزیابی دیدگاه‌های قبلی، نظام افکار و عقاید خود را مجدداً سازماندهی کنید، درک و بینش جدیدی بدست خواهید آورد.
    7- زندگی، مدیریت کردن است پس یاد بگیرید که مسئولیت زندگی‌تان را به عهده بگيريد.
    - شما مدیر زندگی خودتان هستید که هدفتان، اداره کردن زندگی به نحوی است که نتایج خوبی در برداشته باشد.
    - مدیریت موثر زندگی به این معنی است که شما در مرحله آماده شدن برای رسیدن به هدفتان، در کنترل خود، در کنترل احساسات، در مواجهه با سایر افراد، در مرحله اجرا، در مواجهه با ترس و سایر ابعاد، بیش از پیش به خودتان نیاز دارید و بایستی با حداکثر تعهد، سرعت و هدایتی که می‌توانید انجام دهید.
    - کلید مدیریت زندگی، داشتن یک استراتژی است. اگر شما برنامه‌ای روشن و شفاف و همچنین شجاعت، تعهد و انرژی لازم برای این استراتژی را داشته باشید، موفق خواهید شد.
    8- ما به مردم یاد می‌دهیم که چگونه با ما رفتار کنند. پس به جای شکایت کردن، مسئولیت طرز رفتار مردم را با خودتان به عهده بگیرید.
    - شاید به مردم یاد داده باشید که چگونه با شما احترام‌آمیز رفتار کنند و شاید این کار را نکرده باشید. این بدین معنی است که شما تا حدی مسئول رفتار نامناسب دیگران با خودتان هستید.
    - اگر مردم رفتار نامناسبی با شما دارند، ببینید که شما چه کاری انجام داده‌اید که آن رفتار را تقویت کرده و یا باعث آن رفتار شده است؟
    - چون مسئولیت با خودتان است‌، می‌توانید در هر موقع و برای هر مدتی رابطه‌تان را بازبینی کنید.
    9- نیرو و انرژی زیادی در بخشش وجود دارد، پس چشمان خود را باز کنید و ببینید تحت تاثیر کدام خشم یا کینه‌ قرار گرفته‌اید. نیرو و انرژی خود را از کسانی که باعث رنجش شما شده‌اند بازپس بگیرید.
    - تنفر، عصبانیت و کینه، ویران‌کننده هستند و باعث تضعیف و تحلیل قلب و روح انسان می‌شوند که قطعاً با آرامش درونی و احساس شادی منافات دارند.
    - بخشش شما را از تنفر، عصبانیت و کینه رها می‌سازد. تنها راه خلاصی از اثرات منفی رابطه‌ای که موجب ناراحتی و رنجش شما شده است، کمک گرفتن از اخلاقیات و بخشش کسانی است که موجب ناراحتی و آزردگی شما شده‌اند.
    10- قبل از اینکه چیزی را بخواهید باید اسم آن را بدانید، پس به وضوح مشخص کنید که چه می‌خواهید.
    - از اهداف اصلی زندگی‌تان تا خواسته‌های روزمره‌تان‌، لازم است بدانید که چه می‌خواهید.
    - با تعریف دقیق اهداف‌تان، انتخاب‌های شما جهت‌دار خواهد شد و خواهید توانست رفتارها و انتخاب‌های لازم را برای رسیدن به اهداف‌تان، مشخص کنید.
    - برای رسیدن به آنچه که می‌خواهید، شهامت لازم را داشته و واقع‌بین باشید. البته فقط در صورتی که خود را لایق و مستحق آنچه می‌خواهید، بدانید، شهامت لازم را کسب خواهید کردید.

    + نوشته شده توسط کوزه گر در چهارشنبه دهم بهمن 1386 و ساعت 17:51 |
    سلامت روان ، نياز انسان و جهان


    سلامت روان را به لحاظ علمي چطور تعريف مي کنيد؟
    سلامت روان چيزي جدا از تعريف کلي سلامت نيست چراکه روان با تماميت انسان رابطه دارد و زماني ميسر مي شود که فرد هيچ احساس ناخوشايند و نامطلوبي از زندگي نداشته باشد و ديگران ازجمله پزشکان هم او را در حد طبيعي بدانند بنابراين احساس امنيت خاطر، شادماني بموقع ، اندوه بموقع ، خواب و خوراک و انرژي به اندازه مي تواند نشان دهنده سلامت روان باشد. ملاحظه مي کنيد در اينجا به چند فاکتور جسمي اشاره شد زيرا بهداشت روان جدا از بهداشت جسمي و عمومي نيست.
    به ندرت پيش مي آيد که فرد وضعيت جسمي غيرطبيعي داشته و سلامت جسم او مختل شده باشد اما از نظر روان هيچ مشکلي نداشته و کاملا در وضعيت مناسب و مطلوبي باشد.اين مساله در بيماران قلبي ، مبتلايان به بيماري هاي مزمن ريوي و بسياري مشکلات ديگر قابل مشاهده است.
    عکس اين موضوع هم صادق است.
    يعني کسي که از بيماري رواني رنج مي برد و براي مثال به اسکيزوفرني مبتلا است ، ابتدا يک بخش جسمي يعني مغز او دچار اختلال شده و تغييراتي در آن رخ داده که موجب عدم تعادل عملکرد آن شده و تظاهرات رواني آن به صورت بيماري اسکيزوفرنيا بروز کرده است.

    مهمترين بيماري هاي رواني کدامند؟ و در کشور ما کدام يک شايع ترند؟
    اگر از نظر شيوع بيماري در نظر بگيريم ، افسردگي و اضطراب مهمترند اما از نظر نتيجه پاياني بايد گفت بيماري هايي مانند اسکيزوفرني مهمترند زيرا مسير شديدتري دارند، درمانشان دشوارتر و طولاني تر است و معمولا نتايج کمتري به دست مي آيد. پس از آن بيماري هاي دوقطبي ، انواع زوال هاي عقلي و برخي اختلالات شخصيت به لحاظ نتايج بدترين نوع بيماري هاي رواني اند، اما خوشبختانه براي همه اين اختلالات درمان وجود دارد. در کشور ما و البته در همه جهان افسردگي شايع ترين بيماري رواني است.

    آيا آمار مشخصي را براي مبتلايان به بيماري رواني در کشورمان در اختيار داريد و اين اختلالات در ميان کدام جنس بيشتر است؟
    البته براي به دست آوردن آمار دقيق در اين باره تلاش بيشتري بايد صورت گيرد ولي مطمئنا آمار پاييني نيست اما بين دو جنس مسلما در خانمها بيشتر است.
    اصولا خانمها به دلايل متعدد در هرجاي دنيا که باشند تحت شرايطي قرار دارند که گرچه طبيعي هستند تغيير و تحولاتي را سبب مي شوند که پيامدهاي رواني آنها اجتناب ناپذير است. قاعدگي ، بارداري با مشکلات عديده اي که به همراه دارد، يائسگي ، فشارهاي اجتماعي و به نوعي تبعيض هاي شغلي که در همه کشورهاي جهان به چشم مي خورد، همگي عواملي هستند که شيوع بيماري رواني در زنان را افزايش مي دهد. علاوه بر اين که زنها به لحاظ عاطفي و هيجاني آسيب پذيرترند.

    رايج ترين روشهاي درماني بيماري هاي روان کدامند؟
    رايج ترين روشهاي درمان بيماري هاي روان ، روان درماني و درمان هاي دارويي هستند البته برخي روشهاي ديگر هم گاهي به کار مي رود اما عمدتا از اين دو گروه براي رفع اختلالات روان استفاده مي شود.
    روان درماني يا سايکوتراپي نحوه برخورد با حوادث را به شخص مي آموزد و به او کمک مي کند به علت بيماري خود پي برده و تغييرات مثبتي را در شيوه زندگي خود اعمال کند. اين روش مي تواند به عنوان بخش مهمي از درمان افسردگي يا اختلال دو قطبي در نظر گرفته شود. دارو درماني همان طور که از نامش پيداست، مستلزم استفاده از داروهاست که به بازگشت تعادل مواد شيميايي در مغز کمک مي کنند. انواع داروها شامل داروهاي ضداضطرابي ، ضدافسردگي ، آنتي سايکوتيک و آنتي مانيک و تثبيت کننده هاي خلق و غيره هستند.


    ارتقاي سلامت
    افراد واکسيناسيون در مقابل بيماري هاي رواني هم امکان پذير است. اگر افراد مطابق سنت جامعه خودشان و اصول صحيح آن تربيت شده و در مراحل رشد و تربيت و آموزششان با حکمت و فرهنگ بومي خود و ميراث فرهنگي جهان آشنا گشته باشند ، بايدها و نبايدها را از نظر زندگي بياموزند و از طرفي حکومت ها امکانات و شرايط آرامش رواني افراد جامعه را مهيا سازند ، مسلما نوعي مصنويت در برابر اختلالات روان فراهم مي شود.
    اغلب مشکلاتي که بهداشت رواني را به خطر مي اندازد ، به دست خود بشر ايجاد مي شود.
    سيستم هاي اقتصادي که منجر به تبعيض و فقر مي شود، جنگ ، تهاجمي که در ذات بشر نهفته است ، زياده طلبي هاي او و بويژه زندگي اجتماعي که به جبر تشکيل داده از عمده مسائلي هستند که اگر رعايت شوند واکسينه مي شويم.
    درمان بيماري هاي جسمي که در اثر مزمن شدن معمولا ناتوان کننده بوده منجربه افسردگي و اضطراب مي شوند، بهره مندي از هواي پاک ، ترافيک روان ، تامين منابع غذايي سالم و همه شرايط متعادل محيطي در ارتقاي سلامت افراد جامعه تاثير دارند.
    و بالاخره يکي ديگر از روشهاي درماني که در موارد حاد به کار مي رود شوک درماني است که در آن از شوک الکتريکي براي بازگرداندن بيمار تهاجمي به حالت عادي استفاده مي شود.

    چرا گاهي بيماري هاي رواني و ويژگي جنون يکسان تلقي مي شوند؟
    اين فقط يک نامگذاري است و در واقع مشکل تاريخي دارد. در گذشته معتقد بودند فرد مبتلا به بيماري رواني ، جن و ديو وارد بدنش شده است و بيمار رواني به غلط و بر مبناي عدم آگاهي و جهل موجود ديوانه و مجنون ناميده مي شد که به همراه خودش انگي را آورده است.
    از نظر علم روانپزشکي بيمار رواني دچار اختلالات ذهني مي شود، اما ديگران از جمله عوامل حقوقي تعبير به زوال عقل مي کنند و برداشت قانوني اجتماعي از يک مساله پزشکي صورت مي گيرد.

    افراد چه زماني نياز دارند به روانپزشک مراجعه کنند؟
    هر گاه علائم شايع خودشان را نشان دهند. حتي گاهي درد ممکن است نشانه خوبي براي اختلالات رواني باشد. به طور کلي دردهاي طولاني بدون عامل مشخص ، تغيير در تحمل شخص ، تغيير در خورد و خوراک ، خواب و انرژي و احساس پايين آمدن آستانه تحريک پذيري مي توانند مشخصه آغاز بيماري هاي رواني باشند.

    آيا درمان کامل و بدون عود بيماري هاي رواني ممکن است؟
    بله. اين امکان وجود دارد. بعضي بيماري ها مثل اختلالات دوقطبي ، اسکيزوفرني يا افسردگي عودکننده اند، اما راه جلوگيري از عود آنها را يافته و داروهايي توليد شده اند که از بازگشت بيماري جلوگيري مي کنند. گاهي بيماري ذاتا عودکننده نيست اما با قرار گرفتن در شرايطي که مجددا منجر به شکستن فرد شود، عود بيماري باز هم صورت مي گيرد و بالاخره گاهي برخي عودها به قطع مصرف داروها مربوط مي شود چون هنوز مغز براي مقابله با بيماري به دارو نياز دارد و افراد آن را از داروي موردنيازش محروم مي کنند.

    مهمترين ابزار تشخيصي در روانپزشکي چه هستند؟
    مصاحبه با بيمار و اطرافيان او، توجه به علائم ، سابقه خانوادگي افراد ابزار عمده تشخيص اختلالات روان در افراد محسوب مي شوند.

    آيا نبايد بيمارستان هاي عمومي هم بخش روانپزشکي داشته باشند؟
    واقعيت اين است که بايد اين طور باشد و در همه دنيا نيز صورت گرفته است. در زمان ساسانيان و در قرن ششم هجري در يزد چنين مواردي را داشتيم. متاسفانه مقاومتي وجود دارد که ناشي از کمي اطلاع از بيماري هاي رواني است البته مسلما اين کار در مورد گروه خاصي از بيماران رواني ممکن نيست.
    چندين سال است بخشنامه وزارتي صادر شده به بيمارستان هاي دولتي که 10درصد تختهاي خود را به بيماران رواني اختصاص بدهند ، اما خودداري مي کنند. مشکل ديگر خودگردان شدن بيمارستان هاست که فشار آن بر مردم اعمال مي شود که به دليل عدم برخورداري از بيمه مناسب بايد به بيمارستان پول پرداخت کنند و بخش روانپزشکي به علت اين که درآمد قابل ملاحظه اي را در مقايسه با ساير بخشها عايد بيمارستان ها نمي کند معمولا داير نمي شود.
    اميدواريم اين مشکلات با تغيير ديدگاه ها نسبت به بيماري و بيمار رواني رفع شود و در کنار افزايش امکانات درماني ، گامهاي موثرتري هم در ارتقاي سلامت روان جامعه صورت گيرد.

    منبع : خانواده ما

     

    + نوشته شده توسط کوزه گر در چهارشنبه دهم بهمن 1386 و ساعت 17:47 |

    دين مردم به سرعت از بين می رود

     

    در كتاب غيبت شيخ طوسی است كه امام

     

    محمد باقر (ع) فرمودند . ای گروه شيعه ی

     

    آل محمد شما مانند سرمه ئی كه به چشم

     

    می كنند و بعد نابود می شود .چنين

     

    خواهد شد كسی كه سرمه به چشم

     

    می كند می داند چه وقت سرمه كشيده

     

    ولی نمی داند چه موقع از بين رفته                     

     

    است زمانی می شود بعضی از شما هم

     

    صبح می شود در حالتی كه خود را متدين

     

    بشريعت و امر ماآل محمد می بيند ولی

     

    شب می كند در حالتی كه از آن بيرون رفته

     

    است و در شب خود رامتدين بشريعت و امر

     

     ما می بيند ولی چون صبح می كند ازآن

     

    خارج شده است .

     

    + نوشته شده توسط کوزه گر در سه شنبه نهم بهمن 1386 و ساعت 7:3 |

          اَلا كه راز خدايی خدا كند كه بيايی‌

         تونو غيب نمايی ، خدا كند كه بيايی

     

       شب فراق تو جا نا خدا كند به سرآيد

     

        سر و آيد و بر آيی ، خدا كند  که بيايی

     

     دمی كه بی تو سر آيد  خدا كند كه نباشد

     

       الا كه هستی مايی‌، خدا كند كه بيای

     

     به هر دعا كه توانم ، تو را هميشه بخوانم

     

      الا كه روح دعايی ، خدا كند كه بيايی

     

      نظام نظم جهانی ، امام عصر زمانی

     

        يگانه راهنمايی ، خدا كند كه بيايی

     

      تو مشعر ی  عرفاتی ، تو زمزمی تو صفايی

     

       تو رمز آب بقايی ، خدا كند كه بيايی

     

      تو بگذر از سفر خود ، ببين به پست سر خود

     

       چه محشری چه بلائی ، خدا كند كه بيايی  

     

      دل مدينه شكسته حرم به راه نشسته

     

       تو مروه ای تو صفايی ، خدا كند كه بيايی

     

       قسم به عصمت زهرا ،  بيا زغيبت كبری

     

     ديگر بس است جدايی ، خدا كند كه بيايی


    + نوشته شده توسط کوزه گر در دوشنبه هشتم بهمن 1386 و ساعت 20:35 |

      مقدمه :

     

     درميان مهارتهای پايه ، نوشتن از ملموس ترين مهارت نام گرفته است .              

     

    تفا وت نوشتن با ساير مهار تها یارتبا طی اين است كه نوشتن سندی

     

     كتبی ازخود به جای می گذارد. كاستيهای نوشتن با دست با نام مشكلات

     

        ديداری حركتی (جانسون ، و ما يكل باست 1977)  و نارسانويسی

     

    خوانده شده است.خوانده شده نوشتن در بين كودكان با صدمات مغزی ،

     

    خفيف مغزی و كودكان با نارسيهای ويژۀ ياد گيری اكثراَ ديده می شود .

     

     اصطلاح ديس گرافی ياد گيری اكثراَ ديده می شود . اصطلاح ديس

     

    گرافی برای كودكانی كه علی رغم هوش طبيعی بسيار بد خط

     

     می نويسند بكار می رود.عمل نوشتن در واقع با چند مها رت بسيار

     

     مشخصّ ، ازجمله توانا يی نگهداری موضوع در ذهن ، تنظيم

     

       موضوع به صورت كلمه ها ، ترسيم گرافيكی شكل

     

    شكل هر حرف وكلمه ،بكار گيری صحيح ابزار نوشتن ،

     

     وداشتن حافظه ديداری و حركاتی كافی ، سرو كار دارد

     

      بدين ترتيب جای شگفتی نيست كه بسياریاز كودكان

     

     مبتلا به ناتوانی يادگيری از فعا ليتهای زبان

     

     

     نوشتاری بيزار وتا حدّ امكان از آن گريزانند.

     

     

    اكثر متخصصان  برای نوشتن نقش اساسی قائل

     

     هستند در مواردی كه دشواريهای نوشتنی كودكان آن

     

    چنان شد يد است كه با روشهای آموزش ويژه قابل

     

    قابل اصلاح نيست از ماشين تحرير برای نوشتن

     

    ا ستفاده می شود.از نظر تلفظ و نوشتن نسبت به

     

     

    دوستان عادی خود تفا وتها يی دارند.   L d 

     

    بعضی از  محققان مشكلات  كودكان نوشتن بچه ها

     

     را با مشكلات خواندن آنها مرتبط می دانند. 

     

                                                                                                                

     

     

                                                           

                

     

                     

     

    + نوشته شده توسط کوزه گر در یکشنبه هفتم بهمن 1386 و ساعت 19:53 |

     


    حضرت محمدهلال بن علی(ع) از فرزندان بلافصل امیرالمؤمنین علی(ع)است. مادر او امامه دختر ابی العاص و زینب دختر رسول خدا (ص) میباشد. امامه بعد از حضرت فاطمه(سلام الله علیها ) و بنابر وصیت او به عقد حضرت علی(ع) درمیآید. بنابراین حضرت محمد هلال که در برخی تذکره ها محمد اوسط هم آمده از طرف پدر، فرزند علی(ع) و از طرف مادر با دو واسطه به رسول خدا(ص) میرسد.

    برای مطالعه ادامه مطلب ...کلیک کنید

    + نوشته شده توسط کوزه گر در شنبه ششم بهمن 1386 و ساعت 21:27 |

     

    از كتاب مستدرك الوسائل است كه رسول خدا صلی اله

    عليه و آله فرمودند زما نی به مردم می رسد كه از علماء

    فرار می كنند مانند آن كه گوسفند از گرگ فرار كند

    ( در آن زمان ) خدا مردم را به سه چيز مبتلا می كند

    اول آنكه بركت را از اموال ايشان بر می دارد                                            

    دوم آنكه سلطان جائر و ظالم بر آنها مسلط می كند

    سوم آنكه بی ايمان از دنيا خارج می شو ند .

     

    + نوشته شده توسط کوزه گر در شنبه ششم بهمن 1386 و ساعت 15:12 |
     

    1-   تنها يكی از آثار « دعا برای تعجيل فرج » تسريع در امر ظهور امام عصر (عج) 

     

    است اين دعا آثار و بركات فراوانی هم چون  آمرزش گنا هان ، نزول نعمت ، دفع بلا ها

     

    طول عمر ، وسعت رزق ورود به بهشت ، نا ئل شدن به شفاعت اهل بيت  (ع) ، امان از

     

      تشنگی روز قيامت و .... دارد

     

    2-   بار ديگر تأ كيد می كنيم كه دعا در فرارسيدن زمان ظهور ، اثر قطعی دارد و ترك

     

    آن موجب تأ خير در امر فرج خواهد شد و از دقت در حديث بنی اسرائيل و

     

     ساير روايا ت استفاده می شود كه امر ظهور بَداپذير است .

     

    3-   برخی نيز می گويند ما گنه كاريم ، لياقت نداريم برای امام زمان دعا كنيم لقمه ها

     

    اشكا ل دارد !اين گونه مطا لب از ترفند های شيطان برای بازداشتن ما از دعا برای

     

      فرج به حسا ب می آيد . دعا برای امام زمان (عج)  ، ما را به امام زمان نزديك تر      

     

      می كند .

     

    4-   نبايد دعا برای فرج را هم رديف بقيه ی دعا ها دانست و اين مسئله ی مهم نبايد به

     

    امر كليشه ای وتشريفاتی تبديل شود ، نبايد دعا برای فرج را به انتها مجلس دعا و

     

     ذكر آن هم پس از دعا برای با نی مجلس، مريض مدّ نظر ، ملتمسين دعا و اموات

     

        حاضرين ! موكول نمود . در صدر همه ی حاجت ها  ،

     

     دعا برای ظهور امام عصر (عج)  است به يك يا دو دعا نيز نبايد بسنده كرد .

     


     

    + نوشته شده توسط کوزه گر در شنبه ششم بهمن 1386 و ساعت 13:34 |

      

    امام صادق (ع) در حا لی كه به شدت می گريست

     

    اين گونه باامام زمان (ع) گفتگو می كرد : مولای من

     

    غيبت توخواب را از چشم گرفته و آسايش مرا در

     

     هنگام خواب تنگ كرده است و آرامش و راحتی

     

     قلبم را گرفته  است . آقای من ، غيبتت فاجعه درد ناك

     

     شد كه مصيبت ما را در آن پيوسته و ابدی ساخت .

     

     

     

    + نوشته شده توسط کوزه گر در جمعه پنجم بهمن 1386 و ساعت 19:20 |

     

    درجه بندی كودكان از نظر توان هوشی :

                                  

     بهره ی هوشی                                      طبقه بندی

     

    1ـ 120 و بالا                           خيلی برجسته  very  superior 

     

    2 ـ 129 ـ 120                         برجسته            superior

     

    3ـ 129 ـ 110                           درخشان              Bright

     

    4 ـ  109ـ‌ 90                             متوسط            Average

     

    5 ـ 89 ـ 75                               دير آموز        slow    learner  

     

    6 ـ 74 ـ 70 تا 50                      آموزش پذير       Educabele      

     

    7- 49 ـ 45تا 25                         تربيت پذير          Train able     

     

    8 ـ 25 و پايين تر                         حمايت پذير           ustodid C

                                  

    + نوشته شده توسط کوزه گر در جمعه پنجم بهمن 1386 و ساعت 9:58 |

     

    از كتاب شيخ مفيد است كه حضرت صادق (ع) فرمودند چون قائم

    آل محمد قيام كند مابين مردم به حكم حضرت داود ( س)

    حكم  می كند  و  احتياج  به  دليل  و  شاهد  ندارد  خدا

     (در واقع مطلب را ) به آن حضرت اِلهام می كند پس

    بعلم خودش حكم می كنند و به هر قومی خبر می دهد

    كه  چه  در نيت گرفته اند  و  دوست و دشمن  خود  را                                           بفراست می شناسد چنانكه خدا در قرآن می فرمايد :

    اِن فی ذالك الايات للمتوسمين و اِنها لبسبيل مقيم

     

    + نوشته شده توسط کوزه گر در جمعه پنجم بهمن 1386 و ساعت 9:3 |

    يادگار احمد مختار كی خواهد رسيد

     

                                                 يا رب آن شاهنشه اَبرار كی خواهد رسيد

     

    مسليمن را ياور و غمخوار كی خواهد رسيد

     

                                                   دوستان را كی بشارت ميرسد از مقدمش

    مژدة يوسف به اين بازار كی خواهد رسيد

     

                                               ای خدا  آن يوسف گم گشته ما در كجاست

    ناصر دين حامی شرع پيامبر در كجا ست

     

                                                مسلمين بی صاحبند شاهنشه ما در كجاست

    برسر ملك جهان سالار كی خواهد رسيد

     

                                                 مرتفع گشته حجاب و غيرت وشرم وحيا

    منتشر گشته دروغ و ، تهمت وبخل وريا

     

                                                   از شرار ظلم شد پژمرده باغ انبياء

    نيست زنهای مسلمان را دگر بر سر حجاب

     

                                                باد نوروزی به اين گلزار كی خواهد رسيد

                                                            

    + نوشته شده توسط کوزه گر در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 و ساعت 20:26 |

    عاشورا، فرهنگ شهادت‌طلبی را در پیروان اهل‌بیت زنده ساخت.

    شهادت طلبی

    استقبال از مرگ در راه عقیده و آرمان، نزد ملت‌های دیگر هم ارزشمند و ستودنی است و مردم آزاده چنین مرگی را تقدیس و تمجید می‌کنند و آن را برتر از زندگی مذلت‌بار و زیر بار ستم و همراه با ننگ و پستی می‌شمارند. مرگ سرخ، نوع کمال يافته‌تری از حیات است و شهدا زندگان جاویدند. حسین بن علی علیهما‌السلام آگاهانه به استقبال این مرگ سرخ رفت. یارانش نیز مانند خود او شهادت‌طلب بودند. اگر در اظهارات یاران امام حسین علیه السلام در شب عاشورا دقت شود، این روحیه در گفتارشان موج می‌زند و هر یک برخاسته، عشق خود را به کشته شدن در راه خدا و در حمایت از فرزند پیامبر و مبارزه با ظالمان ابراز می‌کردند. با آن که حضرت بیعت خویش را از آنان برداشت که هر کس می‌خواهد برود، اما سخنشان چنین بود:

    «الحَمدُ للهِ الذی اَکرَمَنا بِنَصرِکَ وَ شَرَّفَنا بِالقَتلِ مَعَک» (6)؛ سپاس خدایی را که با یاری کردن تو ما را گرامی داشت و با کشته شدن همراه تو، ما را شرافت بخشید.

    حتی نوجوانی چون حضرت قاسم نیز مرگ را شیرین‌تر از عسل می‌دانست و از آن استقبال می‌کرد

     امام نیز آنان را همین‌گونه می‌شناخت. وقتی احساس کرد خواهرش زینب در شب عاشورا اندکی ناآرام است و در پایداری یاران تردید دارد، فرمود: به خدا سوگند آنان را آزموده و امتحان کرده‌ام، اینان شهادت طلبانی هستند که به مرگ انس گرفته‌اند، همان گونه که کودک، به سینه مادرش مانوس است. (7)

    در همان شب‌، حضرت عباس علیه‌السلام در جمع بنی‌هاشم از آنان خواست تا نخستین کسانی باشند که به مبارزه می‌شتابد شما و پیشتازان شهادت باشند.

    این، فرهنگ اهل‌بیت است. در یکی از نیایش‌های امام حسین علیه‌السلام در همان روز عاشورا چنین می‌خوانیم:

    «اِلهی و سَیَّدی! وَدَدتُ اَن اُقتَلَ و اُحیی سَبعینَ اَلفَ مَرَّةٍ فی طاعَتِکَ و مَحبَّتَکَ، سِيّما اِذا کانَ فی قَتلی نُصرَةُ دینِکَ و اِحیاءُ اَمرِکَ و حِفظُ ناموسِ شَرعِکَ ...» (8)

    خدایا! دوست دارم که کشته شوم و زنده گردم، هفتاد هزار بار، در راه طاعت و محبت تو، به خصوص اگر در کشته شدنم نصرت دین تو و زنده شدن فرمانت و حفظ ناموس شریعت تو نهفته باشد.

    شهادت طلبان، تفسیر نوینی از مرگ و زندگی دارند. مثل امام حسین علیه‌السلام که فرمود: مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است «مَوتٌ فی عِزٍّ خَیرٌ مِن حَیاةٍ فی ذُلٍّ» (9) به راحتی حاضرند شرافت شهادت در راه حق را بر زندگی چند روزه و گذرا اما در ننگ و بدنامی ترجیح دهند.

    آموزش حسین بن علی به آنان این بود که مرگ، تنها پلی است که شما را از سختی و تنگنای دنیا به وسعت آخرت و نعمت‌های ابدی در بهشت می‌رساند؛ «فَمَا المَوتُ اِلاّ قَنطَرَةٌ...» (10) با چنین دیدی بود که در صبح عاشورا با آغاز تیراندازی از سوی سپاه عمر سعد، حضرت خطاب به یاران خویش فرمود: خدا رحمتتان کند! برخیزید به سوی مرگی که چاره‌ای از آن نیست. «قُومُوا رَحِمَکُمُ‌اللهُ اِلی المَوتِ الذی لابُدَّ مِنهُ» (11) و این در واقع فراخوانی به سوی حیات بود، حیاتی جاویدان در سایه مرگ سرخ.

    عاشورا، فرهنگ شهادت‌طلبی را در پیروان اهل‌بیت زنده ساخت.

    شهادت طلبی

    امامان نیز این رهنمود را با الهام از عاشورا به یاران و پیروان منتقل می‌کردند. زائران قبور شهدا و حرم حسینی نیز این عشق به شهادت و آرزوی کشته شدن در رکاب امام و در راه خدا را بر زبان می‌آوردند. امروز نیز ما در زیارتنامه‌ها این جملات را اظهار می‌کنیم که:

    «کاش من نیز با شما شهیدان بودم و به رستگاری بزرگ می‌رسیدم.»(12)

    پیام شهادت‌طلبی عاشورا را، رزمندگان اسلام و شهیدان انقلاب اسلامی و جبهه‌های دفاع مقدس به خوبی دریافتند و از آن در مبارزه با ستم و تجاوز سود بردند. امام خمینی «قدس سره» بیش از همه در احیای این فرهنگ در جامعه انقلابی ما نقش داشت و جوانان را حسینی و عاشورایی بار آورد.

    در سخنان و پیام‌های حضرت امام، نمونه‌هایی از همان روح حسینی و عاشورایی را می‌بینیم، که مجموعه این سخنان، خود کتابی مبسوط می‌شود. ناگزیریم تنها چند جمله را مرور کنیم:

    «مرگ سرخ، به مراتب بهتر از زندگی سیاه است و ما امروز به انتظار شهادت نشسته‌ایم تا فردا فرزندانمان در مقابل کفر جهانی با سرافرازی بایستند.» (13)

    «من خون و جان ناقابل خویش را برای ادای واجب حق و فریضه دفاع از مسلمانان آماده ساخته‌ام و در انتظار فوز عظیم شهادتم.» (14)

    «خط سرخ شهادت، خط آل محمد و علی است و این افتخار از خاندان نبوت و ولایت به ذریّه طیبه آن بزرگواران و به پیروان خط آنان به ارث رسیده است.» (15)

    «در این انگیزه است که همه اولیاء، شهادت را در راه آن به آغوش می‌کشند و مرگ سرخ را احلی من العسل می‌دانند و جوانان در جبهه‌ها جرعه‌ای از آن را نوشیده و به وجد آمده‌اند.» (16)

    + نوشته شده توسط کوزه گر در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 و ساعت 16:55 |

            علامت های ظهور امام زمان (عج) 

    1-   از كتاب غيبت نعمانی است كه حضرت صادق (ع) فرمودند

     دو نداء می آيد يكی در اول شب و يكی در آخر شب از ابلي

     راوی گفت من چگونه بشناسم كدام حق است فرمودند

    كسانی كه قبلاً حق و باطل آن را شنيده اند می شناسند .

        روايت كه از امام صادق (ع) تفضيل حالات حضرت بقية اله

         را نقل می كند چنين نوشته كه چون آفتاب طلوع كند فرياد

         كننده ئی از چشمه ی خورشيد به زبان عربی فصيح به سوی

        خلايق فريا می زند كه نمام اهل آسمانها و زمين آن را

         می شنوند می گويند ای گروه خلايق اين است

        مهدی آل محمد و او را به نام و كنيه جدش حضرت محمد

         اسم می برد و نام پدرش امام يازدهم حسن ابن

       علی  را می گويد تا برسد به حسين ابن علی صلوات اله عليهم

        اجمين و می گويد با او بيعت كنيد كه هدايت

       2-كشته شدن نفس زكيّه در مكه از علامات حتميه:

        سفيان ابن ابراهيم حريری از پدرش نقل می كند

        نفس زكيّه جوانی از آل محمد ( يعنی از سادات است

        و اسم او محمد ابن الحسن است ) بدون جرم و گناه

       گشته می شود .چون مردم او را كشتند ديگرنه در آسمان

        عذر خواهی و نه در زمين ياوری نخواهند داشت

       در آن موقع خدا آل محمد را با گروهی می فرستد كه آنها

       در چشم و نظر مردم از سرمه نرم تر می باشند .

       و چون ايشان قيام كنند مردم به حا ل ايشان گريه می كنند

        زيرا آنها را اشخا صی ضعيف می بينند و گمان

        می كنند كه به زودی در دست دمشن نابود خواهند شد

        ولی خداوند شرق و غرب عا لم را برای آنها  فتح

       می كند آگاه باشيد كه آنها مؤ منان حقيقی هستند و

      آگاه باشيد كه بهترين جها دها جهاد در آخر الزمان است

    3-   خسف لشكر سفيا نی  : خداوند تبارك و تعا لی 

      در قرآن می فرمايد : فاختلف الاحزاب من بينهم

    فويل للذين كفروا من مشهد يوم عظيم .

    يعنی طوائفی از مردم به جان يكديگر می افتند

    و وای بر كافرانی كه در آن روز بزرگ حاضر باشند .

    و سُفيانی و پيروانش خروج می كنند و قصد وهمتی

     جز ( نابودی ) آل محمد و شيعه ايشان ندارند پس

    لشكر ی به كوفه می فرستد و جمعی از شيعيان آل محمد

    را در كوفه می كشد و گروهی را بدار می زند و

    لشكری از خراسان می آيد تا در ساحل شط دجله

    فرودآيند و مرد ضعيفی از شيعيان با همراهانش

    برای مقابله با سفيانی بيرون كوفه می رود و مغلوب می گردد

     

    منزل حضرت حجت در كوفه

     

    آنگاه حضرت قائم ( ع) به كوفه بيايد و آنجا جايگاه

     او خواهد بود و تمام مسلمانا نی كه به غلامی  فروخته

    شده اند خريداری كرده و آزاد می كند و هر قرض داری

     باشد قرضش را اداء می كند و هر چيزی كه به

    ظلم گرفته شده به صاحبش بر می گرداند و هر بنده

     و غلامی كه كشته شده باشد قيمت آن را به صاحبش

    می رساند و هر متقولی كه در ياری ان حضرت كشته

    شده باشد اگر قرض داشته باشد قرض او را اداء

    می كند و عيالات او را به عطايای خود بهرمند می كند

    .چنان رفتار می كند كه تمام زمين را از عدل و قسط

    پر می كند چنانكه پر از ظلم و ستم و تجاوز شده بوده است .

     

    + نوشته شده توسط کوزه گر در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 و ساعت 16:40 |

     

     

     

     

    قصه های غم و بی قراری              باز اشك و محن، گريه زاری

     

    قصه ی  غصه های  درونم              ماجرای   د ل    پر زخونم

     

    د ر  پی  گريه های   شبانه              می خورد  برتنم  تازيانه

     

    نيست در شهر مان رادمردی           اهل عشق ئ صفا اهل دردی     

     

    عده ای  اهل فقر و    نداری           عده ای مرد از د ين فراری

     

    ديگر اينجا كسی با خدا نيست            در خيابان وكوچه حيا نيست

     

    غيرت از شهرما رخت  بسته            حرمت  نا خدايان    شكسته    

     

    عده ای  د ر نوا  و خروشند             دين خود را به زر می فروشند

     

    چهر ها را بين در نقا ب است        عقلشان در پی يك سراب است

     

    سينه ی خسته مان پر زآه است       دم زدن از خدا هم گناه است                                   

     

    گوئيا عصر هوش و نبوغ است       اين همه ادعا ها دروغ است

     

    بخت   بر ما اگر   رو  نمايد           گيرم  اين جمعه  آقا  بيايد

     

    شك ندارم كسی منتظر نيست        منتظر چشم كس سوی در نيست

     

    غرق نجوا كه شادی تمام است       اين  چه  وقت ظهور اما م است 

     

    ادعا می كنيم او ولی نيست             او ز نسل و تبار علی نيست

     

    هركسی  در پی يك  بهانه             می د ود   با بهانه به خانه

     

    او بايد همه كار داريم                 يا كه نه خا نه  بيما ر داريم

     

    او بيايد  همه   ناتوانيم              منكر   صاحب    زمانيم

     

    از ظهور ولی می خروشيم        زود او را به زر می فروشيم

     

    او بيايد دلش بی شكيب است     بين ما شيعيان هم غريب است

     

    علت اينكه صحرانشين است       يا كه مولايمان بی قرين است

     

    گرد غم كی ز رويش زدود يم       يا ر خوبی برايش  نبوديم

     

    نه همان  به كه غايب بماند        او نمازش  فُردا  بخواند   

    + نوشته شده توسط کوزه گر در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 و ساعت 13:12 |

    سعد گفت يا رسول الله تأ ويل اين چيست ( كه در قرآن در اول سوره مريم است)

     

     كهيعص فرمود اين حروف از اخبار غيبی است كه خداوند به اطلاع بنده اش

     

    زكريا (ع)  رسانيده سپس آن را برای ( حضرت ) محمّد  (ص)  حكايت كرده

     

    است و قضيه آن اين است كه زكريا (ع) از خدا خواست كه اسا می پنج تن را

     

    به او بيا موزد پس جبرئيل (از طرف خدا ) آمد و به او تعليم كرد و هر وقت

     

    زكريا اسم محمّد و علی و فا طمه وحسن را به زبان می آورد مسرور و

     

    خوشحا ل می شد و غمش بر طرف می گرد يد ولی نا م حسين را به زبان

     

    می آورد چنا ن غصه دلش را می گرفت كه گريه می كرد و بُهت زده می شد

     

    روزی زكريا گفت خدا وندا مرا چه می شود  كه هرگاه اسا می آن چهار نفر

     

    را می گويم غم های دلم تسكين پيدا می كند ولی چون نا م حسين را می گويم

     

    اشك چشم جا ری می شود و دلم به فغا ن می آيد پس خداوند داستان كربلا

     

    را برای زكريا بيا ن كرد كاف اشاره به كربلا است  و هاء اشاره به هلاك شدن

     

    عترت پيغمبر است و ياء اشاره به يزيد پليد و ظالم است و عين اشاره به

     

    عطش و تشنگی  آن حضرت و صا د اشاره به صبر آن حضرت است .

     

    چون زكريا (ع) اين قضيه را شنيد تا سه روز از مكان عبادت و مسجد ش

     

    بيرون نرفت و گفت نگذاريد كسی نزد من بيايد و شروع كرد به گريه و

     

    زاری كردن و می گفت خداوندا آيا بهترين خلق خودرا به مصيبت

     

    فرزند ش مبتلا می كنی آيا اين بلاء عظيم را در نزد او فرود می آوری

     

    آيا علی و فاطمه را به لبا س اين عزا و مصيبت می پوشا نی و غم

     

    و اند وه آن را به دل ا يشا ن می گذاری پس از آن گفت خدايا پسر ی

     

    به من بد ه كه در اين سن پيری چشم من به او من روشن گردد و او را

     

    وارث و جا نشين من گردان و او را برا ی من مانند حسين نسبت

     

    به محمّد (ص) قرار بده و چون آن فرزند را به من داد ی دل مرا

     

    شيفته محبت او گردان و مرا در مرگ او مبتلا كن چنا نكه

     

    حضرت محمّد (ص) حبيب خود ت را به مرگ فرزند ش

     

    سو گوار و معصيت زده خواهی كرد . پس خداوند يحيی را

     

    به زكريا (ع) داد و او را در مرگش عزادار و مصيبت زد ه

     

    مدت جمل يحيی شش ماه بود و مد ت حمل امام حسين (ع)

     

    هم شش ماه بود و برای او داستانی مفصل است .

    + نوشته شده توسط کوزه گر در پنجشنبه چهارم بهمن 1386 و ساعت 12:11 |